تعداد نظرات: ۳ نظر
کد خبر: ۲۰۲۰۶
تاریخ انتشار: ۲۱ مهر ۱۳۹۹ - ۰۵:۲۶-12 October 2020
محمدرضا شجریان اگر در هر کشور دیگری می‌زیست، او را بالای سر خود نگه می‌داشتند و از او به عنوان یکی از ستون‌های شاخص هنر بهره می‌بردند اما سیاست، شاخص دیگری دارد!
عصراسلام: شجریان در تعریف مسئولان صداوسیما و بسیاری از مسوولان سیاسی کشور، تا پیش از ۸۸ هنرمند بود اما یک‌دفعه فریب شیطان را خورد و مواضعی گرفت که نباید می‌گرفت! اما مگر آنها قبل از ۸۸ اعتبار و جایگاه او را می‌فهمیدند و به حقوق او احترام می‌گذاشتند؟ 

آیا اگر ۸۸ نبود، برخورد با شجریان به گونه‌ی دیگری می‌شد و با رفتنش عزای عمومی اعلام می‌کردند؟ بحث بر سر سیاهپوش کردن خیابان‌های شهر نیست، بحث بر سر احترام به آدمهایی است که چهره شاخص فرهنگ و هنر این کشورند.

 اگر ۸۸ هم در کارنامه او نبود، بازهم در تلویزیون می‌گفتند محمدرضا شجریان خواننده ایرانی درگذشت! چه فرقی می‌کرد؟ نهایت فهم و درک آنها از شجریان همین است که او یک خواننده بود. آنهم با تعریف خاص خودشان از خواننده و در زمانه‌ای که ابتذال را به نام هنر به خورد جامعه دادند. آنقدر کلمات و مفاهیم از معنا تهی شده‌اند که آدم باید در استفاده از آنها، نهایت احتیاط را بکند. خدا رحمت کند استاد کسایی را که وقتی می‌دید به هر کسی می‌گویند استاد، او به برخی هنرمندان لقب استاد کامل را می‌داد تا حساب آنها را از بقیه اساتید جدا کند!

شجریان فقط یک خواننده در زمره صدها خواننده‌ی داخلی و خارجی نبود (که این کوچک کردن جایگاه اوست) شجریان شخصیت برجسته فرهنگی و هنری بود که باعث آشنایی و هم‌نوایی بسیاری از ایرانیان با حافظ و سعدی و مولوی شد. او چه به لحاظ حرفه‌ای و تخصصی و چه از جهت آشنایی عامه با فرهنگ و هنر، ممتاز و بی‌بدیل است. 

از نظر حرفه‌ای، وصف او را باید از زبان بزرگان موسیقی و شعر و ادب شنید که در این فرصت فقط به مرحوم قوامی اکتفا می‌کنم که: «در آواز همه آنچه که ما آرزو داشتیم و نتوانستیم انجام بدهیم، شجریان انجام داد.»

اما حتی شنونده غیرمتخصص علاقمند به موسیقی‌ هم می‌تواند فرق آواز او را با دیگران تشخیص بدهد. ضمن احترام به همه هنرمندان، کافیست آوازی از بزرگان موسیقی پیش از انقلاب را انتخاب کنیم و ببینیم که تا چه حد، باعث خستگی می‌شوند! این شجریان بود که با آواز شیرین خود، موسیقی را دگرگون کرد. برای قضاوت منصفانه، ببینیم در کارنامه کدام هنرمند، آلبومی به زیبایی نوا، دستان، بیداد، بر آستان جانان، دود عود، عشق داند و ... پیدا می‌شود؟

البته سلیقه آدمها متفاوت است و از همه نباید توقع داشت که سبک خاصی را دوست داشته باشند اما مگر اخوان و شاملو و شهریار و نیما و ... مورد پسند یکایک مردم حتی نخبگان هستند؟ صحبت همچنان بر سر جایگاه و اعتبار این آدمهاست و ارزش و احترامی که یک حکومت و جامعه باید برای هنرمندان خود قائل باشد. 

چیزی که متاسفانه در ایران امروز نباید توقع داشته باشیم. اینجا فرهنگ و هنر، هرگز جزو اولویت‌های اصلی نبود. در فضای ذهنی این سیستم، اولویت‌هایی وجود داشت و دارد که هرگز نمی‌تواند سهم مستقل و مهمی به هنر بدهد. بنابراین در چنین سیستمی سوال درباره آموزش موسیقی، مجوز کنسرت، پخش ربنا و ... سوالی خنده‌دار و غیرمهم تلقی می‌شود.

اما جامعه متعادل، آن جامعه‌ای است که فرهنگ و هنر لااقل به همان اندازه سیاست، ارزش و اعتبار داشته باشند. هنرمندان درگیر بدیهیاتی مثل نشان دادن ساز و آموزش موسیقی نباشند. در منابر و تریبون‌ها به آنها توهین نشود. یک نفر به اعتبار جایگاه خود، کنسرت‌ها را در سراسر یک استان، لغو نکند. 

آلبوم‌ها به خاطر یک بیت شعر آنهم از حافظ و سعدی و اخوان، توقیف نشوند! این بدیهیات، سالهای سال، جزو دغدغه‌های استاد شجریان بودند و او بارها محترمانه و با زبان نرم، صدایش را به گوش مسئولان رساند اما هرگز نفهمیدند و آنقدر این نفهمیدن ادامه داشت که او را به سمت و سوی مواضع تندتر کشاندند.

او بارها گلایه‌هایش را به صورت ملایم‌ مطرح ‌کرده بود اما گوش شنوایی برای شنیدن نبود: «در بیست ساله‌ی اخیر محدودیت‌های زیادی برای موسیقی بوجود آمده. مثلا یادم هست که هر هفده یا هجده ماه یک مجوز به من می‌دادند. آیا موسیقی من موسیقی بد و مبتذل بود؟ خودشان که همیشه از من به عنوان نمونه و شاخص نام می‌بردند. اینگونه نبود که فقط موسیقی مبتذل محدود شده باشد. بطور کلی موسیقی با محدودیت رو‌به‌رو بود»

بی‌هنران به جای فهم این گفته‌ها خود را به نفهمیدن زدند و فقط سال ۸۸ را علم کردند تا بگویند که مشکل شجریان مواضع ناپخته سیاسی اوست. عجب آنکه خود آنها برای رسیدن به قدرت، عاقبت به مبتذل‌ترین نوع موسیقی (تتلو) متوسل شدند! 

اینها طنز تاریخ و شوخی زمانه است با آدمهایی که خود را نخبه سیاست می‌دانستند اما لیاقت هنر فاخر و صدای دردمند هنرمندی مثل شجریان را نداشتند. کسی که به تعبیر میرشکاک، زنده نگه دارنده کلام آسمانی اولیای خدا بود.

امید حسینی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۳
غیر قابل انتشار: ۰
عبدالله
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۵
0
0
البته که:
"چه داند آن که اُشتر می چراند"

که هنر یعنی چه؟!!

وقتی منشاوی با آن صوت حزینش قرآن می خواند، اگر این بیچاره ها بگویند: گوش نکنید که سنی بوده و یا مثلا چرا در مبارزات مردم علیه استکبار در هیچ جلسه ای از انقلابیون حمایت نکرد،
و این شخص سنی کجا و فلان شهید شیعه کجا؛
یا این که چون در آخر قراءت می گوید :
"صدق الله العظیم" و کلمه "علی" را نمی گوید، پس نباید صدایش پخش شود!!
و ...
اینها همه نشانگر عدم درک و عدم قدرت تشخیص موضوع و تفکیک مباحث اجتماعی، میدانی، هنری، دینی، ملی و غیره می باشد؛
و آنچه در محدوده فهم اینگونه عقول ضعیف است، همان سیاست زدگی و چاپلوسی است؛

حامی ما باش؛ تتلو باش، می شوی حرّ زمانه،

حامی و چاپلوس ما نبودی،
مهندس موسوی با آن سابقه درخشان، منتظری، بهشتی، اولاد خمینی؛ و هر که باشی، باید نباشی!!

و در مغز این گونه افراد همین تصور مالیخولیایی خود برتر بینی حکومت می کند، نه مثبت اندیشی و دیگران را هم دیدن
(در همان عرصه اجتماعی که هستند)!!

در حالی که در تاریخ و خلق نیکوی رسول الله صلی الله علیه و آله می خوانیم:
ابوموسی اشعری که یکی از چهارده منافقی بود که در توطئه قتل رسول الله شرکت داشت و پیامبر خدا می دانست چنین فرد خبیثی بعدها با امیرالمؤمنین و اهل بیت چه خواهد کرد، اما چون صدای خوشی داشت، آن معایب ابوموسای منافق را رهاکرده و همین هنر او را متذکر شده و فرمودند:

" لقد أوتِيتَ مِزماراً مِن مَزامير داود "
(بخشی از الحان و صوت خوش داود به تو داده شده است)
و نه تنها مردم را از او برحذر نداشتند، بلکه هنر او را تأیید کرده و او را به خواندن تشویق کردند.

و خدا به امثال دکتر حسابی و بوعلی سینا و شهید مطهری و فارابی و شیخ انصاری و ملک الشعرای بهار و کمال الملک و سعدی و مولوی و حافظ و هر دانشمند و هنرمند آزاده و مردمی رحم کرد که رفتند و با این خودی و خود پرستان روبرو نشدند!!!
حامد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۴۹ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۷
0
0
این آقا عبدالله آنقدر ادبیاتش خشن است که بر اساس تضورات مالیخولیایی اش دیگر برای هیچ کس ارزش و احترام قائل نیست. وقتی اشعری از نظر او که معصوم او را سامری این امت نامیده برای صدایش آدمی موجه می شود، معلوم است که چه بر سر دین و حقیقت و صدق و اسلام راستین و اهل بیت می آید که آمد و چگونه دستگاه بنی امیه همه چیز را به نام اسلام قبضه کرد. این آدم ها که منطق اشعری را دارند وقتی دم از رسول خدا می زنند و به گفته علی ع استناد می کند دقیقا برایم استناد معاویه در نامه هایش به قرآن و سیره رسول خدا تداعی می شود.
علیرضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۹
0
0
در جواب مش عبدالله باید بگیم که احتمالا حضرت ایشان دیر زمانیست که از دیدار و شنیدار رسانه‌های داخلی خود را محروم کرده‌اند، چرا که حداقل تلاوت های قبل از اذان معمولاً از همه قاریان چه شیعه و سنی پحش میشود، گذشته از ان اگر سری به شبکه قرآن بزنند خواهند دید حرفهایی چند به گزافه گفته اند. البته از نظر ایشان هر کس تنها با داشتن یک صفت ریبا قابل تایید است و جامعه باید به همان یک صفت او، او را بستاید از دید ایشان گوگوش هم صدا و هم سیمای زیبا دارد، سروش هم سواد سرشاری، رضا پهلوی هم اصل و نصب، رجوی هم دیالوگ استواری، روحانی ریش خوش رنگی و.... پس همه قابل عرضه اند فقط وتنها مسلمان بابصیرت و انقلابی مضموم و بد روزگار
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان