کد خبر: ۲۰۷۳۷
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۳۹۹ - ۰۷:۳۷-04 November 2020
انتخابات آمریکا به موضوع روز جهان بدل شده ‌است. درواقع پس از انتخابات آمریکا، وضعیت سیاسی و اقتصادی جهانی به طور واضح تحت‌تاثیر حضور بایدن یا ترامپ قرار می‌گیرد ولی سوال مهم در مورد اقتصاد ایران این است که هرکدام از این دو چه سیاستی در قبال ما دارند و اثرات حضور کوتاه‌مدت‌شان چیست؟
به نظر می‌رسد نظری که چند هفته قبل در مقاله اکونومیست در مورد تاثیر حضور بایدن یا ترامپ بر اقتصاد ایران آمده‌ بود، تقریبا درست باشد. اکونومیست گفته حضور بایدن یا ترامپ تاثیر شگرفی برای ایران ندارد؛ چراکه سیاست کلان آمریکا، تضعیف ایران است و تنها شدت و ضعف آن با حضور روسای جمهور مختلف تغییر می‌کند. تا‌ریخ تحریم‌های آمریکا علیه ایران بسیار طولانی‌تر از دوران ترامپ است. این تحریم‌ها از زمان ریاست‌جمهوری کارتر و پس از ماجرای اشغال سفارت آمریکا آغاز شد. بعدها در دوران کلینتون شکل مدرن‌تر و پیچیده‌تری گرفت، در زمان بوش شدت یافت، در دوران اوباما کمی سهل‌تر شد ولی همچنان وجود داشت و در زمان ترامپ باز هم پیچیده و سخت‌ شد. نکته قابل تا‌مل اینکه سیاست‌های تحریمی ترامپ طی دو سال گذشته به بالاترین حد رسیده و بعید است پس از این هم بتواند موثرتر شود. 

در صورت حضور ترامپ تکلیف ایران روشن است. او خواهان مذاکره با پیش‌شرط‌هایی است که ایران تا‌کنون به آنها تن نداده و بعید است که با توجه به سرنوشت مذاکره با کره‌شمالی، ایران به سمت مذاکرات گسترده با ترامپ برود.

در صورت پیروزی بایدن در انتخابات ریاست‌جمهوری، اگرچه او اعلام کرده که به برجام بازخواهد گشت اما تا‌ استقرار در کاخ سفید چند ماه زمان صرف می‌شود. از طرف دیگر نزدیکی انتخابات در ایران و نامشخص بودن اینکه چه کسی و از چه طیف دیدگاهی به‌عنوان رئیس‌جمهور در راس کار قرار می‌گیرد، مسیر مذاکرات هسته‌ای را دشوار خواهد کرد. بنابراین زمان موردنیاز برای بازگشت به دوران گفت‌وگوها حداقل یک‌سال است.

حالا سوال این است که بایدن یا ترامپ؛ کدام وضعیت اقتصاد ایران را تغییر می‌دهد.

در صورت پیروزی بایدن، شاید در کوتاه‌مدت گشایش‌هایی از جنس ورود بیشتر ارز به کشور یا فروش افزون‌تر نفت رخ دهد ولی مشکلات اقتصاد ایران ساختاری است و در چند سال گذشته به صورت مزمن درآمده، تلنبار شده و باید در داخل کشور حل شود. چند نمونه چنین است:

یک: اقتصاد ایران 40 سال است که میان انتخاب حرکت در مسیر اقتصاد خصوصی یا دولتی سرگردان باقی مانده ‌است. هیچ اقتصادی در جهان بدون توسعه بخش‌ خصوصی نتوانسته به توسعه دست پیدا کند؛ حاکمیت باید یکبار و برای همیشه در این مورد به تصمیم برسد.

دو: فقدان احزاب قوی و نداشتن استراتژی مشخص به جریان‌های سیاسی فرصت داده که تصمیم‌گیری‌های جناحی و فارغ از منافع ملی را به‌عنوان نسخه به سیاست‌گذاران کشور تحمیل کنند. پس از اجرا هم عموما هیچ‌کس پاسخگوی اشتباهات صورت گرفته نیست.

سه: بدون تعامل با دنیا نمی‌توان انتظار توسعه اقتصاد کشور را داشت. در پس این تعامل است که سرمایه‌های خارجی به کشور وارد می‌شود، روابط اقتصادی با همسایگان شکل می‌گیرد و در نهایت افق‌های جدیدی پیش روی کشور باز می‌شود. برای دستیابی به این هدف نیاز به استراتژی مشخص ضروری است.

چهار: روند سرمایه‌گذاری در کشور سیر نزولی دارد. خطر بزرگ اینکه در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری به نسبت استهلاک هم منفی شده ‌است. در این شرایط باید به دقت عوامل موثر بر خروج سرمایه از کشور بررسی شود. ضمن اینکه باید راهکاری هم برای جلوگیری از خروج نخبگان پیدا کرد. هر دوی اینها عواملی در برابر توسعه به شمار می‌آیند.  پنج: بی‌تصمیمی یا دیر تصمیم گرفتن یک رنج بزرگ طی تمام سال‌های گذشته بوده‌ است. اقتصاد و جامعه ایران بارها از این موضوع آسیب دیده ‌است. نمونه روشن هم همین موضوع FATF است که هنوز در مورد آن تعیین تکلیف نکرده‌ایم.  خلاصه کلام اینکه باید تکلیف‌مان را با خودمان، دنیا و آینده کشور روشن کنیم

 
 مسعود خوانساری  
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان