کد خبر: ۲۰۲۲
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۸:۲۲-24 May 2018
امام باقر علیه السلام می‌فرماید: حضرت علی علیه السلام در مسجد کوفه نشسته بود که شخصی به نام عبدالله بن فضل تمیمی در حالی که زره طلحه را همراه داشت به مسجد آمد.
امام به او فرمود:« این زره طلحه است که در جنگ جمل با خیانت و حیله از او گرفته‌ای.»

او به حضرت گفت:« میان من و خودت، به کسی که برای قضاوت میان مسلمانان برگزیده‌ای، حق داوری بده.» امام علیه السلام شریح قاضی را انتخاب کرد و به او فرمود:« این زره مال طلحه است که او دزدیده است.» شریح از امام، شاهد خواست. امام، فرزندش امام حسن را خواست و او گواهی داد که زره از آنِ طلحه است.
شریح گفت:« این یک شاهد. باید شاهد دیگری هم بیاوری.» امام علیه السلام، خدمتکارش، قنبر، را صدا زد و او نیز شهادت داد که زره از آنِ طلحه است که آن را در جنگ جمل دزدیده.

شریح گفت این مرد، غلام است و من با گواهی یک غلام، حکم نمی کنم.
در این هنگام، امام خشمگین شد و فرمود:« زره را بگیرید، زیرا شریح سه بار قضاوت ظالمانه و ناحق کرد.»
شریح به امام گفت:« دیگر قضاوت نمی‌کنم تا بگویی چگونه سه مرتبه به ناحق قضاوت کردم.»

امام فرمود:« وای بر تو! اولین قضاوت ناحق تو این بود که وقتی به تو گفتم این زره طلحه است، تو از من شاهد خواستی، در حالی که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود مال دزدی، هر کجا دیده شد، بدون نیاز به شاهد باید پس گرفته شود.

دوم این‌که حسن شهادت داد و تو گفتی شاهد دیگری لازم است؛ در حالی که رسول خدا با یک شاهد قضاوت می کرد. سومین ظلمت هم این بود که قنبر شهادت داد و تو گفتی شهادت غلام پذیرفته نیست؛ در حالی که غلام اگر عادل باشد شهادتش پذیرفته است.»
آنگاه امام در پایان افزود:« وای بر تو! امام مسلمانان نسبت به کوچکترین امور مسلمانان مورد اطمینان است.»

منابع:

* بحارالانوار، ج 40، ص 301، حدیث 78 -------- فروغ کافی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان