کد خبر: ۲۰۳۳۱
تاریخ انتشار: ۲۷ مهر ۱۳۹۹ - ۲۲:۰۱-18 October 2020
نگارنده این سطور بر این باور است که چه جو در کاخ سفید باشد چه دونالد، اوضاع تغییری اساسی نخواهد کرد.
عصراسلام: خیلی نقدهای اخیر و سخنرانی‌های انتخاباتی را نمی‌توان جدی گرفت، آنچه در خیابان‌ها می‌گذرد هم به معنای بحرانی اساسی نیست؛ آمریکایی‌ها به شکل تاریخی عادت دارند با هم در فضای عمومی بلندبلند حرف بزنند و مسائل‌شان را مطرح کنند و در خیابان ریختن اهالی اتازونی هم غیرعادی و در مایه‌های انقلابی بنیادین نیست. 

نباید هم آن نکته اساسی جرج فریدمن تحلیلگر و استراتژیست مشهور را از یاد برد که در مورد آمریکا با یک بوروکراسی قدرتمند و تخصص‌گرا و کم‌و‌بیش مستقل طرف هستیم که تا اندازه زیادی سیاسیون را هم متاثر می‌کند و با عوض شدن این یا آن گروه سیاسی بعید است همه چیز زیروزبر شود. 

در مورد ایران هم از قرار خیلی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که باید اعمال فشار حداکثری را تا به اصطلاح نرمال شدن ایرانی‌ها ادامه داد. اوضاع دوران اوباما و برجام بیش از آنکه قاعده باشد، استثنایی بود که باید آن را بیشتر به شخصیت خود رئیس‌جمهور وقت نسبت داد. برجام به‌رغم آنکه دستاوردی برای طرف ایرانی به حساب می‌آمد، ولی نوزادی بود که از همان فردای تولد هم امیدی به زنده ماندنش نبود. 

نامه تند و تیز ۴۷ سناتور جمهوریخواه در همان روزها نشان می‌داد که نمی‌توان اطمینان داشت این توافق عمر درازی داشته باشد. بعدها هم که ترامپ به قدرت رسید و وعده انتخاباتی خود را برای خروج از برجام و توافق بهتر عملی کرد و حتی کار دو کشور داشت به جنگی تمام‌عیار می‌کشید. 

این همه نشان می‌دهد که محال است کار دوباره بر مدار گذشته بگردد، ایران و آمریکا چهار دهه تخاصم را پشت سر گذاشته‌اند و اختلاف‌ها هم یکی دو مورد نیست. 

اگر بنا به فیصله قضیه است، باید در قالب پیمان و توافقی جامع به آن پرداخته شود که البته اراده سیاسی جدی برای آن وجود ندارد یا بهتر بگوییم نمی‌تواند هم وجود داشته باشد. نرمال شدن ایران هدفی است که شاید خیلی از اهالی سیاست در آمریکا از آن صحبت کنند، ولی اهل فن می‌دانند که اجرای این ایده تا چه اندازه «ماموریت غیرممکن» است. نگاهی به خاطرات تازه بیرون‌آمده جان بولتون نشان می‌دهد که نگرانی از تشدید نزاع چندان هم بی‌پایه نیست.

چیزی که ایرانی‌ها می‌توانند روی آن حساب کنند شاید این باشد که در رقابت میان ایران و چین که دموکرات و جمهوریخواه بر آن اشتراک نظر دارند، منطق استراتژیک حکم می‌کند نگذارند ایران مثل یک میوه رسیده به دامن چینی‌های تشنه منابع انرژی بیفتد و فرصتی عالی را تقدیم رقیب کنند. 

تردیدی نیست، تکرار می‌کنم تردیدی نیست، که ارتباط عادی با بزرگ‌ترین قدرت دنیا و متحدان آن، برداشتن موانع مبادله اقتصادی با دیگر کشورها و برداشتن تحریم‌ها می‌تواند به توسعه و رشد اقتصادی کشور کمک کند. بسیار مهم است و بعید است کسی با آن مخالفتی داشته باشد، ولی کار بسیار پیچیده‌تر از اینهاست.

بیایید فرض کنیم بهبود روابط خارجی و کاهش فشارها در آینده خیلی هم غیرممکن نباشد، آیا فتح الفتوحی رخ خواهد داد؟ دست‌کم در کوتاه‌مدت بعید است چنین شود، برای مثال مداخله‌گری گسترده و کسری بودجه مزمن دولت (بخوانید تورم پایدار) که از مسائل اصلی اقتصاد ایران است و حتی پیش از انقلاب هم که روابط عادی بود یک معضل جدی به حساب می‌آمد، با آمدن جو بایدن در کاخ سفید حل می‌شود؟ وضعیت نظام بانکی (که البته انگار در رونق چند ماه اخیر بورس تخفیف یافته است) بهبود خواهد یافت؟ نرخ بیکاری بالا به ویژه در میان تحصیل‌کردگان چاره خواهد شد؟ انحصارهای مخل در اقتصاد درمان خواهند شد؟ به نظر نمی‌رسد چنین باشد. والله اعلم.

امیرحسین خالقی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان