کد خبر: ۲۰۶۰۰
تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۹ - ۰۰:۵۴-30 October 2020
عقلای مجانین، بخشی از تاریخ فرهنگی مسلمانان بخصوص ایرانیان است که در وجود شخصیتهایی نظیر بهلول تجلی یافته است.
اینان، کسانی بودند که در پوشش ظاهر غریب خود، گونه ویژه ای از تربیت و اخلاق را ترویج می کردند.

آنان که بخشی از عمرشان را در کوی دانشگاه تهران و خوابگاههای ماقبل نوسازیهای اخیر آن، گذرانده اند، این شانس را داشته اند که محضر یکی از این عقلای مجانین را درک کنند و آن کسی نبود جز دکتر عابدی معروف که تاریخ شفاهی کوی دانشگاه پس از انقلاب بود.

او با شیوه خاص رفتاری خود و بی پروایی در بیان برداشتهای خود از دین و شیوه زیست انسانی، بر عده زیادی از ساکنین کوی موثر بود و اینک که از پس پرده زمان به آنچه که او در خصوص موضوعات متعدد خرد و کلان نظیر سیاست انتخاباتی، تعبیر خواب و نحوه جمع کردن سفره می گفت، می اندیشم می بینم که در بیشتر موضوعات حق با او بوده است.

دکتر عابدی، زاده نطنز، از سال 1359 ساکن کوی دانشگاه بوده است و یکی از معروف ترین هم اتاقی هایش قیصر امین پور بوده است.

پافشاری افسانه ای او در اثبات انحراف قبله مسجد دانشگاه تهران از آن مواردی است که او سالها به آن می نازید بعدها ادعای کرامت جدیدی نیز داشت از جمله اینکه آن مسولانی که با او مخالفت کردند، بعدها نادرستی شان آشکار شد.

پس از سقوط از درخت گردو و آتل بندی کل پیکرش، دیگر رمق سابقش را نداشت و من فکر می کنم که تغییر نسل دانشجویان و تغییر نگرش به او نیز در احوالات روحی او موثر بود.

در زمان ما خیلیها خالصانه او را قبول داشتند و در بدترین حالت او دیوانه ای دانسته می شد که حرفهای حکیمانه می زد و می دانم که بعدها تعابیر دیگری از او داشتند.

تابستان ها، خیلی از دانشجویان در یک فرایند خودجوش از او می خواستند که مهمان خانه هایشان باشد و به قول خودش وقت آزاد نداشت.
از میان مجموعه آرای او اگر تنها نظر او در مورد کفایت 4 تا 6 ساعت خواب و تاکیدات مکرر او بر سحرخیزی، را گوش می کردیم و عمل می کردیم، الان روزگار بهتری داشتیم.

به یاددارم که با جمع آوری مبالغ خرد از بچه های دانشجو و دیگرانی که به او اعتماد داشتند، مایحتاج نیازمندان را تهیه می کرد .

بعد از دوران دانشجویی، بارها او را در مترو و اتوبوس و خیابان کارگر شمالی دیده ام که اگرچه نه با انرژی سابق، اما با همان سبک ویژه خود، ملت را ارشاد می کند روزی در مترو به او گفتم دکتر کم پیدایی و دلمان برات تنگ شده با همان صراحت خاص خودش گفت موبایل هست زنگ بزن.

این مطلب، ادای دینی است به دکتر عابدی عزیز که برای بسیاری از دانشجویان شهرستانی، وقت گذاشت و نکاتی را گفت که در ضمیر ناخودآگاهمان نشست و شاید برخی آنها را به کار بسته باشیم.

باشد که تعدادی از دهها هزار دانشجویی که علافی در کوی از خاطراتشان هست، با خواندن این نوشتار، یادشان باشد که پس ازگذشت سالها، چه کسانی در دفتر خاطرات به نیک نامی ماندند و چه کسانی با وجود کر ّو فر ّ سابقشان، حتی در حد یک خاطره در ذهن ماها جای ندارند.
دوستانی که به بچه های کوی دسترسی دارند، لطف کنند و این مطلب را برایشان بفرستند که حداقل اثرش تجدید خاطرات قدیم آنان خواهد بود

اژدر اژدری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان