کد خبر: ۲۰۶۳۹
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۹۹ - ۰۶:۵۰-31 October 2020
در جریان انتخاب آقای سپهبد رزم‌آرا به سمت نخست‌وزیری و معرفی ایشان به مجلس شورای ملی و معرفی کابینه از طرف خود ایشان من شخصاً آن‌جا ناظر این ورود بودم. از قبل مرحوم دکتر مصدق اعلان کرده بودند که یک مارشال با چماق به‌دستش، عصای مارشالی مقصودشان بود، نمی‌تواند وارد این صحنه مجلس بشود ما اجازه چنین ورودی به او نخواهیم داد
 مرحوم رزم‌آرا لباس شخصی پوشیده بود من خوب به‌خاطر دارم که یک کت‌وشلوار قهوه‌ای بسیار تروتمیزی تنش کرده بود و کابینه‌اش هم که آمدند تو ما منتظر بودیم ببینیم چه عکس‌العملی از جانب جبهه ملی و مرحوم دکتر مصدق به‌اصطلاح به منصه بروز می‌رسد. 

رزم‌آرا دم در وقتی که وارد شد اول یک تعظیم بلند به همه نماینده‌ها کرد. بعد اجازه خواست. به مجرد این‌که وارد شد مرحوم دکتر مصدق از جایش بلند شد و گفت، «مارشال چماق به‌دست برو بیرون، برو بیرون.» یک‌همچین اصطلاحی بود که حالا ثبتش را باید دید تو جلسه مجلس. شروع کردند به پرخاش کردن و بعد آمد و مرحوم رزم‌آرا دوباره یک تعظیمی کرد و خیلی همان لبخندی داشت همیشه رزم‌آرا لبخند بزرگی هم می‌زد. با همان لبخندش و هی تعظیم کرد و سرش را تکان داد و نشست با اجازه. آقای سردار فاخر هم که خوب از طرف جناح دربار موظف بود که این را تحمیل کند. خواست مجلس را اداره کند «آقا بنشینید، شلوغ نکنید.» البته با همان تظاهرات مرحوم سردار فاخر کرد و بعد به ایشان اجازه داد که بنشیند آمدند هیئت دولت نشستند. 

مرحوم رزم‌آرا اجازه خواست که برود کابینه‌اش را معرفی کند. موقعی که آمد پشت تریبون باز دوباره البته وقتی بلند شد دوباره یک تعظیم هم کرد به سردار فاخر و بعد رفت پشت تریبون و شروع کرد به این‌که بگوید که من در چه موقعی عهده‌دار این پست شدم و به چه علت و می‌خواهم چه‌کار کنم به‌خصوص که مسئله نفت هم مطرح بود. 

یادم هست موقعی که کابینه‌اش را معرفی کرد مرحوم دکتر مصدق شروع کرد به، این صندلی‌های مجلس یک پیشدستی دارد که بلند می‌شد که آقایان بلندش می‌کردند از آن‌جا می‌آمدند بیرون. این پیشدستی‌اش را کوبید مثل این‌که از قبل قرار گذاشته بودند. بعد شروع کردند به بلند کردن و کوبیدن. این چند نفر وکلای جبهه ملی که بالا نشسته بودند یادم می‌آید عبدالقدیر آزاد هم جزوشان آن‌وقت‌ها بود، عبدالقدیر آزاد بود، مرحوم اللهیار صالح بود، دکتر بقایی، حسین مکی، نریمان، حائری‌زاده. این آقایان طرف چپ مجلس آن بالا یک دو ردیف به آخر مانده نشستند، شروع کرد دستی‌اش را به‌شدت کوبیدن. عبدالقدیر آزاد که خیلی او پرخاش هم می‌کرد در ضمن شروع کردند دست‌هایشان را کوبیدن که صدای رزم‌آرا نرسد که بتوانند بنویسند به‌عنوان اعتراض. 

مرحوم اللهیار صالح آدم مبادی آداب بیشتری بود یک‌خرده هم بیشتر محجوب بود. او نمی‌زد اول دسته صندلی‌اش را نکشیده بود بزند این‌ها بعد من دیدم که مرحوم دکتر مصدق بلند شد با تشر به او گفت، «آقا چرا نمی‌زنید؟» اللهیار صالح من یادم هست خجالت کشید و خندید و گفت، «بله.» بعد یواش برداشت و آرام می‌زد. این جلسه هیچ‌وقت من یادم نمی‌رود. یک عده هم که مخالفین بودند «آقا بگذارید حرفش را بزند.» موافقینی که یزدی و امثال طاهری‌ها و آن دارودسته‌هایی که بودند که باید این را تحمیل می‌کردند. 

به‌هرصورت هی می‌خواستند که آقا حرفش را بگذارید بزند سردار فاخر هم «بنشیند، فلان می‌کنم والله» بالاخره رزم‌آرا همین‌طور در وسط این شلوغی این کابینه را معرفی کرد و کسی هم چیزی نفهمید از کابینه‌اش و بعد صورتش را داد البته ثبت کردند برای این‌که چیزی شنیده نمی‌شد توی این شلوغی.

به‌هرصورت دیگر بعد بنا شد که برنامه دولت مطرح بشود و قضیه نفت به میان آمد و استیفای حقوق ملت ایران که البته از طریق آقای رزم‌آرا اگر نظرتان باشد مرحوم رزم‌آرا با پانصدهزار لیره قال را کنده بود که از دولت انگلیس بگیرند و علی‌الحساب کار دولت را با پانصدهزار لیره پوند استرلینگی می‌خواستند از شرکت نفت بگیرند بنا بود چرخ‌ها را بگردانند یک قدری و مرحوم دکتر مصدق از او سؤال کرد گفت، «شما با پانصدهزار لیره می‌خواهید نفت ایران را معامله کنید، با پانصدهزار لیره؟ آخر مرد حسابی چه شرایطی؟ چه قراردادی رفتی بستی برای این‌کار؟» خوب اعتراضات و آن جلسه به هم خورد خلاصه. 

این جلسه ورود آقای رزم‌آرا بود به مجلس که من خودم شاهدش بودم و هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. آن کار مرحوم اللهیار صالح بود و یکی از این دسته‌های صندلی‌ها کنده شد نمی‌دانم مال دکتر بقایی یا مال یکی از این آقایان دسته صندلی‌اش را کندند به‌هرصورت این‌قدر شدید زده بود که دسته صندلی‌اش درآورده بود و چوبش هم در دستش مانده بود. این آن خاطره آن معرفی کابینه مرحوم رزم‌آرا است به مجلس.

مصاحبه محمد پدرام با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار سوم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان