کد خبر: ۱۹۹۵۵
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۳۹۹ - ۱۴:۲۶-02 October 2020
هر دفعه که کسی از دولت می‌خواهد تا سیاست‌های تورم‌زایش را کنار بگذارد، اقتصاددانان موافق دولت و سیاست‌مداران هشدار می‌دهند که اگر چنین کنند، بیکاری شدت می‌گیرد. بنابراین ما در این بازی می‌افتیم که یا تورم را قبول کنیم یا بیکاری شدید را و در آخر ناچار می‌شویم بخشی از هر دو را بپذیریم.
 این نظریه‌ای جایگزین برای کینزی‌ها است. در ابتدا کینزی‌ها به ما قول دادند که دستکاری و تنظیم دقیق کسری بودجه و خرج دولت می‌تواند موفقیت پایدار و اشتغال همه را بدون وجود تورم برای ما به ارمغان بیاورد و می‌آورد! سپس وقتی تورم مزمن و هر روز بیشتر شد، آنها حرفشان را عوض کردند و نسبت به بده و ‌بستان معروف[که در بالا گفته شد] هشدار دادند تا هر فشار ممکنی بر دولت برای توقف تولید پول تورم‌زا[توسط او] را ضعیف کنند.

  نظریه بده و بستان مبتنی بر «منحنی فیلیپس» معروف است، منحنی‌ای که سال‌ها پیش توسط اقتصاددان بریتانیایی ای. دبلیو. فیلیپس ابداع شد. فیلیپس افزایش نرخ دستمزد را به بیکاری مربوط کرد و مدعی شد که این دو عکس هم حرکت می‌کنند: هر چه نرخ دستمزد بالاتر رود، بیکاری پایین‌تر می‌آید. در آن زمان، این نظریه‌ای عجیب بود؛ چون با منطق و فهم عمومی جور در نمی‌آمد. نظریه معمول به ما می‌گوید که هر چه نرخ دستمزد بالاتر رود، بیکاری بیشتر می‌شود و برعکس. اگر هر کسی فردا نزد کارفرمایش برود و دو یا سه‌برابر دستمزد درخواست کند، فورا بی‌کار می‌شود.

  با این حال این یافته عجیب و غریب همچون کلام وحی از سوی موسسان اقتصاد کینزی پذیرفته شد. اکنون باید روشن شده باشد که این یافته‌های آماری، واقعیت‌ها و همچنین نظریه‌ منطقی را انکار می‌کنند. در طول دهه ۱۹۵۰ تورم تنها در حدود یک تا دو درصد در سال بود و بیکاری حدود سه یا چهار درصد بود. این در حالی است که بعدها نرخ بیکاری به ۸ تا ۱۱ درصد و تورم به ۵ تا ۱۳ درصد رسید. در طول دو یا سه دهه گذشته [این مطلب در اوایل دهه نود میلادی نوشته شده]، برای مدت کوتاهی، تورم و بیکاری، هر دو به شدت و سرعت افزایش یافتند.

  هر چه نشده باشد، منحنی فیلیپس برعکس شده است. این جا ما با هر چیزی مواجهیم جز بده و بستان تورم و بیکاری. اما ایدئولوژی‌ها کمتر راهی به حقایق می‌برند، حتی اگر آنها دائما مدعی «تایید» نظریاتشان با واقعیت‌ها باشند. برای حفظ نظریه‌شان، آنها به سادگی می‌گویند منحنی فیلیپس به عنوان یک بده و بستان میان بیکاری و تورم درست است؛ اما منحنی به دلایل مرموزی به سمت یک وضعیت بده و بستان جدید «جا به جا شده است.» با این نحوه برخورد [با مسائل] البته هیچ کس، هیچ گاه نمی‌تواند نظریه‌ای را باطل کند. 

 در حقیقت، تورم کنونی، حتی اگر بیکاری را در کوتاه‌مدت با فشار قیمت‌ها برای افزایش نرخ‌های دستمزد (که البته نرخ‌های واقعی دستمزد را کاهش می‌دهد) کاهش دهد، تنها موجب بیکاری بیشتر در بلند‌مدت می‌شود. در نهایت تورم به نرخ دستمزدها می‌رسد و از آن سبقت می‌گیرد و بنابراین تورم، رکود را خواهد آورد و آن‌گاه بیکاری به ناچار بیدار خواهد شد. پس از دو دهه تورم، ما اکنون در آن «دوره بلند» زیست می‌کنیم.

  موری روتبارد- ترجمه از یاسر میرزایی 
  کانال سیگنال
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان