کد خبر: ۲۰۷۶۲
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۹۹ - ۰۷:۰۴-05 November 2020
ویکتور بوت می‌گوید به ۶ زبان تسلط کامل دارد، به ۱۰ زبان می‌تواند داد و ستد کند و کلا به ۱۶ زبان می‌تواند بخواند.
عصراسلام: سال ۲۰۱۴ به خبرنگار نیویورکر گفت که در حال یادگیری فارسی است و عاشق شاهنامه ا‌ست. اما این آدم کیست که به او لقب «بازرگان مرگ» یا «مظهر شیطان» را دادند؟‎‏ 

بوت در تاجیکستان در دوره شوروی به دنیا آمد. در جوانی عضو یک دوره‌ی مترجمی اطلاعاتی می‌شود و برای سرویس جاسوسی شوروی به اسم G.R.U فعالیت می‌کند. 

اوایل دهه ۹۰ میلادی به همراه همسرش به شارجه می‌رود و یک شرکت حمل نقل هوایی تاسیس می‌کند. ‏تعدادی هواپیمای قدیمی روسی تهیه می‌کند، توسط آن‌ها تلویزیون، مبلمان خانگی و از این دست اقلام را جابجا می‌کند. عمده سفرهایش هم به آفریقا و شرق آسیا بود. در یکی از این سفرهایش با احمد شاه مسعود روبرو می‌شود. 

در آن دوره برهان الدین ربانی رئيس جمهور افغانستان بود و احمد شاه مسعود وزیر دفاع‏ طالبان کم کم داشت در افغانستان قدرت می‌گرفت، احمد شاه مسعود به ویکتور بوت گفت آیا لابلای این کارهایت، می‌توانی یک بار اسلحه هم برای ما بیاوری؟ بوت پاسخ می‌دهد آوردنش را که می‌آورم، ولی باید آدمش را پیدا کنم. با توجه به این نکته، با فردی آشنا می شود به اسم میرچف که کار او معامله اسلحه و مهمات است. 

میرچف او را به انبار بزرگی از اسلحه و مهمات در اوکراین وصل می‌کند که از دوره شوروی به جا مانده بود. از آن به بعد برگ دیگری از زندگی ویکتور شروع می‌شود. میرچف می‌گوید من اسلحه برایت پیدا می‌کنم، تو جابجایشان کن. ویکتور شروع به فروختن اسلحه و تامین کردن اسلحه به دولت افغانستان‏ می‌کند. جنگ دولت افغانستان به رهبری احمد شاه مسعود با طالبان داشت بالا می‌گرفت و سفارشاتشان به ویکتور زیاد شد. 

طی یکی از این حمل و نقل‌ها، طالبان یکی از هواپیماهای بوت رو میزند و خلبان با چتر نجات پایین می‌آید. طالبان به رهبری ملا عمر او را بازداشت می‌کند. 

از آنجاییکه خلبان روسی بود، مقامات روسیه تلاش می‌کنند او را نجات دهند. کار به جایی نمی‌رسد. ویکتور خودش به افغانستان می‌رود و در آن کوه‌ها با ملا عمر دیدار می‌کند. چند هفته بعد خلبان روسی آزاد می‌شود. اینجا اتفاق مهمی رخ می‌دهد که بعدها روشن شد و آن زمان کسی خبر نداشت‏. ویکتور با ملا عمر یک قرارداد می‌بندد که به آن‌ها اسلحه و مهمات دهد! 

به این ترتیب هم به دولت مهمات می‌داد هم به طالبان و هر دو طرف را تامین می‌کند و آن‌ها را به جان هم می‌اندازد و مدل جدیدی از بازاریابی مهات رو پایه ریزی می‌کند!‏ برای توسعه کارش، سال ۹۷ به ژوهانسبورگ در آفریقا می‌رود. آنجا با فردی به نام اسمولین آشنا شد که رابط او با کشورهای آفریقایی می‌شد. 

همانطور که می‌دانید، خرید و فروش اسلحه قانونی است. مثلا این‌ها به دنبال بازارهای غیر قانونی بودند. برای اینکه قانون رو دور بزنن‏ اینکار را می‌کردند. مثلا در دوبی یک قرارداد بزرگ مهمات را انجام میداد، به اسم یک کشور قانونی میخرید که مشکل تحریم نداشت ولی در اصل مهمات را به این گروه‌های افراطی تحویل می‌دادند. 

به آنگولا رفت. دولت آنگولا با یک سری گروهک میلیشایی در جنگ بود‏. یکی از طرف دولت درخواست اسلحه کرد. این گفت چشم. چند صد هزار تن اسلحه به آن‌ها داد. از طرف دیگر با همان گروهی که دولت با آن‌ها می‌جنگید هم مذاکره می‌کرد و به آن‌ها هم اسلحه و مهمات می‌داد. یا مثلا رفت رواندا، هم به دولت توتسی اسلحه می‌فروخت و هم به اپوزیسیون رواندا.

به کنگو رفت و باز همین کار را کرد. می‌گویند سالهای ۹۰ تا ۲۰۰۰ ویکتور بوت حجمی از مهمات را به آفریقا وارد کرد که در تاریخ بی‌سابقه ا‌ست. 

جالب اینجاست که نه دولت‌ها و نه مخالفان خبر نداشتند که او به هر دو سمت مهمات میدهد. ویکتور مولتی میلیونر شده بود و شرکت هوایی‌اش به اسم Air Cess‏ بعد از لوفت هانزای آلمانی، بیشترین پرواز را از دوبی داشت. 

طی همین سالها مثلا معمر قذافی درخواست مهمات می‌دهد، او هم برایش مهیا می‌کرد. این آدم به تنهایی کل یک قاره را به خاک و خون می‌کشید. اخبار را نگاه می‌کرد ببیند کجا جنگ است، به سراغ آن‌ها می‌رفت و قرارداد می‌بست و تجهیزشان می‌کرد‏.

می‌گویند طی سالهای ۹۵ تا ۲۰۰۵ حدود ۳۰ کشور را مسلح کرده بود و همه را به جان هم انداخته بود. تحقیقات سازمان ملل اینجا شروع می‌شود و متوجه شدند که شخصی به این اسم نفت روی این آتیش میریزد.

هم کشورهای اروپایی هم آمریکا برنامه‌هایی داشتند برای صلح در منطقه‏ و می‌دیدند این‌ها روز به روز مسلح‌تر می‌شوند. تا اینکه فهمیدند همچین شخصی این کار را انجام میدهد. اسم او در رسانه‌ها مطرح شد و یک سناتور آمریکایی به او لقب بازرگان مرگ رو داد. 

مصاحبه‌ای با او انجام شد، به شوخی گفت ظاهرا بعد از بن لادن من دومین فرد خطرناک تحت تعقیب هستم‏. وقتی اسمش مطرح شد، چند کشور اروپایی و آمریکا دستور بازداشتش را به اینترپل دادند. بوت به روسیه برمی‌گردد و چون می‌بیند دیگر آزادی قبل را نداره، به طور موقت بیخیال کار می‌شود. بازرسان سازمان ملل می‌روند آفریقا و در تک تک کشورها مدارک علیه‌ش جمع می‌کنند. 

‎‏از آنجایی که ویکتور یک تهدید عمده برای صلح بین الملل شناخته می‌شود، آمریکا به دنبال بیرون آوردن او از روسیه و دستگیری‌اش است. پرونده‌اش را به DEA می‌دهند. طبق همان روندی که پاول لرو را بازداشت کردند، می‌خواستند ویکتور را بکشن بیرون از روسیه و بیاورند به کشوری که آمریکا بتواند او را استرداد کند. ازینرو حدود ۷ سال روی این پرونده کار می‌کنند. آن زمان یک گروه کمونیستی ضد دولتی در کلمبیا به اسم FARC وجود داشت که علیه آمریکا و دولت‌های آمریکایی می‌جنگیدند. درآمدشان از راه فروش مواد تامین میشد.‏ آمریکا نقشه‌ای را ریخت که در آن دو نیروی فارک از ویکتور درخواست اسلحه و مهمات بکنند. 

از طریق یک نفوذی این درخواست را به اسمولین می‌دهند (همان که بالا بهش اشاره کردم و دوست ویکتور بود). اسمولین به ویکتور اطلاع داد.‏ دو آدم به عنوان نیروهای فارک معرفی می‌شوند و با اسمولین دیدار می‌کنند. 

مهارت این دو نفر در بازی کردن این نقش حیرت آور است. از قیافه گرفته تا تیپ شخصیتی‌شان و اطلاعاتشان از همه چیز. به اسمولین می‌گویند ببین ما کلی محموله میخواهیم باید خود ویکتور را ببینیم‏. این اعضای قلابی فارک اول قبول کردند که او را در رومانی ملاقات کنند. ویکتور بررسی کرد، دید خطرناک است و ممکن است، بازداشت شود. ویکتور پیشنهاد ملاقات در مولداوی یا ارمنستان را داد. بالاخره روی تایلند توافق کردند. 

سفر به تایلند برای روس‌ها نیازی به ویزا نداشت و ویکتور احساس امنیت می‌کرد‏. شبی که ویکتور به تایلند رسید، کاروان بزرگی از نیروهای ضربت DEA مسیر بوت به هتل را پوشش دادند. از جاده گرفته تا هتل و همه چی را برنامه ریزی کرده بودند. به بازیگران فارک گفتند وقتی وارد جلسه می‌شوید فقط یک جمله را بگید و تاییدیه‌ی اون را بگیرید‏. به ویکتور بگید که این اسلحه‌ها را میخواهیم که با او آمریکایی‌ها را بکشیم. سعی کنید یه تایید از اون بگیرید. تاکید بخاطر این بود که تایید ویکتور باعث می‌شد به عنوان یک تروریست علیه آمریکایی‌ها شناخته شود و به راحتی او را بازداشت کنند. بوت با اعضای قلابی فارک وارد هتل می‌شود. در یک اتاقی مشغول حرف زدن می‌شوند. 

ویکتور لیستی از نیازهای آن‌ها را یادداشت میکنهگد و سپس آن شخص بازیگر آنجمله را می‌گوید. ویکتور هم در جواب می‌گوید هر چه بخواهید من به شما می‌دهم. بعد از گفتن این جمله مامورای DEA وارد می‌شوند و او را بازداشت می‌کنن‏د.

البته پروسه پرونده سازی و نقشه کشیدن برای گرفتن بوت حدود ۷ سال طول کشید. بوت دو سال در زندان تایلند ماند و هم روسیه هم آمریکا به شدت تلاش کردند او را آزاد کنند. پس از دو سال آمریکا موفق می‌شوند با حکم دادگاه او را به آمریکا ببرند.

یکی از اهداف آمریکا از گرفتنش لو دادن همدستانش بود و اینکه به چه اشخاصی وصله است. حکم ۲۵ سال زندان گرفت و می‌گویند در این ده سال گذشته (سال ۲۰۱۱ دستگیر شد) حتی یک نفر را لو نداده است. آخرین خبری که از او خواندم این بود که شاید با یک جاسوس آمریکایی در روسیه تبادل شود.

آدم عجیبی است. از نظر معامله با کشورها و گروه‌های نظامی به شدت تواناست. از نظر تسلطش به زبانهای مختلف واقعا حیرت آور است. دل و جرات دارد و خودش می‌رفت در دل جنگ‌های عجیب غریب در آفریقا و از ملا عمر گرفته تا گروه‌های نظامی خطرناک را از نزدیک با آن‌ها صحبت می‌کرد. 

فیلم lord of war با بازی نیکلاس کیج از زندگی این شخص الهام گرفته شده. بی‌بی‌سی یه مستند خوب هم به اسم The Notorious Mr. Bout ساخت که یک سری تصاویر دیده نشده از زندگیش دارد. فیلم Lord of war چیز بدی از او در آوردند و فقط از بخش‌هایی از زندگی‌اش الهام گرفتند.

فرید
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان