کد خبر: ۲۰۷۴۴
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۳۹۹ - ۰۹:۵۹-04 November 2020
واحد‌های اندازه گیری در عربی و جمع آن‌ها
عصراسلام: اصبع: واحد شمارش حبوبات غلاف دار و مشابه آنها مثل لوبیا و عدس و باقلا و غیره 
اصبع باجله، اصبع لوبه
جمع: اصابع

ارغیف: واحد شمارش هر قرص نان. ارغیف خبز
جمع: رغفان 

شده: واحد شمارش چیزهای به هم بسته شده توسط نخ طناب یا برگ نخل 
شدة خضره، شدة حبال
جمع: شداید

کاره: واحد شمارش بسته‌های کاه و نباتات مشابه. کارة تبن، کارة یل
جمع: کارات

راس: واحد شمارش احشام
معمولا برای یک عدد از احشام نام خود حیوان و برای دو راس از راسین و بیشتر از دو راس از روس استفاده می‌شود.
نعیه وحده
راسین نعای
خمس روس نعای

فص: واحد شمارش اجسام گرد و کوچک مثل سنگ‌های زینتی، نقل، قند، کره چشم
فص العین، فص شذر، فص نقل
جمع: فصوص

فرده: واحد شمارش دانه های خرما. فردة تمر
جمع: فردات

خیّال: واحد شمارش هر یک نفر سوارکار که از قرار گیری کلمه خیل (اسب) در صیغه فعّال بدست امده است.
جمع: خیّاله

زلمه: واحد شمارش هر یک نفر انسان پیاده. مثلاً (خمس خیّاله و اربعه زلّامه)
جمع: زلّامه 

یوز: فصیح آن جوز است و برای شمارش هر دو شی مشابه بکار می‌رود و تاء تأنیث عدد قبل یوز با خود کلمه یوز ادغام می‌شود.مثلاً: سبعة ایواز  (سبع تیواز) خوانده می شود
جمع : ایواز

شکاره: هر مقدار زمین زیر کشت رفته از یک نوع محصول 
شکارة حنطه، شکارة جت
جمع: شکارات
نفر: واحد شمارش انسان و شتر
جمع: نفرات

طاگه: واحد شمارش بسته های پارچه . طاگة خام 
جمع سالم: طاگات
جمع مکسر: طوایگ

قواره: مقدار پارچه لازم برای دوخت لباس مردانه.
جمع: قوایر

وصله: مقدار پارچه لازم برای دوخت لباس زنانه.
جمع: اوصل و وصلات

یِزّه: واحد حجم مقدار پشمی که از چیدن پشم یک گوسفند بالغ بدست می‌آید.
جمع: یزّات

عثگ: واحد شمارش خوشه‌های خرما. عثگ برحی، عثگ گنطار
جمع: عثوگ

عنگود: واحد شمارش خوشه های انگور. عنگود عنب
جمع‌: عناگید

چف: واحدی معادل کف دست انسان که معمولا برای پاره نان و پارچه استفاده می‌شود.
چف عِش، چف خام
جمع: چفوف

دَریه: واحد شمارش هر مقدار نخ و سیم که به صورت گلوله شده و دور هم پیچیده شده است.
جمع: دَریات و دَرایه

درزن: همان جین است و بیشتر برای بسته‌های کبریت استفاده می‌شود.
جمع: دَرازِن

کومه: هر مقدار شی کُپه و تلنبار شده از هر چیز . کومة تراب، کومة ملابس
جمع : اِکوَم 

طبخه: واحدی جهت نامیدن مقدار چای یا دیگر جوشانده ها که برای یک بار دم کردن کافی است. طبخة چای، طبخة زعتر
جمع: طبخات

صَم: واحدی حجمی به اندازه‌ای که یک مشت بسته انسان بالغ جا می‌گیرد. صَم ملح، صَم رمل
جمع: صموم

حضن: همان آغوش می‌باشد که مقداری از هر چیزی است که آغوش انسان بالغ جا می‌گیرد. حضن شوک، حضن حشیش
جمع: حضون

شلیف: از دوختن چند گونی بدست می‌آید و واحد حجم و وسیله جهت حمل و نقل غلات و گیاهان است. شلیف تبن
جمع: شلفان

چیله: هر یک بار پر کردن واحد حجم می‌باشد از قبیل کاسه یا ظروف دیگر یا معیار باروت ریختن در فشنگ سازی.
جمع: چیلات

گبضه: همان قبضه است ولی برعکس فارسی جهت سلاح استفاده نمی شود و منظور در اینجا مشت می باشد مثلا یک مشت عدس. گبضة عدس 
جمع : گبضات

لَندَه: معمولا جهت بسته‌های کاغذ استفاده می‌شود. لندة خطوط یا لندة ورق
جمع: لندات

ضَبَّه: جهت اشیاء به بهم بسته شده یا پیچیده شده بکار می رود. ضبة فلوس 
جمع: ضَبّات

باگه: همان باقه در عربی فصیح است که جهت شمارش دسته‌های گل و سبزیجات بکار می‌رود. باگة ورد
جمع: باگات

گرد آورنده: استاد عادل کریم العمراني

علوم وفنون ادبی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان