کد خبر: ۱۹۹۴۷
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۹ - ۱۹:۱۶-01 October 2020
الان که این یادداشت را می‌نویسم هر یک دلار آمریکای جهانخوار تا رسیدنِ به مرزِ ناقابلِ سی هزار تومان و نیلِ یک سکهِ طلایِ امامی به‌مبلغِ ناچیزِ پانزده میلیون تومان!
عصراسلام: فقط و فقط نیازمندِ یک یاعلیِ کوچکِ کوچک هستند البته که تا یکی دو روز آتی از خجالتِ این ارقام درخواهند آمد! اینها به‌معنای آن است که دولتِ ما کمترین توانی در مدیریتِ اقتصادِ کلانِ کشور ندارد و به‌گونه‌ای مضحک و شرم‌آور سرنوشتِ زندگی و معیشتِ حدود هشتاد و پنج میلیون انسانِ ایرانی را به‌بادِ معده مبارکِ خود سپرده است. 

اما آنچه در این میان مضحک‌تر می‌نماید، کشمکش و جنگ و دعوایِ قلمی و نیم‌قلمیِ! دو جریانِ به‌اصطلاح اصول‌گرا و اصلاح‌طلب بر سر طرحِ احتمالاً مشترکِ مجلسِ حزب‌اللهی  جهادی و شورایِ نگهبانِ برای محدودتر کردن و مقیدتر ساختنِ جایگاهِ ریاست جمهوری در مجموعه قدرت و حاکمیت است! خوب، من نمی‌دانم چرا به‌ویژه اصلاح‌طلبان نگرانِ کاهش قدرت و بلکه تنزل جایگاه ریاست جمهوری در اداره امور کشور هستند!؟ 

مگر، تا الان نهاد ریاست جمهوری چه تخم دو زرده‌ای در بسط جمهوریت و مهم‌تر از آن توسعه اقتصادی و... کشور انجام داده است؟ مگر غیر از آن است که هرچه جلوتر آمده‌ایم نقش و جایگاه ریاست جمهوری و مجموعه قوه مجریه در دفاع از حقوق سیاسی، اجتماعی و البته اقتصادی و معیشتی مردم کشور، با عقب‌گردها و بلکه بی‌عرضه‌گی‌ها و ناتوانی‌های روزافزونِ شدیدتری روبرو شده است؟! 

خوب وقتی چنین است، دیگر چه دلیلی دارد عقلای قوم اصرارِ بر حفظ موقعیتِ قانونیِ کنونیِ ریاست جمهوری در بدنه حاکمیت دارند؟! روحانی در این دوره اخیر و دومِ ریاست جمهوری خود در چارچوب همین اختیارات قانونی کنونی با حدود بیست و پنج میلیون رأی ملت غیور در رأس قوه مجریه قرار گرفت و در همین مدتِ کوتاهِ سه ساله، ارزش سکه طلا در برابر پول به‌اصطلاح ملی حدود دوازده برابر شده است و ارزش دلار بی‌زبان آمریکای جهانخوار هم قریب به ده برابر شده است! 

همه این‌ها به‌معنای آن است که دولت و قوه مجریه تقریباً هیچ‌گونه نقشی در اداره امور کشور ندارد و در این مدت سه ساله، اگر به‌جای مجموعه دولت کنونی، فقط یک چوب خشک! در ساختمان ریاست جمهوری مستقر بود، بحران اقتصادیِ مبتلابه کشور، یقیناً بیشتر از افتضاحی که اکنون شاهدش هستیم، مصیبت‌بارتر نمی‌شد. 

حاصل این‌که، به‌گمان من، نقش و جایگاه مجموعه دولت و قوه مجریه در اداره و مدیریت کشور، در حد هیچ است و اگر خود دولت ادعای دیگری داشته باشد، لابد، باید پاسخ‌گوی این همه، بی‌عرضه‌گی و درماندگیِ خود در اداره امور کشور لااقل در عرصه اقتصادی باشد. 

معتقدم باید حاکمیت کشور، در اولین فرصت، یک‌دست شده و از این دوگانه‌گی و چندگانه‌گیِ گرفتارآمده که در آن هیچ‌کس یا نهادی خود را پاسخ‌گو نمی‌داند نجات پیدا کند. 

شاید مجموعه ملک و ملت از این وضعیتِ کی بود کی بود من نبودم‌هایِ پایان‌ناپذیر رهایی پیدا کند. چه‌این‌که، کسی یا نهادی می‌تواند عهده‌دار مسئولیتِ اداره امور و پاسخ‌گویِ گرفتاری‌ها و بحران‌های دامنگیرِ کشور شود که از اختیارِ بسنده برای تعیین‌ و هدایتِ «سیاست داخلی و بالاخص! سیاست خارجیِ کشور» برخوردار باشد. 

می‌دانیم که دولت‌هایِ دو سه دهه گذشته، کمترین نقشی در تعیین سیاست کلان و گاه جزئی «خارجی» نداشته‌اند و هر چه جلوتر آمده‌ایم این وضعیت بیش از پیش تشدید شده است.

مظفر شاهدی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان