کد خبر: ۲۰۱۸۲
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۹۹ - ۱۱:۰۴-11 October 2020
واژه‌ی رند حدود هشتاد بار در دیوان حافظ به کار رفته است و حافظ با نبوغ خود و الهام از الگوهایی دربار معنایی آن دگرگونی پدید آورده است و نوعی شخصیت اساطیری آفریده که منطبق بر واقعیت و آمال‌ها و آرزوهای خود است.
عصراسلام: تا قبل از حافظ رند را "شخص زیرک ومحیل وغدارو حیله باز و از جمله‌ی اوباش که منکر همه‌ی ارزش‌های پذیرفته ولاابالی وبی قید است می‌دانند. (فرهنگ دهخدا)

چنانکه در تاریخ بیهقی در ماجرای به دار کشیدن حسنک وزیر بیهقی می گوید:"پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند ومرد خود مرده بود" به این ترتیب رند به معنی بی سروپا واوباش است.

اما متصوفه وعرفا معنای دیگری از رند منظور داشته اند که حافظ تا حدودی از این دیدگاه الهام گرفته است:

«کسی که جمیع کثرات وتعینات وجوبی ظاهری وامکانی وصفات واعیان را از خود دور کرده و سرافراز عالم وآدم است که مرتبت هیچ مخلوقی به مرتبت او نمی رسد»(فرهنگ لغات واصطلاحات عرفانی، دکتر سجادی)

پس به طور کلی تا پیش از حافظ در دید عموم رند معنایی منفی داشته وحتی امروزه هم بعضی از ترکیبات منفی آن در تداول عامه رایج است مثل: مرد رند، خرمرد رند

حافظ در آفرینش شخصیت رند از یک سو "انسان کامل" را از عرفان اخذ می کند و از سوی دیگر بعضی از ویژگی‌های انسانی و اخلاقی چون آزادگی، مروت، عصیان دربرابر هنجارهای خرافی و تحمیلی و دروغین، بی اعتنایی به مال وجاه دنیایی رابه آن می افزاید و اسطوره‌ای بی بدیل می‌آفریند که عمدتا در برابر ظاهر گرایان و زاهدان ریاکار و اصحاب زر و زور و تزویر قرار می دهد.

حافظ در واقع رند را بر صورت باطنی وشخصیت خود آفریده است و تمام آمالهای خود اعم از آزادگی، انسانیت، وارستگی و ملامتی را به ظهور رسانده است

حافظ با خلق رند هر نوع اندیشه و ارزشی را که در نزد عالمان ظاهر بین و زاهدان خشکه مقدس یک سو نگر رایج است به چالش می‌کشد و با زبان نقد و طنز رسوا می‌کند.

او رند را از قعر اجتماع بر می کشد و با خود و اندیشه ی خود همراه وهم جهت می سازد او را از قعر چاه به اوج ماه می رساند و در جای جای دیوانش به نمایش می گذارد
حافظ درتبیین رند به هیچ وجه راه افراط وتفریط نمی پیماید بلکه مسیری واقع بینانه واعتدالی در پیش پای رند قرار می‌دهد.

رموز مستی ورندی زمن بشنو نه از واعظ
که با جام وقدح هردم ندیم ماه وپروینم

حافظ درجای جای دیوان غزلیاتش برای رند ورندی ویژگیهایی برمی شمرد که اگر نگاهی جامع به آنها بیفکنیم با این شخصیت اساطیری حافظ آشنا خواهیم شد

حافظ درتبیین رند نه راه افراط می‌رود ونه طریق تفریط بلکه شخصیتی می‌آفریند مطابق آمال و آرزوهای خود:

۱- از آن روزی که خداوند از انسان پیمان گرفت رندی سرنوشت و قسمت ازلی انسان قرار گرفت و در سرشت انسان قرار داده شد و انسان هم تسلیم این سرنوشت شد.

مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند
هرآن قسمت که آنجارفت ازآن افزون نخواهد شد

عیبم مکن به رندی وبدنامی ای حکیم
کاین بود سرنوشت زدیوان قسمتم

روز ازل چون دم رندی زدیم وعشق
شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپرم

۲- رندی هنر است 
هنری متعالی وارزشمند وجودی که به این هنر آراسته شود ارزش انسانی یافته وبه کمال می رسد

عاشق ورندونظر بازم ومی گویم فاش
تابدانی که به چندین هنر آراسته ام

۳-رنداز اولیای الهی است مرتبه ای بس والا دارد. آنها خشت در زیر سر دارند اما پایشان بر تارک هفت آسمان است. آنها حجت اند وقوام جهان به وجود آنهاست.

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

مددازخاطر رندان طلب ای دل ورنه
کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم

زمانه افسررندی نداد جز به کسی
که سرفرازی عالم دراین کله دانست

۴- رند عاشق است

معمولا حافظ عشق ورندی را درکنار وملازم هم می آورد چرا که رند اهل ظرافت و زیبایی است رند به زیبایی ها عشق می ورزد وبا عشق از گم گشتگی ها وپریشانی ها می رهد وبه کمال می رسد خود بینی ها وخود خواهیها را از وجود خود می زداید وبا همه ی عالم درصلح وآشتی قرار می گیرد

عشق وشباب ورندی مجموعه ی مراد است
چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد

مرا به رندی وعشق آن فضول عیب کند
که اعتراض براسرار عالم غیب کند


۵- رند با تزویر وریا سر ستیز دارد. خصوصا زاهدان به ظاهر شریعت مدار که در پی فریب خلق و تخریب اخلاق و فرهنگ جامعه هستند

رند می کوشد با هرچه ناراستی ودروغ و دغل است با تزریق آگاهی جامعه ومردم را مصونیت بخشد.

نفاق وزرق نبخشد صفای دل حافظ
طریق رندی وعشق اختیار خواهم کرد

حافظا می خور ورندی کن وخوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

حافظ مکن ملامت رندان که درازل
مارا خدا ززهد ریا بی نیاز کرد

۶- رند اهل تساهل و مداراست. هم مدارای دینی دارد وهم مدارای اجتماعی .به هیچ وجه بر باورهای خود تعصب نمی ورزد زیرا به عمق ضعفهای بشر و محدودیتهای فهم او آگاهی دارد. اهل تظاهر و بوالفضولی هم نیست پیوسته رنجش را کفر می داند و بخشش را سرلوحه ی کارش قرار می دهد.

آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا

وفا کنیم وملامت کشیم وخوش باشیم
که درطریقت ما کافری است رنجیدن

مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن
که درطریقت ما غیر از این گناهی نیست

۷- رند درمقابل زاهدان مغرور و خودبین است. او آنها را هم چون دیو می پندارد که عیب جو وخودخواه هستند وهرگز راه سلامت نمی پویند وبه فلاح و رستگاری نمی‌رسند.

راز درون پرده زرندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران برتو نخواهند نوشت

من اگر نیکم اگربد توبرو خود را باش
هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت

فکرخودورای خود درعالم رندی نیست
کفراست دراین مذهب خود بینی وخودرایی

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

۸- رند پیوسته از بیان حقیقت ابایی ندارد. حقگو وحق طلب است واین کار را کیمیاگری اخلاقی واجتماعی می‌داند.

رند هیچ گاه حقیقت را فدای مصلحت های دنیایی نمی‌کند. رند هیچ گاه هم چون زورمداران و دنیا طلبان صلاح وتقوای مصلحتی را بر نمی تابد.

رند عالم سوز را با مصلحت بینی.چه کار
کار ملک است آنکه تدبیروتأمل بایدش

چه نسبت است به رندی صلاح وتقوا را
سماع وعظ کجا،نغمه ی رباب کجا

۹- رند ملامتی است

رند اهل تظاهر به زهد و تقوا نیست نه اینکه از تقوا بری باشد بلکه زهد وعبادت خود را از خلق پنهان می دارد وحتی به ظاهر به اعمال سرزنش آمیز دست می زند تا خود را در معرض ملامت قرار دهد در نظر او نام و ننگ، مدح وذم ورد و قبول خلق تفاوتی ندارد.

رند اهل اخلاص است و عدم تکبر او با ریا و سالوس در پی فریب خود و مردم نیست و با هر گونه خود خواهی وخود پسندی سرناسازگاری دارد ودل از مال وجاه دنیایی بریده است.

ما عاشق ورند ومست وعالم سوزیم
با ما منشین وگرنه بد نام شوی

گرمسلمانی ازاین است که حافظ دارد
وای اگر از پس امروز بود فردایی

دامنی گر چاک شد درعالم رندی چه باک
جامه ای درنیکنامی نیز می باید درید

مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ
چرا که وعده توکردی واوبه جا آورد

۱۰- رند اهل خوشدلی وخوش باشی است

رند حافظ به زیبایی‌ها و ظرافتهای زندگی بها می دهد وهم چون صوفیان به دنیا وزندگی با دیدمنفی نمی‌نگرد.
رند غم و اندوه دنیا را به دل راه نمی‌دهد و زندگی را با همه ی تلخی‌ها وشیرینی هایش می پذیرد.

آسان گیری وخوشباشی وخرسندی و خوشدلی پیوسته شعار اوست. دنیا را بادید مثبت و پاک می نگرد.

گفت آسان گیر برخود کارها کزروی طبع
سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش

نیست دربازار عالم خوشدلی ورزانکه هست
شیوه ی رندی وخوش باشی عیاران خوش است

دراین بازار اگر سودی است با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی وخرسندی

منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن

نوبهار است درآن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی


۱۱- رند اهل دعا و نیایش است. نیایش او از روی اخلاص و به قصد قربت است.

رند با نیایش خود را تطهیر می‌کند و محکم ترین پناهگاه را دربرابر تشویش ها ونگرانی ها می‌آفریند.

رند از دریچه‌ی نیایش به معرفت می رسد وبا هستی به تعادل میرسد وبا خداوند ارتباط می یابد واز این راه به زندگی خود رنگی از معنویت وآرامش می زند

هرگنج سعادت که خدا داد به حافظ
ازیمن دعای شب وورد سحری بود

به صفای دل رندان صبوحی زدگان
بس دربسته به مفتاح دعا بگشایند

دعای صبح وآه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه وروش می روکه با دلدار پیوندی

به خدا که جرعه ای ده تو به حافظ سحر خیز
که دعای صبح گاهی اثری کند شمارا


حسن حاج صدری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان