کد خبر: ۲۰۷۳۲
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۳۹۹ - ۰۶:۲۹-04 November 2020
(کتاب "آشنای غریب"، ناگفته های دکتر محسن رضایی، ماجرای احمد، ص ۷۸)
«احمد فرزند بزرگ من است که در ایام مبارزات فشرده و مخفیانه در دوران رژیم ستمشاهی به دنیا آمد و در دوران حضور من در جبهه که نوعی دیگر از غیبت من بود رشد کرد. احمد به دلیل ناراحتی هایی که از محیط زندگی و فضای سیاسی کشور پیدا کرده بود استعداد نوعی اعتراض را داشت. به همین دلیل بدون اجازه من از کشور خارج شد و پس از تصادفی که با خانواده اش در راه خوزستان به شیراز برایش پیش آمد، خانمش که تازه با هم ازدواج کرده بودند به شدت مجروح شد و بیش از یک ماه به حالت کما رفته بود. وضعیت روحی وی به هم خورده بود. ایشان ایران را ترک کرد و پس از مدتی که در مراکش بودند به آمریکا رفتند. در آمریکا او را وادار به مصاحبه علیه مسئولین سیاسی کشور کردند.

دلیل این رفتار احمد، از نرسیدن من به خانواده و پر نکردن خلاء پدری در طول دوران نظامی گری ام در سپاه ناشی می شود که به دلیل ضرورت حضور در جبهه های جنگ، حتی شش ماه یک بار هم خانواده ام را نمی دیدم. لذا با وجود آنکه سه میلیون جوان در حدود سن احمد نزد ما آمدند و‌ در جبهه ها تربیت شدند ولی احمدها در پشت جبهه به دلیل خلاء محبت پدری، در همان سن رزمندگان و‌هفت سال پس از پایان جنگ، دچار آسیب و مجروحیت سیاسی و روحی شدند. با این تفاوت که تحمل این نوع مجروحیت کار سخت تری است.»

(کتاب "آشنای غریب"، ناگفته های دکتر محسن رضایی، ماجرای احمد، ص ۷۸)
 
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان