کد خبر: ۲۰۷۰۵
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۳۹۹ - ۰۵:۴۷-03 November 2020
این برگه‌های بی‌نام
برگه‌های امتحان نهایی، بی‌نام بود. یعنی نام و نام خانوادگی دانش‌آموز برای کسی که برگه‌اش را تصحیح می‌کرد، مشخص نبود. طبعاً به این خاطر که کسی که برگه را تصحیح می‌کند، ارزیابی و نمره دادنش به شناختن دانش‌آموز ربطی نداشته‌باشد.
 هفت سال از شروع به کار دولت روحانی می‌گذرد. تعداد افراد قابل ملاحظه‌ای از افراد جریان موسوم به اصلاح‌طلب به نهادهای مختلف دولتی و عمومی وارد شدند، پست گرفتند و مدیر شدند. مثل هر مدیر دیگری اینک وقت پاسخگویی درباره «نتیجه عملکرد»هاست: آیا واقعاً در مجموعه‌ی شهرداری، در وزارت‌خانه‌های مختلف، در نهادهای گوناگون،پس از ورود این قبیل مدیران، از دردهای مردم کاسته‌شد؟ آیا مدیران موسوم به اصلاح‌طلب، واقعاً کارنامه‌ی قابل دفاعی در «اصلاح» وضعیت داشتند؟ 

 حس من این است که در بسیاری از حوزه‌ها، از موارد استثنا که بگذریم، این تغییر جریان سیاسی مدیران و کارشناسان، تأثیر چندانی در زندگی مردم نداشته‌است. به نظر من به عنوان یک شهروند، درها، در اغلب موارد، بر همان پاشنه چرخیده‌است.

 در این دوره، نسلی جدید از مدیران ِ اصلاح‌طلب جوان هم وارد فضای مدیریتی کشور شدند. پیش از این، گفته می‌شد که یکی از مشکلات اصلی اصلاح‌طلبان - مثل باقی سیستم - عدم چرخش نسلی در مجموعه‌های تصمیم‌ساز آن‌هاست. گفته می‌شد که اگر جمع‌هایی مانند "شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان" جوان شود، هوای تازه‌ای به نفع مردم در این جریان خواهد وزید. اما امروز، با مشاهده نتیجه نهایی عملکرد بسیاری از همین مدیران جوان اصلاحطلب در هفت سال اخیر، باید در نتیجه‌بخشی این امید شک کرد: گویی مدیران جدید اصلاحطلب هم به مانند بسیاری از مدیران سال‌های قبل غیراصلاحطلب، به فکر ارتقاء موقعیت خویش‌اند و پست‌های مدیریتی بعدی و وکیل و وزیر شدن. عزل و نصب‌هایی در این هفت ساله دیده‌ام که علیرغم باورم به خیرخواهی مدیران و کارشناسان جذب شده، اصلاً شایستگی چنین پست‌هایی را نداشته‌اند. پس برای مردم چه فرق می‌کند؟ اصولگرای کارنابلد یا اصلاح‌طلب کارنابلد؟ 

 کمر جامعه زیر بار محافظه‌کاری و ترس‌خوردگی و فساد و کارنابلدی و منفعت‌طلبی مدیران و ناکارآمدی نهادها در حال خرد شدن است. واقعاً برای مردمی که در سیاهی ِ فقر و نابرابری و فساد و ناامیدی دست و پا می‌زنند، چه فرق می‌کند که مدیران فلان مجموعه، اصلاحطلب باشند یا اصولگرا؟ چپ باشند یا راست؟ دانشگاهی یا حوزوی؟ سخن‌ور یا الکن؟ نیت‌شان خیر باشد یا بد؟ برای مردم، برای جامعه، عملکردها مهم‌اند. فرصت‌ها در گذرند. 

 پشت هیچ توجیهی، از "نمی‌گذارند" و "نشد" و "می‌خواستیم اما ..." و "تحریم" و "بی‌پولی" هم نمی‌توان پنهان شد. اگر "نمی‌شد"، چرا ماندید و از مواهب مدیریت‌ و شغل‌تان سود بردید؟! برخی از مدیران اصلاح‌طلب جوان، در هفت سال اخیر، در مجموعه‌هایی مدیریت یا فعالیت کرده‌اند که قطعاً توان و امکان اثرگذاری را داشته‌اند. اما چرا تغییر محسوسی در عملکرد و خروجی این نهادها شاهد نبوده‌ایم؟ 

 برگه‌های امتحان‌تان بی‌نام‌اند. جامعه، فقط به عملکردهایتان نمره می‌دهد. یادمان باشد، عهد اخوتی اگر هست، با چپ و راست و اصلاح‌طلب و اصولگرا، «خدمت - واقعی- به مردم» است. و لاغیر. 

 
ایده‌نوشت‌های مهدی سلیمانیه|اینکجا|@inkojaa
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان