کد خبر: ۲۰۱۴۳
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۹ - ۲۰:۳۴-08 October 2020
زیارت اربعین گرچه زیارت گرانسنگی است که امام صادق(ع) به صفوان جمال آموزش دادند، اما در دید محققانه به محتوای این زیارت می‌توان گفت: زیارت اربعین یک متن عالی درسی برای شیعه و بلکه برای بشریت است.
عصراسلام: ما در این مقاله کوتاه متوجه یک فراز این زیارت می‌شویم که به شدت در خور تحقیقات وسیعه قرآنی و حدیثی و تاریخی است.

نجات جامعه از جهالت و ضلالت:

《وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیک، لِیسْتَنْقِذَ عِبادَک مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیرَةِ الضَّلالَةِ، ، 
جانش را در راه تو بذل کرد، تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی برهاند》

جهالت در مقابل عقلانیت:

جهالت بی سوادی نیست بلکه نا آگاهی و نادانی است.

زندگی جاهلانه کوفیان؛ زود باوری، ندیدن عمق حوادث و وظیفه نشناسی، فریب شعارها با ظواهر دینی.

زندگی جاهلانه شامیان؛ زندگی در بی خبری و توام با خرافات، سرسپردگی و بی‌هویتی!

امروز باید سایه شوم "جهالت" در رفتار فردی و یا خانوادگی و یا حکومتی و اجتماعی بررسی کنیم!

تصمیمات ناآگاهانه، خستگی و افسردگی‌ها و نهایتاً خودکشی‌ها ؛ زنگ خطر "جهالت" است.

همانطوریکه اختلاف خانوادگی و طلاق و دوری دل‌های اعضای خانواده و اقوام از یکدیگر نشانه "جهالت"است.

در بخش جامعه و حکومت هم روشن است که در دنیای امروز رفتارهای عوامانه و ناآگاهانه و غیر کارشناسی شده و باندی و.. جملگی تمام حقیقت "جهالت و نادانی" است. 

ضلالت در مقابل هدایت است. زندگی در گمراهی یعنی:

اولاً: شرک زدگی، آدمیان را پرسیدن  و یا سر سپرده شدن 
ثانیاً: دنیازدگی و دوری از معنویات
ثالثاً: خرافه زدگی.

《وَقَدْ تَوازَرَ عَلَیهِ مَنْ‏ غَرَّتْهُ الدُّنْیا، وَباعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الأَْدْنى‏، وَشَرى‏ آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ‏ الْأَوْکسِ، وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدّى‏ فى‏ هَواهُ، وَاَسْخَطَک وَاَسْخَطَ نَبِیک، وَاَطاعَ مِنْ عِبادِک اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ، وَحَمَلَةَ الْأَوْزارِ الْمُسْتَوْجِبینَ النَّارَ ؛ 

درحالی که علیه او به کمک هم برخاستند، کسانی که دنیا مغرورشان کرد، و بهره واقعی خود را به فرومایه‌تر و پست‌تر چیز فروختند، و آخرتشان را به کمترین بها به گردونه فروش گذاشتند، تکبّر کردند و خود را در دامن هوای نفس انداختند، تو را و پیامبرت را به خشم آوردند، از میان بندگانت، اهل شکاف افکنى و نفاق و بارکشان گناهان سنگین و سزواران آتش را اطاعت کردند.》

بیشتر انظار متوجه جهالت شامیان است، اما استاد مطهری کوفیان را نیز جاهل می‌داند اما از سنخ دیگری؛ اگر شامیان در توحید و نبوت و امامت چیزی نمی‌دانستند و در بی‌خبری بسر می‌بردند "ضلالت" بود.

اما کوفیان گرفتار جهالت بودند؛ آنان امام علی را می‌شناختند اما بازهم جاهل بودند.
وقتی ابن زیاد به مسلم تهمت شراب خواری زد، یک نفر از مسلم دفاع نکرد! و وقتی مسلم در حین جنگ رفت به کناری آبی بخورد کسی به او گفت: الان از آب جهنم به تو خواهند داد!
اینان در سپاه عمر سعد حضور داشتند و البته در میان کوفیان غیر از جهالت، ضلالت هم دیده می‌شود.

در زمان معاویه و بعد از شهادت امام مجتبی، کوفیان نامه به امام حسین دادند، امام : 
"ان القوم انما یریدون ان یاکلوا بنا و یشیطوا دمائنا .. "( موسوعه۲۹۲ ازتاریخ ابن سعد)

غافل مشویم؛ امروز شخصیت پرستی، خرافه گرایی با لعاب مذهبی، تبلیغ دینِ ساده لوحانه و نظایر آن "عینِ ضلالت" است.

جایگاه امامت 

برای رسیدن به همه معنویت، معرفت و پیشرفت و اُخوت ومحبت؛ باید جایگاه امامت تبیین شود.

درزیارت اربعین آمده: "اعطیته مواریث الانبیاء"

"امام"؛ یعنی کسی شاخص "معرفت وهدایت" بشری است. 

از این زوایه است که امام باقر(ع)در منی در جمع حجاج بیت الله الحرام سخن از "امام و امامت" مطرح نمود و حتی شخص رسول الله را به عنوان امام معرفی فرمود : " ان رسول الله کان الامام".

امام یعنی رهبریِ بزرگوار، پیشرو و مستمر در دفاع از حق.

《وَجَعَلْتَهُ سَیداً مِنَ السَّادَةِ وَ قآئِداً مِنَ الْقادَةِ، وَذآئِداً مِنْ الْذادَةِ..
و او را آقایی ازآقایان، و پیشروی از پیشرویان، و مدافعی از مدافعان حق و مقابله کننده با کجی هاست..》

در میان این سه وصف که در عبارت بالا آمده ، واژه"قائد" را باید با دید عمیق نگاه کرد.
قائد؛ آن رهبری است كه پیشوا و پیشرو قافله است و دیگران را جذب می‌كند و به دنبال خود می‏‌كشاند.

برخلاف "سائق" که جمعی را همچو چوپان از پشت سر می‌راند.

درنهج البلاغه آمده که فرمود:
«من هرگز به شما امری و یا نهی ای نکردم، مگر آنكه خود پیش‏تر آن را انجام داده‏‌ام.» 
قطعا كسی كه با حضورش در پیشاپیش كاروان، خطرها را به جان می‏‌خرد، سخنش نفوذ و حرکتش اثر ژرفی بر پیروانش دارد.

حکومت و امامت 

اگر در متن حکومت، امامت قرار داشته باشد که طبق اعتقاد شیعه باید چنین باشد ، انگاه آنچه از معنویت و معرفت و اخوت و پیشرفت مطرح است، جدی تر و وسیع‌تر و خلاصه "جهان شمول" خواهد شد.

همانطوریکه در عصر حکومت نبوی در طول ده سال در مدینه چنین رقم خورد.
در حکومت نبوی (ص)؛ ایمان و معرفت، قسط و عدل، اخوت و محبت و امنیت و پیشرفت به نقطه کاملا ً قابل قبول رسید.

درحکومت حضرت امیر(ع) موفقیت‌هایی نصیب جامعه شد که غیر قابل انکار است، آن هم در شرایطی که امام در طول پنج سال در کشمش های داخلی قرار داشت!
ببینید وقتی حضرت امیر (ع) می‌فرماید: "در سرتاسر حکومت من کسی، شب با شکم گرسنه و بدون سقف نیست". چقدر ادعای پرارزشی است.

حکومت بدون امامت!

هر آنچه از جهل و گمراهی در جامعه دیده می‌شود، نتیجه نبودِ "امامت" است. 

در زیارت اربعین می‌خوانیم:

《فَجاهَدَهُمْ فیک صابِراً مُحْتَسِباً، حَتّى‏ سُفِک فى‏ طاعَتِک دَمُهُ، وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ، اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً، وَعَذِّبْهُمْ‏ عَذاباً اَلیماً

را پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد، تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت خدایا آنان را لعنت کن لعنتى سنگین، و عذابشان کن عذابى دردناک》

جامعه فاقد "امامت" ، مساوی است با جامعه جهالت و ضلالت است. و تا جایی این جهالت و ضلالت نقش آفرین می‌شود که "خط حق" به کلی خاموش می‌شود!

عبارتی از حضرت امیر (ع) در مورد آینده اسلام است که انسان به فکر فرو میبرد که جهالت و ضلالت بصورت فراگیر و یک دست در جامعه در آمد و کار یکسره شده بود ! فرمود: 《 تا من هستم مردم در صف حج میکنند ولی همین که من رفتم یک صف حج میکنند [ وهمه طبق آیین بنی امیه حج خواهند کرد] ؛ الا و انکم حاجّ العام صفا وحدا》.

استادم مطهری گوید: این زیان بزرگی است که در فاجعه شهادت علی برای ملت مسلمان بود و اثرش درتاریخ باقی ماند.

جامعه همراه با امامت

درصورت تسلط جائران و حاکمان سوء و تحمیل "حکومت بدون امامت" ! باز هم وظیفه امام و امامت تعطیل نمیشود ، چون امامت تعطیل بردار نیست.

در اینجاست که گزینه‌ی دیگری مطرح است و آن حضور فعّال امام در عرصه "تکمیل معرفت" و نیز "تعالیِ اخلاق" و سپس "احسان" در سطح جامعه مطرح است.

این معانی در فقرات زیارت اربعین نهفته است؛《وَقَلْبى‏ لِقَلْبِکمْ سِلْمٌ، وَاَمْرى‏ لِأَمْرِکمْ مُتَّبِعٌ، وَنُصْرَتى‏ لَکمْ مُعَدَّةٌ، حَتّى‏ یاْذَنَ اللهُ لَکمْ، فَمَعَکمْ مَعَکمْ لامَعَ عَدُوِّکمْ، صَلَواتُ اللهِ عَلَیکمْ.
همه وجودم در برابر شما تسلیم است و اراده من در دنباله و پیرو خواسته های شماست ، برای یاری شما آماده‌ام.》

این تفکر شیعه از امامت است که تا امروز "امام و ماموم" را محفوظ داشته است.

امامت پیروزِ میدان در جامعه

۱) پیروزی در زمان خود 

اگر گاه این پیروزی خیلی به چشم نمی آید اما در واقع پیروزی در "بقاء شریعت" شکل میگیرد.

وقتی از امام سجاد سوال کردند در جریان کربلا کدام طرف درگیری پیروز شد؟
امام(ع) فرمود: وقت نماز ببین اذان می‌گویند و چه نامی برده می‌شود.

۲) پیروزی بعد از زمان خود

این شکل دیگر و متفاوتی از پیروزی است و آن این است که الگو برای مبارزه با باطل در هر زمانی ارائه می‌کند.

استاد مطهری:
نهضت امام حسین(ع) هر سال يک پيروزى جديد به دست مى‌آورد.
گرچه از جنبه نظامى، شكست خورد اما در فكرو اعتقاد، امام حسين(ع) به مقصودش رسيد.

چون توانست يک فكر را در دنيا زنده كند. هر روز به نام امام حسين(ع) با ظلم و باطلى مبارزه مى‌شود و حق و عدالتى احياء مى‌شود. اين پيروزى است و پيروزى بالاتر از اين چيست؟ (حق و باطل، ص۴۱)

هادی سروش
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان