کد خبر: ۲۰۶۴۲
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۹۹ - ۰۷:۳۳-31 October 2020
مصاحبه پرویز خسروانی با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار اول
عصراسلام: در وقایع ۹ اسفند [۱۳۳۱] ساعت ۱۲ بود که والاحضرت فقید شاهپور علیرضا پهلوی به من تلفن کرد که اعلی‌حضرت در اثر فشار آقای دکتر مصدق می‌خواهند برای مدتی از وطن خارج بشوند و من تشخیص می‌دهم که اگر چنین کاری انجام بشود، ممکن است اعلیحضرت دیگر برنگردند و به زیان کشور تمام بشود و شما با داشتن تشكیلات وسیعی که از لحاظ جوان‌ها و ورزش و این‌ها داری فعالیتی بکنید که مردم بدانند و با کمک مردم از رفتن شاهنشاه جلوگیری بشود. 

از این‌جهت چون ساعت ساعتی بود که اجتماع جوان‌ها در کلوپ‌های مختلف تاج واقعاً آن موقع مقدور نبود ما بلافاصله … تصمیم گرفتیم برویم در دبیرستان البرز وارد بشویم و زنگ مدرسه را به صدا در بیاوریم و همین کار را هم کردیم. 

پنج نفر شدیم با ماشین رفتیم آنجا به بهانه اینکه می‌خواهیم رئیس دبیرستان را ببینیم من هم یک سرگرد جوانی بودم و خب همه در اثر فعالیت‌های ورزشی من را می‌شناختند، وارد مدرسه شدیم و بی‌اختیار زنگ مدرسه را زدیم و مدرسه به یک صورت چیزی درآمده و گفتیم که شاه می‌خواهد برود و وظیفه شما جوان‌ها است که بیایید دم کاخ اعلی‌حضرت می‌خواهد خداحافظی بکند و نگذاریم برود. 

در این موقع من دیدم عده‌ای از طرفداران باشگاه تاج این‌ها ریختند و پرچم دبیرستان را برداشتند و همین باعث شد که یک هلهله‌ای در بین جوان‌ها چیز شد و یک ستونی رفتند به سمت کاخ سلطنتی. و از همان‌جا یک گروهی هم فرستادیم به دبیرستان فیروز بهرام و این برنامه طوری شد که دیگر مردم هم در آن‌واحد فهمیدند و دم کاخ جمع شدند. 

البته آن روز واقعاً فعالیت زیاد بود و مردم هم واقعاً با اعتقاد این کار را انجام می‌دادند. اینجا باید قبول کرد که در آن موقع روحانیت راستین که در ایران بود به سرپرستی آقای آیت‌الله بهبهانی و این‌ها خیلی فعالیتشان شدید شد تا به مرحله‌ای رسید که اعلی‌حضرت ناچار شدند که پشت میکروفون قرار بگیرند و در مقابل واقعاً هزاران هزار نفر که دورکاخ را گرفته بودند از رفتن به خارج انصراف خودشان را به ملت اعلام بکنند. 

ولی خب البته در این موقع دولت هم بیکار ننشسته بود فعالیت‌هایی را می‌کرد برای خنثی کردن این ولی دولت در آن موقع متأسفانه کاره‌ای نبود قدرت حزب توده بود. حزب توده از ضعف و زبونی آن حکومت استفاده کرده بود.

... البته بعد که شاهنشاه انصرافشان را [نسبت به خروج از کشور] حاصل کردند، مردم متفرق شدند؛ ولی نیروی جوان‌هایی که متعلق به سازمان تاج بود خارج نشدند چون فکر می‌کردند که شاید نیمه‌شب شاه برود.
 
[… بعد] ما آمدیم بیرون بازهم به فعالیت خودمان ادامه دادیم. البته در آن موقع دکتر مصدق به مجلس رفته بود به رئیس ستاد وقت که بهارمست بود پرخاش کرده بود و به سینه او زده بود که با بودن شما چرا باید این اتفاق بیافتد و در آن موقع ضعف رئیس ستاد وقت باعث شد که مجلس بلافاصله درهمان جا قطعنامه‌ای صادر کردند که کسانی که مسبب این ازدحام شدند مجازات بشوند.

صبح ساعت شش دوتا کامیون نظامی آمد من را که سرپرست آن گروه بودم گرفتند و بردند به زندان و صبح ورق برگشت با گرفتن من و فعالیت‌هایی که شب دولت کرده بود با کمک حمایت باطنی کمونیست‌ها به‌کلی ورق برگشت و میلیون‌ها نفر ریختند به نفع مصدق در خیابان‌ها، على‌رغم روز نهم که تمام طرفدارهای سلطنت بودند، روز دهم طرفدارهای مصدق بودند که فریاد می‌زدند: «یا مرگ یا مصدق.»

پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان