کد خبر: ۲۰۲۸۳
تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۹۹ - ۲۳:۰۷-15 October 2020
مطلب مهمّ اين است كه امام حسين عليه السلام همه‌ي قصدش اين بود كه بفهماند اي پيروان من،شما كه اين قدر براي من به سر و سينه مي‌زنيد بدانيد من براي چه جانم را با خطر مواجه كردم و زن و بچّه‌ام را به اسارت انداختم.
اگر آن حضرت شعار جاودانه‌ي "هيهات منّا الذلّة"را سر داد مگر مقصودش اين نبود كه من نمي‌خواهم ذليل بشوم، من نمي‌خواهم تسليم بشوم؟!اگر هدف اين بود پس چرا امام سجّاد عليه السلام اسير شد؟ 

مگر اسارت،ذلّت به اين معنا نيست؟اگر قرار بود امام حسين عليه السلام شخصاً در مقابل يزيد سر فرود نياورد كه امر مهمّي نبود و اين كار را افراد عادي هم انجام مي‌دهند.اشخاصي هستند كه داراي طبع بلندي مي‌باشند و نمي‌خواهند در مقابل كسي سر فرود بياورند و تسليم او شوند.حاضرند كشته بشوند ولي تسليم نشوند.مطلب اين نيست.

خاندان عصمت عليهم‌السلام نه اين كه نمي‌خواستند در مقابل كسي خم نشوند بلكه هدفشان اين بود كه نمي‌خواستند دين به ذلّت كشيده شود.اگر بنا بود كه خودشان به اسارت بيفتند و به زنجير كشيده شوند ولي نتيجه‌ي آن به احياي دين منجر شود حاضر بودند و هر مصيبتي را در اين راه تحمّل مي‌كردند ، هم‌چنان كه امام سجاد عليه السلام حاضر شد دست و پاي مباركش به غل و زنجير كشيده شود.

امام زين العابدين عليه السلام هم مانند امام حسين عليه السلام مي‌توانست فرياد بكشد و بگويد من اجازه نمي‌دهم غل و زنجيرم كنند و با آنان بجنگد تا سرانجام كشته شود.چنين چيزي ممكن بود.حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام بيست و پنج سال سكوت كرد.كدام فرد عادي حاضر است ببيند وحشيانه به خانه‌اش بريزند و هجوم بياورند و همسر عزيزتر از جانش را مورد اهانت قرار دهند؟

ولي اميرالمؤمنين علي عليه السلام كه يك جوان سي و سه ساله بود به محض اين كه اين صحنه‌ي دلخراش و ناراحت كننده را ديد در عين قدرتمندي بر خويشتنِ خويش مسلّط شد و حتّي غلاف شمشير و طناب آوردند و به گردنش انداختند و نگفت من ذليل شما نمي‌شوم.او را بر روي زمين كشيدند و به همين حال به مسجد بردند.چون امام عليه السلام تشخيص داد اگر اينگونه رفتار كند نتيجه‌ي آن احياي دين است.
امام عليه السلام ديد اگر بخواهد دست به شمشير ببرد و در مقابل آنها بايستد حيات دين و اساس دين به خطر خواهد افتاد.

امام عليه السلام راضي به رضاي الهي و تسليم امر اوست.هر چه را كه به صلاح دين است عمل مي‌كند. براي امام حسين عليه السلام مصلحت الهي بر اين بود كه بايد در مقابل ظالم زمان و حاكم غاصبِ فاسدِ مفسد بايستد و كشته شود.
اگرچه مثال مؤمن،مثال سُنبل است كه پيامبراكرم صلي الله عليه و آله فرمود:
تُحَرِّكُّهَا الرّيحُ، تَقْعُدُ تَارَة وَ تَقُومُ اُخري؛

انسان مؤمن كامل مانند سنبل گندم است كه وقتي باد مي‌وزد خم مي‌شود و بعد مي‌ايستد؛ امّا درخت چنار در مقابل باد و طوفان راست مي‌ايستد تا آنجا كه ريشه‌كن مي‌شود.مؤمن با بررسي شرايطي كه در آن قرار گرفته وظيفه‌ي خود را تشخيص مي‌دهد، جايي كه لازم است بايستد مي‌ايستد و مقاومت مي‌كند تا كشته شود و در جايي هم كه شرايط اقتضا مي‌كند عكس‌العمل نشان ندهد و صبور باشد حتّي زنجير و طناب هم به گردنش بيفكنند، مي‌پذيرد و مقاومت نمي‌كند.

مثلاً امام موسي بن جعفر عليهماالسلام را چهارده سال در زندان هارون‌الرّشيد حبس مي‌كنند و او سخت‌ترين شرايط را تحمّل مي‌كند.پس عبارت"هيهات مِنَّا‌الذِلّة" معنايش اين نيست كه من تسليم نمي‌شوم و هميشه در مقابل شما مي‌ايستم.بلكه مفهوم آن اين است كه من در شرايطي كه امر حاكم موجب ذلّت دين شود كوچك‌ترين انعطافي از خود نشان نمي‌دهم، ولي در جايي كه حيات دين بسته به انعطاف است،انعطاف از خود نشان مي‌دهم و صبوري مي‌كنم.

منبع : کتاب از حسین گفتن تا حسینی شدن / آیت الله ضیاءآبادی / ص ۱۹-۲۲

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان