کد خبر: ۲۰۶۲۲
تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۹ - ۰۶:۲۳-30 October 2020
مر حوم طباطبایی که اول انقلاب مقام قضایی داشت و با تندروی مسئولان انقلاب اختلاف نظر اساسی داشتند و در مدت مسئولیت قضائیش جان بسیاری افراد را نجات داد او می گوید :
اوایل انقلاب مرحوم حسینعلی راشد_ خطیب شهیر  را گرفته بودند. _چون در رادیوزمان شاه شب های چهار شنبه سخنرانی می کرد_ برای آزادی او به زندان رفتم. وقتی که ایشان را آزاد کردم, دم در نمی گذاشتند برود. 

بعضی تند روها و دو تا از بچه‌های مجاهد نمی گذاشتند او را بیرون ببرم ,تا آن جا که در خیابان زندان قصر به سوی من تیراندازی کردند چرا که خیلی مخالف راشد بودند. 

به هر حال من آقای راشد را از زندان آزاد کردم و به منزلش رساندم. ایشان خیلی برای من دعا کردند و فرمودند: 

دیگر عمر من  برای اسلام  مفید نیست, شاید مرگ من برای اسلام مفید باشد. من از خدا تقاضای مرگ کردم تا شما هم اذیت نشوید! 

شماره تلفن منزلم را به دخترشان دادم تا اگر خدای ناکرده دوباره به خانه اشان ریختند, زنگ بزند. آن موقع که موبایل نبود, یک بی سیم بود که به دادگاه اوین زنگ می زد .  این دستگاه فقط بوق می زد و اعلام می کرد که به فلان شماره زنگ بزنید.

به حاج خانم سپرده بودم اگر دختر راشد زنگ زد حواست باشد به من اطلاع دهی! حاج خانم زنگ زد و گفت: 

صبح دختر راشد زنگ زد و گفت: 
پدرم از دنیا رفت! 
بنا به گفته فرزندشان آقای راشد روز پنجشنبه غسل می کند و وضو می گیرد و رو به قبله می خوابد و می گوید: 
خدایا نجاتم بده و مرگم را برسان! 
دعایش مستجاب می شود و از دنیا می رود. 

سیره فرزانگان, عبدالحسن بزرگمهر نیا, نشر سامان دانش, به نقل از: اخلاق و مبارزه (خاطرات سید مهدی طباطبایی) ج۲،ص۱۰۹، نشر عروج.
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان