کد خبر: ۱۹۹۷۳
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۳۹۹ - ۱۱:۲۰-03 October 2020
در یک مصاحبه ي مطبوعاتی، سپهبد ربیعی فرمانده سابق نیروي هوایی فاش کرد که بختیار به او دستور داده بود قلب تهران (منطقه قورخانه) را بمباران کند، اما او این پیشنهاد را نپذیرفته بود.
سپهبد مهدي رحیمی فرماندار نظامی پیشین تهران نیز تأکید کرد که بختیار پیشنهاد بمباران قورخانه را با من هم در میان گذاشت، اما من نیز بار نرفتم ( بمباران قورخانه براي چی؟). در این مصاحبهي مطبوعاتی که در محل موقت نخستوزیري صورت گرفت.

امیرعباس هویدا، منوچهر آزمون، دکتر شیخ الاسلام زاده، منصور روحانی، غلامرضا نیک پی، سپهبد امیرحسین ربیعی فرمانده سابق نیروي هوایی، سپهبد مهدي رحیمی فرماندار، پیشین نظامی تهران، سر لشگر ناجی، فرماندار نظامی پیشین اصفهان و سرلشگر محققی فرمانده پیشین پایگاه یکم شکاري به سوالات متعدد خبرنگاران پاسخ گفتند. مصاحبه توسط دکتر ابراهیم یزدي یکی از نزدیکان آیتاالله خمینی انجام شد و سرلشگر ناجی به اولین سوال جواب داد: «شاه در مصاحبه با نیوزویک در زمان دولت ازهاري گفته بود که شما مردم اصفهان را خودسرانه کشتید، حرف شاه سابق را چگونه براي خود توجیه میکنید؟


ناجی: من بایستی قبل هرچیز توجه شما را به این مسئله جلب کنم که هر نظامی، هر عملی
انجام دهد به دستور مقام مافوق است.

ـ یعنی شما براي کشتار اصفهان با شاه تماس گرفتید؟

ناجی: من با فرمانده نیروي زمینی تماس میگرفتم.

ـ با چه کسی؟

ناجی: بخشنامه ها از نیروي زمینی و ستاد میآمد. آنچه در اصفهان صورت گرفته این است
که کسی به آن ترتیب که گفته شده کشته نشده است. حداقل تعداد تلفات با توجه به جمعیت
از تمام فرمانداريهاي نظامی کمتر بوده.

ـ شما آقاي ناجی اصفهانی هستید؟

ناجی: بله

ـ پس چگونه همشهري هاي اصفهانی تان را به گلوله بستید؟

ناجی: من هیچ وقت اجازه ندادم. من هیچگاه بهطور مستقیم دستور کشتار نداده ام من ...

ـ اما گفتند شما به خاطر سرپیچی از مقررات از کار بر کنار شده اید.

ناجی: من البته از علت برکناري خودم خبرندارم. نه گفتند و نه چیزي به من نوشتند که
برکنارم.

ـ از اینکه وسیله ي رزمندگان انقلاب دستگیر شده اید چه احساسی دارید؟

ناجی: من امروز هم همانند هر روز به محل خدمتم به نیروي زمینی در لویزان رفتم که
آمدند و دستگیرم کردند.

از سرلشگر محققی فرمانده پایگاه یکم شکاري سؤال شد که میگویند: تمام کسانی که در ارتش خدمت میکنند به گونه اي تربیت شده اند که بیشتر یک امربر هستند تا یک تصمیمگیرنده ... این باور تا چه حد صحت دارد؟

سرلشگر محققی: خیر به این ترتیب و آنگونه که گفتید نیست.

ـ پس این فجایعی که صورت گرفت به خواست خود شماها بوده است؟

سرلشگر محققی: من یک خلبانم و دستور میدهم. تا بهحال هم یک فشنگ از هواپیمایی
به سوي مردم شلیک نشده است.

ـ از سپهبد امیرحسین ربیعی فرمانده سابق نیروي هوایی پرسیده شد: گفته میشود شما با شاه تماس دارید و حتی شاه از مراکش به جزیره ي کیش میآمده و با هم تماس داشته اید.

سپهبد ربیعی: هیچگونه تماسی، حتی تلفنی با ایشان نداشتیم، البته از وقتی رفتند.

ـ شوراي عالی ارتش که اعلام بیطرفی کرد چه وقت تشکیل شد، چگونه و با حضور چه
کسانی؟

سپهبد ربیعی: در روزي که این خبر اعلام شد ساعت 9 صبح من در محل فرماندهی بودم. به من اطلاع دادند که جلسه اي با فرماندهان و سران ارتش داریم. در نتیجه جمع شدیم در حدود 50 نفر از امراي ارتش بودند و همه به اتفاق تصمیم گرفتیم که دخالت ارتش صحیح نیست و از بختیار نباید دفاع کرد؛ چرا که بختیار میگفت از طریق قانون اساسی اعلام جمهوري خواهیم کرد و آقاي بازرگان میگفت از طریق قانون اساسی اعلام جمهوري میکنم. به این جهت چون هدف هر دو یکی بود ما فکر کردیم که نباید خونریزي بشود و اعلام بیطرفی کردیم.

ـ اما شما وقتی این تصمیم را گرفتید که مردم از نیمه راه گذشته بودند ...

سپهبد ربیعی: من اطلاعی نداشتم، از نظر نیروي هوایی نیز باید بگویم که این نیرو هیچگونه
تکانی نخورده بود.

ـ بختیار در جلسهي شوراي عالی ارتش حضور داشت؟

سپهبد ربیعی: ایشان (بختیار) نبود، ولی گفت که برگردید و مأموریت خود را انجام دهید،
ولی ما گوش نکردیم تا جلسه به نتیجهاي برسد که رسید.

ـ نواري ضبط و پخش شده بود که شاه طی آن دستوراتی به سران ارتش صادر کرده؛ این نوار حقیقت دارد؟

سپهبد ربیعی: صددرصد حقیقت ندارد. اینجا جایی نیست که بخواهم دروغ بگویم. من چنین
حرفهایی از شاه نشنیدم.

ـ اگر نشنیده اید پس چرا نوار را تکذیب میکنید؟

سپهبد ربیعی: به عقیدهي من شاه آدمی نبود که بگوید بکشید. باید راست گفت. شاه آدم
ضعیفی بود.

سپهبد محققی: من با نظر تیمسار موافق هستم و آن را تأیید میکنم. شاه هیچوقت چنین
دستوري نداد. صدا صداي اعلیحضرت همایونی نبود.

ـ اما کارشناسان آمریکایی به نوشته ي خبرگزاريها تأیید کرده اند که صدا، صداي شاه خائن بوده؛ چه میگویید؟

سپهبد رحیمی: من تأیید نمیکنم که صدا، صداي اعلیحضرت همایونی است. چون سیلابها یکی نبود.

از تیمسار رحیمی سوال شد: پدران ما میگفتند که ارتشِ رضاشاه را وقتی دیدند، فهمیدندکه ارتشی نیست که تحمل نیروهاي خارجی را داشته باشد و تنها براي سرکوبی مردم است.ما باور نمیکردیم. بعد هم در مورد ارتش و رزمندگی آن و همچنین کاربرد و بالا بودن قدرت آن صحبت شد، اما دیدیم که تبلیغات درست است و حتی در برابر مردم نیز نتوانست پایداري کند.

سپهبد رحیمی: ارتش هیچگاه از مردم خود را جدا نمی داند.

ـ پس این ارتش چرا کشتار میکرد؟ ضمنا شما از چه کسی دستور گرفتید که کشتار هفتم و هشتم بهمن را راه انداختید؟ همچنین کشتار 17 شهریور را؟

سپهبد رحیمی: من در مورد 17 شهریور حرفی ندارم. ارتش خودش را جدا از ملت نمیداند.
من خودم را جدا از ملت نمیدانم. اگر فکر میکنید ما با نیت سرکوبی به طرف هموطنانمان،
هموطنان عزیزمان تیراندازي میکردیم اشتباه است. میدانید سرباز یک وضعی دارد و مردم
یک موضعی. اگر کسی بخواهد اسلحهاش را از او بگیرد وظیفه دارد بزند و این نقص است
که ما ...

ـ درباره 17 شهریور ...

رحیمی: اجازه بفرمایید، قبول کنید که همیشه دستور ما این بود که مبادا از بینی کسی خون
بیاید. من یک مثال بزنم و بگویم الآن که ما در این اتاق هستیم، این چریکها که از اینجا محافظت میکنند به ما میگویند اگر حرفی بزنید رگبار خالی میکنم. من حق میدهم. بنابراین دستور کلی این بود که خون از دماغ کسی بیرون نیاید.

ـ اما جواب حرف گلوله بود؟!

سپهبد رحیمی: نه، مطلقا خیر. به هر حال جوانها تحت تأثیر ایدئولوژي خود بودند که به
طرف سرباز میرفتند و سرباز هم ترس از دست دادن تفنگ دفاع میکرد.

از سپهبد امیرحسین ربیعی که فرماندهی نیروي هوایی را برعهده داشت پرسیدیم که
سلاحهاي حساس نیروي هوایی به کجا برده شد؛ چرا که شنیده میشود بسیاري از این
سلاحها از بین رفته و هواپیماهاي اف - 14 نیز در عربستان هستند؟

سپهبد ربیعی: هیچ اتفاقی براي سلاحهاي ما نیفتاده است و همه ي سلاحها سالم و در
اختیار هستند.

ربیعی ادامه داد که: ما از هواپیماها هیچگونه استفادهي سوء نکردهایم و همه سالم هستند؛
ضمنا روز یکشنبه آقاي بختیار از من خواست که قورخانه را بمباران کنم (سپهبد رحیمی: از
من نیز خواست، نپذیرفتم) اما من قبول نکردم.

ـ تا چه حد به مستشاران نظامی احتیاج داریم؟

سپهبد ربیعی: مستشاران نظامی نیروي هوایی را در حد نظارت راهنمایی میکنند؛ چرا که
آموزش کادر نیروي هوایی فوق العاده بالاست و ما گه گاه از آنها مشاوره میخواهیم.

ـ گفته اند که ما بدون کمک مستشاران نمیتوانیم از هواپیماها استفاده کنیم.

سپهبد ربیعی: نه ما میتوانیم با کمک کادر ایرانی بهطور کامل از سلاحهاي پیشرفتهي
نیروي هوایی سود ببریم.

ـ شایع بود که هواپیماها به اسراییل و عربستان رفته اند؟

ربیعی: لطفاً از این سؤالها نکنید. چرا اسراییل؟ یک هواپیما هم از کشور خارج نشده.
هواپیماهاي اف - 14 در اصفهان شیراز و چندتایی در تهران هستند و هیچ کدام هم از تهران
خارج نشده اند.

سرلشگر محققی: این حرفها درست نیست، شایعه است و اصولاً در فصل زمستان ما از
نظر هوا تغییر محل میدهیم؛ مثلاً هواپیماها را از اصفهان به خاش میبرند.

ـ توضیحاتتان تیمسار جالب بود. با اینکه جناب رحیمی شما با کشتار مخالف بودید مردم
این همه کشته میشوند.

ـ نوار بود.

ـ تیمسار رحیمی شما همان کسی هستید که در اعلامیههاي فرمانداري نظامی، تمام کسانی
را که در انقلاب شرکت داشتند خائن کمونیست، بی وطن، از خارج آمده و ... نام بردید.

سپهبد رحیمی: در ایران قوانینی هست که حمل اسلحه بدون جواز ممنوع است و جرم.
کسانی بودند که اسلحه داشتند و مردم را میکشتند.

ـ شما خودتان میخواستید آنها را بکشید نه دیگران.

سپهبد رحیمی: مطلقاً. من خدا را گواه میگیرم، همیشه دستوراتم این بود که خون از دماغ
کسی بیرون نیاید.

ـ شما تیمسار ربیعی به چه ترتیبی دستگیر شده و به اینجا (زندان موقت در مدرسه ي رفاه، محل استقرار دولت موقت) آمدید؟

سپهبد ربیعی: مثل معمول به کار مشغول بودم در دفتر کارم. چون هیچ چیز در نیروي
هوایی تکان نخورده بود. از نیروي زمینی تلفن کردند که ارتش ازهم پاشیده. گفتم شما به
نیروي هوایی بیایید تا فکري بکنیم. چرا که ارتش باید حفظ شود و در دولت یا رژیمی که بر
سر کار بیاید به ارتش احتیاج دارد، وگرنه قورتش میدهند. به من گفتند که ما اسلحه داریم و
کسی محافظت نمیکند. به چند تن از افراد مأموریت دادم تا خودشان را به فرمانده محل
معرفی و کمک کنند.

ساعت سه امروز (پریروز) با آقاي قطب زاده در تلویزیون تلفنی تماس گرفتم و گفتم که
مواظب باشید که مردم تحریک نشوند و ارتش از بین نرود. بعد هم آقایی که خودش را داماد
آقاي طالقانی معرفی کرد تماس گرفت که نزد تو میآیم و آمد با هم سوار ماشین شدیم و به
اینجا آمدم. وقتی آمدم یکباره چشم من را بستند. ضمناً ما در نیروي هوایی ابراز همبستگی
کردیم و میبینید که به کمیته آمدیم.

ما در ارتش دو نوع اطاعت داریم. یک نوع اطاعت زمان جنگ که بدون چون و چراست و
اما در زمان صلح هر فرماندهی میتواند اگر فکر میکند که دستور اشتباه است میتواند از آن
سرپیچی کند.

ـ شما هیچ فکر کردید که ببینید چه اتفاقی میافتد و چرا مردم کشته میشوند و به خود آیید؟

سرلشگر محققی: من طی هفت ماه اخیر تنها امروز به تهران آمده ام.

سرلشگر ناجی: هیچ فرد ارتشی در ارتش نیست که قصد آدمکشی داشته باشد. اما من فکر
میکنم دستهاي ظریفی هستند که قصد دارند بین ارتش و مردم تفرقه ایجاد کنند. ما تا
وقتی که مغازه ها، سینماها و ... آتش گرفت کاري نکردیم.

ـ کدام دستهاي مرموز؟

سرلشگر ناجی: همانها که نمیتوانستند ارتش و مردم را در کنار هم ببینند.

ـ تیمسار ربیعی شما اشاره داشتید که نیروي هوایی با مردم همبستگی داشت و باز گفته شد که مسائل اخیر در اثر شایعات همافرها به وجود آمده است.

سپهبد ربیعی: همافرها دسته ي تحصیل کرده و با شعور و آگاهی در ارتش هستند. نیروي
هوایی سقوط نکرد. البته همافرها کمک کردند، اما همهي نیروي هوایی همافر نیست. ما
اسلحه هایی را که مردم میآوردند تعمیر و نگاهداري میکردیم و ضمناً پروازهاي ما برون
مرزي است، نه درون مرزي و نیروي هوایی براي خارج مرز است.

ـ اگر شاه در ایران باشد معتقدید براي جنایاتش باید محاکمه شود؟

سپهبد ربیعی: این مربوط به مردم است.

رحیمی: اصولاً ارتش مال مردم و مملکت است تا وقتی شاه فرماندهی را داشت، ایشان
بودند. حالا که شاه نیست ارتش براي مردم میماند و دوش به دوش ارتش مردم هستند.

سرلشگر ناجی: من میخواهم توجه شما را به این مطلب جلب کنم که به هیچ وجه
فرماندهی، هیچ سربازي در ارتش خودش را از ملت جدا نمیداند. اگر کسی گفته، کینه داشته
و مزخرف است. من در اصفهان که بودم وقتی راهپیمایی بود حداقل سیصد هزار نفر شرکت
میکردند و ما تیراندازي نمیکردیم و حتی میگفتند تیرهاي ما پفکی است- اصطلاحی
اصفهانی است. ما اول اخطار میکردیم وسیلهي بلندگو، بعد ماشین آبپاش، بعد گاز اشکآور
و سرانجام در نهایت تیر هوایی بود.

ـ پس گزارشهاي حقوقدانها درباره ي کشتار اصفهان و نجف آباد صحیح نیست؟

ناجی: نجف آباد جزء فرماندار نظامی اصفهان نبود. ثانیاً کشتار نبود؛ این را از آقایانی که
بازداشت شدند بپرسید.

ـ شماها چرا به این همه کشتار اعتراض نکردید؟ شماها با چه مجوزي تظاهراًت مردم را
که برعلیه جنایات ساواك و سیا بود، مورد نظر قرار نمیدادید و به مردم تیراندازي میکردید؟

(سوال از جانب خبرنگار یک مجله ي فلسطینی مطرح شد).

ناجی: یک فرد نظامی باید سعی کند مردم در حکومت نظامی متفرق شوند.

ـ حتی وقتی اعتراض بر علیه شکنجه هاي ساواك است؟

ناجی: مقررات حکومت نظامی میگوید اجتماع بیش از سه نفر ممنوع است؛ ضمنا وقتی به
سرباز حمله میشود به خاطر حفظ سلاح تیراندازي میکند.

ـ فیلمهایی که از میدان شهدا در 17 شهریور به وسیلهي خبرنگاران گرفته و در جهان پخش شد نشان میداد که مردم روي زمین نشسته بوند و حملهاي نکردند؟

سپهبد رحیمی: اجازه بدهید من راجع به 17 شهریور صحبت نکنم که مسئولیت ندارم.

ـ ما شنیده بودیم که شاه چند نوبت میخواست کشور را ترك کند، ولی مقامات ارتشی نگذاشتند و بخصوص نام تیمسار ربیعی نیز به میان کشیده شد.

سپهبد ربیعی: ما هیچوقت جرأت اینکه به شاه بگوییم نرو، بیا و از این قبیل را نداشتیم؛ یعنی ترتیب فرماندهی اینطور نبود.

 در اینجا یکی از خبرنگاران رو به افسران عالی ارتش کرد و گفت: بیایید یک بار در زندگی مرد باشید. براي یک بار که شده مردانه حرفتان را بزنید. شما یا آگاهانه عمل کرده اید و یا ناخودآگاه. به هر حال بیایید از افسران نازي در دادگاه نورنبرگ یاد بگیرید که وقتی محاکمه میشدند مردانه میگفتند بله ما دستور داده ایم و حال نیز آمادهي محاکمه هستیم. لااقل دادگاه نورنبرگ را به خاطر بیاورید!

سکوت ...

دکتر ابراهیم یزدي در پایان مصاحبه گفت که انقلاب ما انقلابی اسلامی است. ما صرفنظر
از رفتار دشمنانمان هرچه بود و هرچه باشد، با احترام با آنها رفتار خواهیم کرد تا به دادگاه
تحویل داده شوند و عادلانه محاکمه شوند. احترام ما به این خاطر نیست که اینها ژنرالهاي
ارتش هستند، بلکه به این دلیل است که اسلام چنین حکم میکند. اینها - اشاره به فرماندهان
سابق ارتش - متهم هستند به شرکت در جنایت شاه. اینها میگویند به امام علی معتقدیم اگر
معتقد بودند حرفهاي علی (ع) را در نامهي خود به مالک اشتر را میپذیرفتند و نمیگذاشتند
عاملان جنایت باشند. اما ما با اینها آنطوري رفتار میکنیم که اسلامی است. اگرچه رفتار
اینها با هیچ معیاري جور نبود. اینها با هیچ معیاري، حتی قانون اساسی و غیره با ما عمل
نکردند و کارهایشان غیرقانونی بود و جرم است. به این مسایل رسیدگی میشود و آنها وقت
خواهند داشت که از خودشان دفاع کنند؛ چرا که انقلاب ما اسلامی و رفتار ما براساس
جهانبینی اسلامی است.

ربیعی در پایان جلسهي مطبوعاتی و پس از حرفهاي دکتر یزدي بهطور خصوصی به او گفت که خودش را از این مسائل مبرا میداند و اگرچه حالت خونسردانه ي ربیعی تغییري نیافت، اما پس از حرفهاي دکتر یزدي تازه متوجه شد که او نیز محاکمه خواهد شد و این ناباوري را بهقول خودش به عنوان یک انسان با یزدي در میان گذاشت. اما دکتر یزدي توضیح   داد که دو نوع جرم وجود دارد: یک نوع جرم عام، همانند جرم نصیريها، و نوع دیگر جرم مشارکت. و توضیح داد که جرم ربیعی از نوع جرم دوم است و قرار شد اگر فرصتی شد با هم صحبت کنند.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان