کد خبر: ۲۰۶۹۳
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۳۹۹ - ۰۴:۵۰-03 November 2020
دولت بر باز شدن مدارس اصرار دارد. این در حالی است که تعداد مبتلایان جدید همچنان قابل توجه است و هر روز دست‌کم 2000 نفر بر شمار مبتلایان اضافه می‌شود و شمار روزانه تعداد درگذشتگان جدید (به دلیل این بیماری) نیز سه رقمی است.
 گویا دولت به این شاخص‌های مهم در سیاست‌گذاری توجهی ندارد.

اگر سیاست بازگشایی مدارس را از منظری انتقادی مورد بررسی قرار دهیم، می‌توانیم فرضیات بسیار زیادی را مطرح کنیم.
در اینجا تنها به دو فرضیه متمایز از این میان، اشاره می‌کنیم که یکی بر منافع استوار است و دیگری بر رویکردی کارشناسی:

 فرضیه نخست بر این است که بازگشایی مدارس بیش از همه مبتنی بر منافع مدارس غیرانتفاعی است؛ داده‌های میدانی ما حاکی از آن است که بسیاری از مدارس غیرانتفاعی در تهران در آستانه ورشکستگی هستند و برخی از مدارس نیز تعطیل شده‌اند. والدین دانش‌آموزان ترجیح می‌دهند به جای پرداخت هزینه گزاف به مدارس غیرانتفاعی، بچه‌های خود را به مدارس دولتی بفرستند و در عوض برای درس‌های خاص آنان نیز از معلم‌های خصوصی باکیفیت بهره گیرند.

 فرضیه دوم: پیش‌فرض آموزش دانش‌آموزان، به‌ویژه دانش‌آموزان دبستانی، ایجاد ارتباط میان معلم و کودک/ نوجوان است؛ بنابراین پیش از آنکه ارتباطی الکترونیکی و از راه دور، میان آن‌ها ایجاد شود، لازم است که دانش‌آموز رو در روی معلم خویش قرار گیرد و ارتباطی مناسب مبتنی بر اعتماد و دوستی میان آنان برقرار شود. ضمن آنکه معلمان ما هنوز از مهارت‌های لازم برای انجام ارتباطات از راه دور برخوردار نیستند.

هر دو فرضیه، تا حد زیادی معقول به نظر می‌رسند اما شواهد موجود، فرضیه اول را تایید می‌کند:
 دولت هیچ توضیح قانع‌کننده‌ای در این زمینه ارائه نکرده است و اگر این اقدام مبتنی بر نظر کارشناسی بود نیازی به سخنرانی‌های شعاری بی‌پایه نداشت.

 اگر فرضیه دوم درست بود، انتظار می‌رفت که دولت در فصل تابستان، اقداماتی در زمینه مهارت‌آموزی معلمان انجام دهد؛ اما اقدام خاصی در این زمینه صورت نگرفته است.

 اگر رویکرد کارشناسی فوق صادق بود، دوره ویژه‌ای برای آشنایی معلم-دانش‌آموز تعریف می‌شد نه آنکه مانند یک روز معمولی کلاس‌ها با تدریس آغاز شود.
 اگر فرضیه دوم درست بود، بازگشایی مدارس محدود به دبستان می‌شد و مقاطع متوسطه و به‌ویژه متوسطه دوم از این موضوع معاف می‌شد.

 از آن سو، در فرضیه اول، منافع مدارس غیرانتفاعی همسویی مهمی با منافع دولت دارد؛ با کنار رفتن مدارس غیرانتفاعی، به همان ظرفیت جذب دانش‌آموز در دولت ایجاد شود. در حالی‌که همیشه ثبت‌نام در مدارس دولتی با دشواری‌هایی روبرو بوده، در ایام اخیر نیز اقدام جبرانی و لزوم افزایش ظرفیت، مورد توجه دولت قرار نداشته است.
 بسیاری از تصمیم‌گیران یا به واسطه محل تحصیل کودک خود (یا منافع مادی ناشی از سرمایه‌گذاری در آنجا) دل در گرو تداوم مدارس غیرانتفاعی دارند و ترجیح می‌دهند به جای پاسخ به دشواری‌های نیازهای آموزشی مردم (به دلیل مشکلات درآمدی در ایام کرونا)، به مشکلات مدارس غیرانتفاعی توجه نشان دهند.

 اگر این برداشت درست باشد، کافی است دولت، مانند سال تحصیلی قبل، مدارس را تنها برای بخشی از سال باز بگذارد؛ شهریه‌ها که پرداخت شد، دیگر نه امکان استرداد آن وجود دارد و نه مدارس دولتی، حاضر به پذیرش دانش‌آموزان در میانه سال خواهند بود❗️

با گذر زمان، بهتر می‌توان درباره صحت و سقم این ادعا قضاوت کرد.

کانال سیاست‌گذاری اجتماعی
 @SocialPolicy
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان