کد خبر: ۱۹۹۶۴
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۳۹۹ - ۰۰:۴۷-03 October 2020
در یکی از روزها حاج‌احمدآقا به آیت‌الله خامنه‌ای و دیگر اعضای جلسه سران سه‌قوه پیام داد که مساله مهمی در میان است و آنان را برای جلسه‌ای به بیت امام دعوت کرد.
آیت‌الله خامنه‌ای می‌گویند: «حاج‌احمدآقا گفت بیایید، مساله مهمی است که درباره آن صحبت کنیم. رفتیم آنجا. دکترهای قلب که حول‌وحوش امام بودند _ همین آقای دکتر عارفی و دیگر دکترهای ایشان _ آمدند و گفتند وضع امام ازلحاظ قلبی خوب نیست، و قلب ایشان خیلی نارسایی و کم‌کاری دارد و می‌شود قلب امام را احیا کرد و مثلا عمر زیادی به ایشان داد و بنابراین باید روی قلب ایشان عملی انجام بدهیم. ما آن شب جلسه‌ای طولانی‌ نسبت به این قضیه داشتیم.

دکترها بودند، ماها هم که آن زمان‌ها دور هم جمع می‌شدیم بودیم؛ من، آقای هاشمی، آقای موسوی‌اردبیلی و احتمالا آقای‌ مهندس موسوی. دکترها می‌گفتند اگر امام عمل نکند حداکثر 6 ماه زنده می‌ماند... حاج‌احمدآقا همان شب یا روز بعد یا شب بعد آن آمد و گفت امام قرص و محکم گفته‌اند: «من عمل نمی‌کنم. دکترها بگویند، آقایان بگویند هم عمل نمی‌کنم.» یک شب خدمت امام رفتیم. آن شب برای این قضیه نرفته بودیم، بلکه جلسه روسای سه‌قوه بود و وقتی جلسه منزل حاج‌احمدآقا می‌افتاد امام هم می‌آمدند و شرکت می‌کردند.

امام آمدند و من ناگهان به‌ذهنم رسید که چیزی به امام بگویم. به امام گفتم: «من معتقدم جسم شما از سن‌تان جوان‌تر است. شما در این سن که الان هستید، ریه‌هایتان سالم است، معده‌تان سالم است، خون‌تان مشکلی ندارد و سالم است، گوش‌تان سنگین نیست، چشم‌تان ضعیف نیست، راه که می‌روید زانوهایتان نمی‌لرزد؛ هیچ مشکلی ندارید. این جسم از این سن 20 سال جوان‌تر است. فقط یک اشکال کوچک وجود دارد و آن اینکه قلب شما نمی‌تواند این جسم سالم را درست اداره کند.

اگر فرض کنیم که عمل جراحی با درصد قابل‌قبولی از نَجاح و موفقیت روی این قلب انجام بگیرد تا این امکان به این جسم داده بشود که برای امت اسلامی 20 سال دیگر کار کند، به نظر شما چطوری است؟» این حرف، عجیب اثری روی امام گذاشت. حرف خیلی برای ایشان تازه بود. پیدا بود. دیدم ایشان همین‌طور ماندند و جوابی ندارند. حاج‌احمدآقا خیلی خوشحال شد از اینکه دید مثل اینکه آثار قبول در امام پیدا شده... مدتی گذشت، ظاهرا نظر دکترها عوض شد و عمل بالاخره از آن فوریت افتاد.

یک‌بار حاج‌احمدآقا مجددا گفت که یک جلسه‌ای بگذارید راجع به امام. ما فکر کردیم که همین مساله عمل قلب امام است. دیدم حاج‌احمدآقا خیلی ناراحت و متاثر است. گفت دکترها تشخیص داده‌اند که امام سرطان دارد. گفتیم چه اتفاقی افتاده؟ معلوم شد که در همین یکی دو روزه امام علامتی دیده‌اند و به دکتر گفته‌اند و دکتر گفته باید فورا معده را معاینه کنیم و بالاخره به این نتیجه رسیده‌اند که سرطان است. پرسید: حال چه‌کار کنیم؟ عمل کنیم یا نکنیم؟ گفتم حالا به خود امام گفته‌اید یا نه؟ ظاهرا هنوز به خود امام نگفته بودند که چنین چیزی هست.

شاید هم خود امام حدس زده بودند. از آن روز تا وقتی‌که امام رحلت کردند، 20 روز هم نشد. هفت هشت روزی از آن روز بیشتر نگذشت که قرار شد امام را عمل کنند... روز سه‌شنبه دوم خردادماه عمل جراحی معده امام با موفقیت انجام شد و دفتر امام، طی اطلاعیه‌ای ضمن اعلام خبر این جراحی، حال ایشان را رضایت‌بخش توصیف کرد... جمعه پنجم خردادماه آقای هاشمی‌رفسنجانی نزد امام رفت و از ایشان خواست اگر پیامی برای مردم دارند بگویند.

امام فرمود: «از قول من به مردم سلام برسانید و بگویید دعا کنید که خدا من را بپذیرد، دعا کنید که خدا من را ببرد.» وقتی آقای هاشمی سخن امام را با حاج‌احمدآقا در میان گذاشت و گفت بیان آن مردم را ناراحت خواهد کرد، حاج‌احمدآقا آن را با امام مطرح کرد. امام فرمود: «خیلی‌خب. اگر می‌بینید مردم ناراحت می‌شوند، بگویید اگر ان‌شاءالله خوب شدم و بیرون آمدم، خودم جواب محبت‌های شما را می‌دهم.» که آقای هاشمی همین را در خطبه‌های نمازجمعه بیان کرد. امام در آخرین روزهای حیات خود، نگران این بودند که کار بازنگری قانون اساسی در زمان حیات ایشان تکمیل نشود و لذا در همان ملاقات به آقای هاشمی فرمودند: «تا من زنده‌ام بازنگری قانون اساسی را تکمیل کنید.»

منبع: روزنامه فرهیختگان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان