کد خبر: ۱۹۹۲۰
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۹ - ۱۵:۵۹-30 September 2020
این روزها بارها از طرف افراد مختلف با این سوال مواجه شده‌ام که؛ "چه می شود؟" تقریبا همه افراد جامعه در تمام سطوح اقتصادی و اجتماعی، نگران آینده هستند.
نگرانی نه از جنس تبعات آینده بلکه نگرانی بابت عدم قطعیت و شفافیت آینده. هیچ کس نمی تواند یک ماه آینده را پیش بینی کند. در چنین شرایطی هیچ فعالیت سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی قابل برنامه ریزی نیست. همین عدم قطعیت خود زمینه ساز بروز رفتارهای هیجانی در اقتصاد، سیاست داخلی، روابط اجتماعی و غیره شده است.

وضعیت اقتصادی کاملا مخدوش، قیمت ارز و کالاهای اساسی و سرمایه ای، رو به صعود، کرونا در حال پیشروی، گسست اجتماعی و سیاسی در شدیدترین وضعیت خود و عدم اعتماد متقابل مردم و حاکمیت به حد اعلی رسیده، تنش بین گروه های سیاسی داخلی و درگیریهای افقی جامعه روز به روز در حال تزاید بوده و در چنین شرایطی روز به روز سخت گیریهای داخلی نیز درحال افزایش است. به نظر میرسد هم مردم و هم مسئولان، منتظر یک اتفاق خاص هستند تا انرژی لازم جهت خروج از این بن بست را فراهم نماید. برخی به نجات #برجام و برخی به انتخابات ریاست جمهوری دل بسته اند تا طرحی نو در انداخته شود.

واقعیت این است که این تفکر، اشتباه نیست. تحریم، راه تنفس یک کشور را می بندد. اگر قلب و دست و زبان و مغز ِکشور، به درستی فعالیت نمی کند، به دلیل عدم دسترسی کافی به اکسیژن (تعامل و تبادل با جهان پیرامون) است.
کشوری که تحریم می شود، تمام چرخ دنده های اقتصادی، سیاسی آن از موقعیت اولیه خارج شده و روند چرخش معمول خود را نخواهند داشت، از این رو احتمال تقابل این چرخ دنده ها و برعکس کار کردن آنها وجود دارد. در شرایط تحریم، هیچ چیز سر جای خود نیست و هر کنشی در داخل کشور با صدها واکنش متفاوت و حتی متضاد مواجه خواهد شد. #تحریم علاوه بر خسارتهای جبران ناپذیر اقتصادی، باعث تغییرات نابهنجاری در روابط اجتماعی، سیاسی و حتی خانوادگی افراد خواهد شد. خساراتی که جتی با وجود لغو تحریمها نیز ممکن است تا چند نسل، تبعات آن باقی بماند.
در شرایط تحریمی، هیچ راه حل جامعی برای مشکلات کشور وجود ندارد چرا که اکسیژنی در بدن نمانده تا فعالیتی از خود نشان دهد گرچه رفع تحریم، فقط "شرط لازم" رفع مشکلات داخلی است و نه "شرط کافی". به همین دلیل است که کشورهای جهان، همواره در تلاش هستند به سمت روابط مسالمت آمیز بر پایه منافع ملی حرکت کنند. در جوامع کنونی، جهتِ بردارِ حکمرانیِ مدرن را «روابط خارجی» تعیین می کند. این مسئله به حدی اهمیت دارد که «جان لاک» معمار نوین تفکیک قوا، در کنار «قوه مقننه» و «قوه مجریه»، یک قوه مجزا به نام «قوه ائتلافی (federative)» را در نظر می گیرد که مسئولیت آن منحصرا در امور خارجی خلاصه می گردد. اهمیت این قوه، معادل قانون گذاری و اجرای قوانین در نظر گرفته شده است.

در شرایط فعلی کشور ما، این قوه (حتی اگر آن را به عنوان یک قوه مجزا نیز در نظر نگیریم) عملا رو به تعطیلی نهاده است. ایران پس از خروج آمریکا از برجام، عملا هیچ فعالیت دیپلماتیک موثری جهت رفع تحریم ها (نه کاهش تبعات تحریم) انجام نداده است. در چنین شرایطی، از دیگر قوا، نهادها و سازمانهای کشور چه انتظاری می توان داشت که (حتی اگر بخواهند) به وظیفه خود درست عمل کنند.
مدتهاست به سوال "چه می شود" فکر کرده ام و هرچه بیشتر فکر میکنم، کمتر به نتیجه میرسم چرا که مطمئنم حتی اگر مشکل تحریم نیز مرتفع شود، طی این سه سال به قدری جامعه دچار خسارتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شده که رفع تحریم، گره ای از مشکلات کشور باز نخواهد کرد. آن زمانی که باید این گره را با دست باز می کردیم، آن را با دندان محکم تر کردیم و اکنون گرفتار کمندی هستیم که خود آن را تحکیم کرده‌ایم.

اما از منظر دیگری جواب سوال "چه می شود" را می توان اینگونه داد که اتفاقی نمی افتد! جامعه ما به قدری دچار ابر معظلات شده که توانایی حل آن از این جامعه بر نمی آید. مشکلات پیش رو با روندی کمابیش نزولی و صعودی طی سالهای آتی نیز ادامه خواهند یافت. مشکلات امروز جامعه محصول دهه ها، حکمرانی بد و انباشت، تراکم و تداخل معظلات است بنابراین راه حلی جهت حل آنها وجود ندارد. این جامعه باید با مشکلات خود عجین شود، با آنها به روزمرگی برسد تا بتواند با کمک عنصر "زمان" راه حلی جهت "تغییرات مینیاتوری" را بدست آورد. بسیاری از این معضلات را کشورهای دیگر نیز تجربه کرده اند اما که علاقه خاصی به عدم استفاده از تجربیات جهانی داریم بایست طی زمان خود به راه حل مشکلات دست یابیم. از این رو جامعه باید مسیر سخت خود را ادامه دهد، در گل و لای مشکلات فعلی دست و پا بزند و هزینه بدهد چون، هیچ معجزه و اتفاق خاصی قرار نیست بیفتد. تنها راه حل مشکلات فعلی کشور ما، "گذشت زمان" است.

"زمان، علاج بسیاری از دردهاست". این گزاره شاید راه حل منطقی جهت مشکلات اجتماعی به نظر نرسد اما تجربه نشان داده که #زمان یکی از بهترین حلال مشکلات است.

مشکلات امروز جامعه ما در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی محصول یک روز و دو روز و یک دهه و دو دهه نیست. مشکلات امروز ما انباشت حدود یک قرن حاکمیت دولت مدرن در ایران است. دولتی که از مدرنیته فقط لوازم آن را عاریت گرفته و در عمل نتوانسته مدرنیته را به ارمغان بیاورد. از نظر برخی از اساتید بنیاد گرا، هرگاه جامعه ای نهادهای «ثبت احوال»، «ثبت اسناد» و «گمرک» را طرح ریزی نماید، آغاز حکمرانی مدرنیته آن جامعه است چرا که مالکیت شخصی و تبادل بازرگانی دو عامل اصلی شروع حکمرانی مدرن است. از این منظر ایران حدود 100 سال است که وارد فاز مدرنیته شده اما همچنان در مشکلات عدیده دست و پا می زند.
مشکلات امروز کشور ما شاید برای خودمان عجیب و بدیع باشد اما در حافظه تاریخی بشر، این مشکلات تکراری و تجربه شده است. با مطالعه تاریخ کشورهایی چون انگلیس، فرانسه، روسیه، چین، آمریکا و غیره می توان ردی از مشکلات امروزی را در این جوامع نیز پیدا نمود. با این توضیح که مشکلات فعلی ما که در یک قرن انباشت شده، طی چندین قرن در این کشورها به وجود آمده لذا نحوه مواجه آنها با مشکل و یافتن راه حل آنها یا جامعه ما تفاوت دارد، چه اینکه ما اکنون در انفجار اطلاعات محاصره شده ایم  درحالیکه پیشینیان، از چنین موقعیتی برخوردار نبودند. همین انفجار اطلاعات می تواند به انفجار توده ها نیز بینجامد چرا که انباشت مشکلات با انباشت نارضایتی هم زمان می شود.

به عنوان مثال مشکلات حکمرانی، تقابلهای داخلی، توتالیتاریسم سیاسی و اقتصادی یکی از مشکلات بغرنج انگلستان در قرون پیش بوده یا مشکلات ناشی از انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب اکتبر روسیه با مشکلات اخیر کشور ما شباهت زیادی دارد. تجربه¬ی حکومتهای صلب و ایدئولوژیک را می توان در نظام های روسیه چین یافت. کشورهای فوق، هرکدام به فراخور وضعیت خود مدتی با این بحرانها دست و پنجه نرم کرده اند. دو عامل به این کشورها کمک نموده تا بتواند از مشکلات عبور کند، "زمان" و "استفاده از تجربه دیگران".

به عنوان مثال مردم انگلستان سالهای سال با نظام حاکم بر این کشور درگیر بوده اند، انقلابها و اعتراضهای متعدد رخ داده، تلفات جانی و مالی زیادی بر این کشور تحمیل شده، موفقیتهای و شکستهای مختلفی طی چند قرن در این راه رخ داده تا در نهایت توانسته اند به نقطه تعادل برسند. اما بنیانگذاران آمریکا از همین تجربیات استفاده کردند و نظام سیاسی آمریکا را از روز اول به نحوی برنامه ریزی کردند که دیکتاتوری و حکومت اقلیت بر اکثریت رخ ندهد.

از طرف دیگر، مردم و حکمرانان چین و روسیه بجای استفاده از تجارب جهانی، سالهای سال، تلفات جانی و مالی زیادی بابت اقتصاد ایدئولوژیکی را تحمل کردند تا به این نتیجه رسیدند که با این تفکرات نمی توان رونق و رشد اقتصادی را ایجاد نمود و به مرور به نتیجه ای رسیدند که دهه ها قبل، ملتهای دیگر رسیده بودند.

آنچه امروز پیش روی ما است نیز از دوحالت خارج نیست. یا باید از تجربیات بشری بهره بگیریم و یا باید با گذشت زمان، چرخ را از مربع اختراع و به مرور به چرخ تبدیل کنیم!

از آنجایی که نشان داده ایم علاقه ای به استفاده از تجربیات جهانی نداریم، محکوم به تکرار تجربیات بشری و دادن هزینه هستیم.  گذشت زمان، مشکلات ما را حل خواهد کرد چرا که با تغییرات مینیاتوری می توان مشکلات را مرتفع کرد اما این به معنای سکون جامعه و حاکمیت نیست.

گذشت زمان به معنای تکرار تمام تجربیات مشابه بشری است نه دست روی دست گذاشتن و بی تحرکی جامعه. جامعه ما باید اعتراض کند و شکست بخورد، در انتخابات شرکت کند و سرخورده شود، تقاضای آزادی بیشتر کند و محدود تر گردد، جهت تغییر نظام سیاسی تلاش کند و پشیمان گردد. کشور ما باید در طی دو دهه آینده در دستیابی به مولفه های یک کشور توسعه یافته تلاش کند یک قدم به پیش برود و چند قدم عقب بنشیند تا بتواند راه خود را پیدا کند. 

صخره های سفت و در هم پیچیده را نمی توان با تیشه و به یکباره سوراخ نمود اما قطرات آب، می تواند یک صخره را در طول زمان و به آرامی، تغییر شکل دهد.

سید محمد هادی موسوی‌
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان