کد خبر: ۲۰۰۵۰
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۹ - ۱۴:۱۰-05 October 2020
آرایش سیاسی در انتخابات ۱۴۰۰ ایران چگونه خواهد بود؟ مشارکت جریان اصلاح و اعتدال در چه سطحی خواهد بود؟
 پاسخ مختصر: "انتخابات ۱۴۰۰ ایران متاثر از نتایج انتخابات در آمریکا خواهد بود"

 انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چند هفته دیگر برگزار می شود ، نظرسنجی های معتبر و متعدد نشان می دهد که رقابت نزدیکی بین "جوبایدن" نامزد دمکراتها و "دونالد ترامپ" نامزد جمهوریخواهان و رئیس جمهور فعلی آمریکا وجود دارد.

به باور بسیاری از کارشناسان سیاسی نتایج این انتخابات می تواند تاثیرات مهم و متفاوتی بر فضای سیاسی داخلی آمریکا از یکسو و فضای بین المللی از سوی دیگر داشته باشد زیرا دونالد ترامپ رئیس جمهور فعلی آمریکا با اتخاذ سیاستهای غیرمعمول در این کشور باعث ایجاد دوقطبی شدید و بی سابقه ایی در تاریخ آمریکا (پس از پایان جنگهای داخلی آمریکا) و همچنین تحولات ساختارشکن در عرصه روابط بین المللی گردیده است که این سیاستها اغلب مورد موافقت کاندید رقیب وی جوبایدن دمکرات نیست لذا نتایج این رقابت انتخاباتی در آمریکا و پیروزی هرکدام از این دو کاندید می تواند علاوه بر تاثیر بر عرصه داخلی آن کشور ، تاثیرات زیادی بر سیاست خارجی آمریکا و تحولات بین المللی نیز داشته باشد.

 یکی از اثرات قابل پیش بینی نتیجه انتخابات آمریکا بر روی موضوع ایران و برجام و تحریمها علیه ایران است و این تاثیر نیز به تبع خود بر فضای سیاسی و اقتصادی داخلی ایران اثرات عینی و جدی برجای خواهد گذاشت. ازجمله عرصه هایی که انتخابات آمریکا بر تحولات سیاسی داخلی ایران می تواند اثر بگذارد ، انتخابات ۱۴۰۰ ریاست جمهوری ایران و نحوه آرایش سیاسی جریانهای سیاسی بویژه نحوه و سطح ورود جریان اصلاح و اعتدال در این انتخابات و حتی نتایج این انتخابات می باشد.
 
نتایج انتخابات آمریکا از دو حالت نمی تواند خارج باشد یا بایدن دمکرات پیروز خواهد شد و یا ترامپ جمهوریخواه و رادیکال مجدد در کاخ سفید باقی خواهد ماند ، در ادامه به بررسی هر دو فرض ممکن و تاثیرات آنها بر نحوه آرایش انتخاباتی جریانهای سیاسی داخلی کشور در انتخابات ۱۴۰۰ بویژه جریان اصلاح و اعتدال و نتایج احتمالی آن می پردازیم:

 یک فرض اینست که در انتخابات آمریکا "جو بایدن" دمکرات پیروز شود در این صورت احتمال احیاء برجام و رفع تحریمها علیه ایران افزایش می یابد در این فرض اصلاح طلبان و معتدلان در ایران نیز این انگیزه را پیدا خواهند کرد که به منظور جبران ناکامی هایی که در دولت دوم حسن روحانی و با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا و خروج آن کشور از برجام و احیاء تحریمها برای آنها بوجود آمده است ، به صورت جدی وارد رقابت انتخابات ۱۴۰۰ شوند و به قصد پیروزی در این انتخابات و احیاء مجدد برجام ، با کاندیدای قوی و مشارکت فعال وارد عرصه رقابت گردند ، همچنین روی کار آمدن بایدن در آمریکا شانس پیروزی اصلاح طلبان در ایران را افزایش می دهد زیرا امیدها به رفع تحریمها توسط اصلاح طلبان و احیاء برجام در بین مردم و هواداران این جریان افزایش می یابد ، به باور بسیاری از کارشناسان سیاسی منافع ملی کشور نیز اقتضاء می کند که در صورت پیروزی دمکرات ها در آمریکا ، در ایران نیز جریان اصلاح و اعتدال بصورت جدی وارد عرصه انتخابات ۱۴۰۰ شده و در این انتخابات پیروز شود ، چون بهتر می تواند با دمکراتهای آمریکا تعامل نماید و برجامی را که خود بانی آن بوده را احیاء نموده و تحریمها را رفع نماید.

 و اما در فرض دوم چنانچه در انتخابات پیش روی آمریکا "دونالد ترامپ" جمهوریخواه و رادیکال و ضدایرانی ‌مجدد پیروز شود، جریان اصلاح و اعتدال انگیزه قوی برای مشارکت فعال در انتخابات را نخواهد داشت و کاندیدای جدی هم وارد این عرصه نخواهد کرد و حتی بخشهایی از این جریان همانند انتخابات مجلس یازدهم مشارکت نخواهند کرد و به سمت تحریم خاموش انتخابات آتی خواهند رفت ، زیرا در صورت پیروزی ترامپ علاوه بر افزایش فشارهای تحریمی بیشتر از سوی آمریکا و مرگ کامل برجام ، در داخل نیز شانس پیروزی جریان اصلاح و اعتدال کاهش می یابد و از سوی دیگر بر فرض تقریبا" محال پیروزی ، قدرت و اختیار لازم را برای تعامل و مذاکره با دولت ترامپ نخواهند داشت و با مخالفت جدی و جناحی اصولگرایان مستقر در مجلس و سایر نهادهای قدرت کشور مواجه خواهند شد و همانند وضعیت فعلی و حتی بدتر از وضعیت موجود موفقیتی نصیب این جریان نخواهد شد و روند فرسایشی حاکمیت دوگانه بدون هیچ دستاورد مثبتی برای آنها و برای مردم و کشور تداوم خواهد داشت ، بخشی از کارشناسان سیاسی بیطرف و حتی اصلاح طلب نیز معتقدند منافع ملی کشور اقتضاء می کند قدرت کشور یکپارچه در اختیار جریان اصولگرا قرار گیرد (بویژه اگر ترامپ مجدد انتخاب شود) تا این جریان با مواجه شدن مستقیم با فشارهای تحریمی آمریکا


و مسئولیت پذیری مستقیم در قبال مشکلات مردم مجبور شود به یک تصمیم واقع گرایانه و واحد در سیاست خارجی کشور دست یابد و اگر این جریان قصد مصالحه در سیاست خارجی و بهره برداری داخلی از آن را دارد ، بتواند بدون مخالفت جریانات رقیب این مصالحه را عملیاتی سازد و شرایط اقتصادی کشور را بهبود ببخشد و نتایج سیاسی حاصل از این بهبود اقتصادی را نیز از آن خود سازد تا لااقل از این طریق منافع ملی کشور تامین گردد و اگر قرار بر مصالحه ندارد نیز این جریان شعارهای مقاومتی و انقلابی و اتکا به درون خود را بدون هیچ مانعی و بهانه ایی به عرصه آزمون عملی بیاورد تا درستی یا نادرستی این شعارها در عمل بهتر آشکار شوند و مسیر سیاسی و راهبردی آینده کشور برای ملت نیز بهتر نمایان گردد و کشور از این حالت دوگانگی و بلاتکلیفی سیاسی و اقتصادی در عرصه داخلی و سیاست خارجی نجات یابد.

  در کنار این دو نظر ، دو نظر بدبینانه دیگری نیز عمدتا" از سوی چهره های رادیکال هر دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا بر علیه هم و نیز از طرف برخی کارشناسان مطرح می شود:

 یک نظر از سوی چهره های رادیکال اصولگرا مطرح می شود که می گویند در هر شرایطی حتی با روی کار آمدن بایدن در آمریکا ، ادامه حضور اصلاح طلبان و معتدلان در راس قوه مجریه برای کشور خطرناک و باعث بدتر شدن اوضاع اقتصادی در داخل و عدم تکیه بر توان داخلی در حل مشکلات اقتصادی و دادن بیشتر امتیاز به غرب و نهایتا" تسلیم شدن کامل کشور و نظام جمهوری اسلامی به آمریکا و از بین رفتن آرمانهای انقلاب اسلامی می شود. این دسته از اصولگرایان معتقدند تفاوتی بین بایدن دمکرات و ترامپ رادیکال نخواهد بود و در هرصورت باید با آمریکا مبارزه کرد نه تعامل.

 در مقابل یک نظر و نگرانی دیگر نیز از سوی بخشی از اصلاح طلبان رادیکال و نیز برخی کارشناسان بیطرف سیاسی مطرح می شود که درصورت روی کار آمدن همزمان ترامپ در آمریکا و اصولگرایان در ایران خطر بروز جنگ نظامی و حتی تجزیه کشور و یا افزایش تحریمها و شورش های اقتصادی و در نتیجه سرکوب شدید معترضان داخلی و پادگانی شدن کشور وجود خواهد داشت.

 به نظر می رسد با توجه به تجربیات گذشته ۴۰ ساله سیاسی کشور احتمال وقوع این دو گزینه بدبینانه کمتر وجود دارد زیرا کلیت و مدیریت کلان نظام سیاسی بعد از انقلاب در ایران تا کنون نشان داده که در مواقع حساس و بحرانی با عقلانیت بیشتری عمل می کند و از سقوط کشور در ورطه بحران های خطرناک تر داخلی و خارجی جلوگیری می کند ، تصمیماتی مثل "پذیرش قطعنامه ۵۹۸" که منجر به پایان جنگ فرسایشی و ویرانگر گردید و یا تصمیم اتخاذ راهبرد "نرمش قهرمانانه" که منجر به پذیرش برجام و ایجاد یک تنفس و جان گرفتن کوتاه مدت اقتصاد کشور از فشارهای تحریمی گردید (البته با روی کار امدن ترامپ مجدد فشارهای تحریمی از سر گرفته شد) به ما این امیدواری را القاء می کند که عقلانیت ذکر شده (گرچه به عقیده بسیاری کارشناسان دیرهنگام عمل می کند) اما از بروز گزینه های بدبینانه مثل جنگ نظامی و یا شورش های شدید داخلی و یا خطر تجزیه کشور جلوگیری خواهد نمود چنانچه تسلیم شدن در برابر آمریکا و پذیرش شرایط ضد استقلال ملی کشور نیز دور از ذهن خواهد بود و عملی نخواهد شد و احتمال اتخاذ راه میانه ایی که استقلال و عزت کشور از یکسو و امنیت و بهبود شرایط اقتصادی و تعدیل در سیاست خارجی از سوی دیگر با هم تامین شوند نسبت به گزینه های بدبینانه یادشده بیشتر است ، اگر چه اتخاذ این مسیر میانه درصورت روی کار آمدن ترامپ در آمریکا برای ایران بسیار دشوارتر و محتاج تصمیمات بزرگ از سوی مدیریت کلان کشور است.

  سیروس کلایی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان