کد خبر: ۲۰۴۵۶
تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۹۹ - ۱۹:۴۷-23 October 2020
«پانزده نفر از بزرگترین پیشوایان مذهبی که در آشوب ضد دولتی این هفته در شهرهای مختلف دست داشته اند تسلیم محکمه نظامی خواهند شد و محکمه نظامی ممکن است معنی مجازات اعدام را داشته باشد.»
این بخشی از خبری بود که جراید 18 خرداد 1342 به نقل از اسد الله علم نخست وزیر رژیم شاهنشاهی در صفحات اصلی خود درج کردند. اعلام و انتشار این خبر در شرایطی که امام خمینی به عنوان رهبر قیام در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می برد به معنای این بود که رژیم تصمیم دارد در صورت مساعد بودن شرایط ،بزرگترین رهبر مخالف خود را طی محاکمه ای فرمایشی محکوم به اعدام نموده و خیال خود را از بابت وی راحت سازد.

از سوی دیگر مطابق مفهوم اصل دوم قانون اساسی. علمای طراز اول مصونیت قضایی داشته و حبس و توقیف و تبعید آنان مخالف قانون بود. در چنین شرایطی دوستداران و همفکران امام خمینی در مبارزه علیه رژیم پهلوی ،دست به کار شده و با بهره برداری از همین اصل قانونی در صدد برآمدند تا شاه را از اجرای هدف خویش باز دارند.

اقدامات باز دارنده روحانیون حول دو محور شکل گرفت؛یکی مهاجرت علمای بزرگ هر منطقه و شهرستان از شهر خویش و گرد آمدن در تهران و دیگری استفتاء از دیگر مراجع برای تاکید بر مرجعیت امام خمینی نتیجه اقدام در بخش اول اقدامات بسیار چشمگیر بود به صورتی که تقریبا تمامی علمای طراز اول کشور که شمارشان از پنجاه افزون می شد راهی تهران شده و در پایتخت اجتماع کردند.در بین این علما افراد صاحب نامی همچون آیات :مرعشی ،نجفی ،شریعتمدای،شیخ مرتضی حائری،میلانی ،میرزا عبدالله مجتهدی،حاج ملاعلی همدانی (آخوند)، سید مهدی یثربی، سید محمد شمس آبادی، خادمی، بحر العلومی و سید ابوالحسن رفیعی حضور داشتند که وزنه این اجتماع را بسیار سنگین می کرد. علمای دیگر شهرستان ها هم که موفق به مهاجرت به تهران نشده بودند با ارسال تلگراف به تهران حمایت خود را از مهاجرین اعلام می کردند.

مذاکره با مقامات حکومتی از یک سو و صدور اعلامیه و اطلاعیه از سوی دیگر ،از جمله مهمترین اقدامات علمای مهاجر بود تا آنان را به هدف خویش نزدیک سازد. نمایندگان علمای مهاجر با شاه ،رئیس کل ساواک و رئیس ساواک تهران دیدار و مذاکرده کرده و خواسته های خود را (که آزادی امام خمینی اصلی ترین بخش آن بود) مستقیم به آگاهی سران حکومت رساندند.

همزمان با اقداماتی که علمای مهاجر در حال انجام آن بودند، دیگر طلاب و فضلا هم حول محور دوم اقدامات بازدارنده فعال شده و با طراحی سئوالاتی از مراجع تقلید در صدد پررنگ کردن مقام مرجعیت دینی امام خمینی بر آمدند تا مقامات رژیم پهلوی را از اتخاذ تصمیمات خطرناک باز دارند.

بر اساس گفته شاهدان، دوازده نفر از سرشناسان حوزه که در راس آنها آیات حسینعلی منتظری و عبدالرحیم ربانی شیرازی قرار داشتند هدایت این جریان راعهده دار شده و علاوه بر جمع آوری طومارهایی از علمای بزرگ شهرهای مختلف در تایید مرجعیت امام، استفتائیه هایی نیز برای دیگر مراجع فرستاده و نظرشان را درباره مرجعیت آیت الله خمینی جویا شدند که آنان در پاسخ، جملگی بر مرجعیت امام خمینی مهر تایید زدند.

در این میان مجموعه پاسخ های آیت الله میلانی، آیت الله مرعشی نجفی ،آیت الله شریعتمداری و آیت الله محمد تقی آملی در قالب یک اطلاعیه چاپ و در سطحی وسیع منتشر شد تا همه بهانه ها از حاکمیت گرفته شود. متن سئوال از مراجع چنین بود: «گرچه شخصیت علمی وتقوایی و مقام شامخ حضرت آیت الله العظمی آقای خمینی دامت برکاته که یکی ازمراجع تقلید عالی مقام عالم تشیع هستند بر مسلمانان ایران بلکه مسلمانان جهان پوشیده نیست ولی مقتضی است عقیده خودرا نسبت به معظم له اظهار فرمایید.» پاسخ آیت الله میلانی چنین بود: «حضرت حجت الاسلام والمسلمین آیت الله آقای حاج آقای روح الله خمینی از مفاخر عالم اسلاام و یکی از مراجع تقلید می باشند.موقعیت دینی و شخصیت اسلامی ایشان بر کسی پوشیده نیست، متعجبم چرا چنین سئوالی می شود». آیت الله شریعتمداری هم پاسخ داد: «حضرت مستطاب حجت الاسلام والمسلمین آیت الله آقای حاج آقا روح الله خمینی دامت برکاته از مفاخر عالم اسلام و یکی از مراجع محترم تقلید می باشند و شخصیت دینی ایشان نباید بر کسی مخفی باشد. از خداوند متعال استخلاص معظم له و ظفر و غلبه اسلام را خواستارم» آیت الله مرعشی نجفی هم نوشت: «چنانچه کراراً اینجانب عقیده خود را اظهار کرده ام باز هم به موجب این سئوال عرض می کنم که حضرت آیت الله آقای خمینی دامت برکاته که یکی از مراجع تقلید عالم تشیع بوده امید است خداوند متعال موجبات رفع نگرانی های مسلمین و انجام منویات مقدسه روحانیت اسلام را فراهم فرماید».
پاسخ آیت الله محمد تقی آملی هم این گونه بود: «مقامات علمی و عملی حضرت آیت الله آقای خمینی مد ظله العالی پوشیده نیست، محتاج به بیان باشد. اینجانب جناب ایشان را به عنوان یک نفر از طراز اول از مجتهدین و مراجع تقلید می شناسم و میدانم جمله کثیری از شیعیان از ایشان تقلید می کنند.»

تلاش های منسجم و هماهنگ روحانیت سرانجام به بار نشست و رژیم شاه قدم به قدم از تصمیم خویش عقب نشست به صورتی که از گام اول یعنی محاکمه امام خمینی منصرف شد و تبعید را در دستور کار خود قرار داد. اما تداوم فشارها موجب گردید ازاین تصمیم نیز عقب نشسته و در 11 مرداد 1342 حبس امام خمینی را تبدیل به حصر خانگی نماید؛حصری که آن هم پس از چندماه به آزادی رهبر انقلاب انجامید. گذشت زمان و انتشار برخی اسناد آن دوران صحت و درستی تصمیمات روحانیان مبارز در آن مقطع را ثابت کرد و نشان داد که شاه اگر مانعی جدی بر سر راه خود نمی دید،واقعا به اعدام امام خمینی می اندیشید و اگراو از این تصمیم خود بازگشت چیزی نبود جز عزم و اراده جمعی از همراهان و همفکران صدیق مردی که از همه چیز خود در راه هدفش که همانا اعتلای اسلام و ایران بود گذشته بود.

به نوشته فرح پهلوی، همسر شاه «علم [نخست وزیر]همان شب [بازداشت امام خمینی] به حضور محمد رضا آمد و خواستار اعدام فوری خمینی شد» و باز به نوشته اردشیر زاهدی، داماد شاه، «حقیقت این بود که در سال 1342 اعلیحضرت بی میل نبودند که کار [امام] خمینی را یکسره کنند اما مطابق قانون اساسی نمی توانستند یک مجتهدمسلم را به اعدام بسپارند و از طرفی روحانیون هم ممکن بود علیه دستگاه سلطنت اعلام جهاد کنند.» کاری که روحانیون در آن زمان انجام دادند، هم مسلم بودن اجتهاد و مرجعیت امام را به گوش همه رساند و هم بیم اعلام جهاد علیه حکومت را در جان حاکمان انداخت.

دکتر جواد مرادی نیا / جماران
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان