کد خبر: ۲۰۱۸۶
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۹۹ - ۱۵:۳۶-11 October 2020
بیشتر ما مردم ایران در فقدان محمدرضا شجریان سوگواریم. چرا سوگواریم؟
عصراسلام: در روزگاری که مرگ اینهمه ارزان شده و هیچ هفته و روزی نیست که خبر ناگواری نشنویم. چرا سوگواریم؟ وقتی چند سالی بود که شجریان در بستر بیماری بود و همه از پیشرفت بیماری خبر داشتیم و حتی خود را آماده شنیدن این خبر کرده بودیم. چرا سوگواریم؟

غالب ما که بستگی‌ای از نوع خویشاوندی یا رابطه‌ای از نوع استاد و شاگردی با محمدرضا شجریان نداشتیم؛ نه حشر و نشر حضوری و نه سابقۀ دوستی. ولی غالب ما همانقدر سوگواریم که دوستان و اطرافیان ایشان و ای‌بسا بیشتر از آنان. ما همانقدر سوگواریم که محرمان او که به تنهاترین خلوت‌هایش راه داشتند سوگوارند. چرا سوگواریم؟ 

تنها پاسخی که می‌یابم، تصنیف‌ها و آوازهای اوست. شجریان با تصنیف‌هایش مجلسی بر پا می‌کرد و ما در این مجلس حاضر بودیم و در این مجالس با او از نزدیک معاشرت داشتیم. این مجلس در کجا برپا بود؟ در خلوتِ دل‌های ما.  

شجریان با تصنیف‌هایش فرصتی برای خلوت کردن ما با خودمان فراهم می‌کرد. او در این شلوغی و همهمۀ بازار مسگران، در این اوضاع که بسیارند صداهایی که می‌شنویم و حتی نمی‌فهمیم چه معنایی دارد، با آوازش سکوتی می‌ساخت که در آن خلوت و در آن فرصتی که این خلوت می‌آفرید صداهای آشنایی به گوش می‌رسید؛ صدای قرن‌ها، صدای ایران، صدای مولانا، حافظ، ملک‌الشعرای بهار و بسیاری از فرزانگان و ایران‌دوستان دیگر. 

در این خلوت که او با آوازش فراهم می‌کرد ما صداهایی را می‌شنیدیم که مدتها بود خاموش شده بودند و ما را مطمئن می‌کرد که این خاموشی به معنی مرگشان نیست‌. هر قدر که بُعد و فاصلۀ زمانی میان ما و قدما هست در صدای شجریان برداشته می‌شد. او صدای بسیاری صداهای خاموش‌شده بود. آنچه ما سوگوارش هستیم همین خلوت‌ها و همین صداهاست. ما دلتنگ رفت‌وآمد به آن مجلسی می‌شویم که دهه‌ها از خلال صدای او فراهم می‌شد. چرا سوگواریم؟ 

در زمانه‌ای که فناوری ضبط صدا این امکان را فراهم کرده که تصانیف و آوازهای او را ثبت کنیم. می‌دانیم که هر بار که بخواهیم می‌توانیم مرغ سحر او را بشنویم و باز هم آن مجلس برپا می‌شود. پس چرا سوگواریم؟

چون او دیگر خودش نیست. فخر ما این بود که این صدا زنده است. برای ما مردم این دوره و زمانه که نه سعدی‌ای دیده‌ایم و نه محضر مولانا را درک کرده‌ایم و نه حافظ را ملاقات کرده‌ایم. برای ما که از حیات فرهنگ خود مطمئن نبودیم و برای کسانی که از حیات این درخت ایمان بریده بودند مثال از شجریان می‌آوردیم، حالا چه شاهد و گواهی بیاوریم. حالا که او نیست به کدام نشانۀ حیاتی باید دلخوش کنیم. صدای نفس‌های فرهنگمان را از کدام نای بشنویم. علت واقعی سوگواری ما این است.

شجریان ضمن قرار داشتن بر ریشه‌های تنومند فرهنگ ایرانی معاصر بود و بر معاصر بودن تاکید داشت. همین هم سبب میشد که صدایش صدای حال ما باشد. در اینکه فردوسی و مولانا و حافظ بزرگ بودند، شک نیست ولی هر زمان باید کسانی باشند که بزرگ باشند و از اهالی امروز. کسانیکه معاصر باشند و معاصر کنند. چنین کسانی میشوند ایینه‌ تمام‌قدی که ایرانیان در ان چهره خود را می‌بینند و بجا می‌اورند. چیزیکه دوست‌داشتنی است این است.

معاصر بودن درس بزرگ شجریان به همۀ آنهایی است که سینه به سینه حافظان این تسلسل‌اند؛  کسانیکه آواز گرم او را در سینه دارند و وقتی می‌خوانند حس می‌کنیم جغرافیایی به وسعت ایران و تاریخی به درازای چند هزاره همین امروز ما را مخاطب قرار داده است. یادش جاویدان و راهش پررهرو باد.

سید محمد بهشتی
اعتماد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان