کد خبر: ۱۹۸۹۰
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۹ - ۰۱:۰۲-30 September 2020
محمد رسول‌اف کارگردان فیلم لرد از موارد عجیب سینمای ایران است. از زمانی که اولین فیلمش را ساخت، تبدیل شد به چهره‌ای متفاوت. رسول‌اف در بیست‌ویک‌سالگی اولین فیلم بلند خود را ساخت.
 «گاگومان»، که یک مستند داستانی بود، سیمرغ بلورین بهترین فیلم اول از جشنواره بین‌المللی فیلم فجر و تندیس بهترین فیلم مستند از ششمین جشن خانه‌ی سینما را برای محمد رسول‌اف به ارمغان آورد. از همان فیلم اول هم رسول‌اف نشان داد دغدغه اجتماعی دارد و سینمایش مخصوص به خودش است.

رسول‌اف که از اعضای آکادمی اسکار است، تاکنون چهار جایزه جشنواره کن را برده است. فیلم‌سازی است که هیچ‌کدام از آثارش در ایران پروانه نمایش نگرفته‌اند. وقتی رسول‌اف لرد را ساخت، خیلی‌ها امیدوار بودند فیلم به جشنواره فجر راه یابد. لرد به جشنواره فجر نرسید، اما با راه‌یابی به کن که با انتقاد تند رسانه‌هایی چون کیهان همراه بود)، جایزه بهترین فیلم از بخش نگاهی نو را به رسول‌اف رساند. بااین‌حال، این فیلم هیچ‌گاه در ایران به اکران درنیامد.


لرد مانند دیگر آثار رسول‌اف، درامی اجتماعی است که با زبانی تند به انتقاد می‌پردازد. رسول‌اف، همیشه در آثارش به فرهنگ قدرت، رویکردی انتقادی داشته و شرایط «شبان-رمگی» حاکم را بررسی کرده است. موضوعی که از ابتدا هم او را در مقابل جریان روز سینما قرار داد.
لرد هم از این قاعده مستثنا نیست. لرد قصه مردی به نام رضا( رضا اخلاقی راد) است که در شهرستانی در شمال کشور به پرورش ماهی مشغول است. شرکتی بزرگ و پرنفوذ خواهان زمین رضا است، اما رضا قصد فروش ندارد. این شرکت توسط نماینده خود، عباس، در کار رضا سنگ‌اندازی می‌کند و سعی دارد او را وادار به فروش کند. بستن مسیر آب، مسموم کردن آب ماهی‌ها و ایجاد دعوای ساختگی و محکوم کردن رضا فقط گوشه‌ای از اقدامات این شرکت است.


رضا که وامی هم از بانک گرفته است، سعی دارد تا با شیوه‌ای شرافتمندانه و اخلاق مدار، مشکلاتش را حل کند. اما شرایط روزبه‌روز بدتر می‌شود. مشکلات کاری رضا، به‌زودی زندگی شخصی‌اش را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد و درنهایت رضا مجبور به واکنش می‌شود.
خط اصلی روایت لرد بی‌اندازه یادآور «تنگسیر» امیر نادری است. وقتی همه اقدامات رضا با دربسته روبرو می‌شود، وقتی عباس از قدرت و نفوذ شرکت برای تحت‌فشار گذاشتن رضا استفاده می‌کند، بیننده ناخودآگاه یاد زائر محمد (بهروز وثوقی) در «تنگسیر» می‌افتد.
مهم نیست که رضا به چه کسی رجوع می‌کند، عباس و شرکت همیشه از او نفوذ بیشتری دارند و به‌راحتی همه را می‌خرند. انگار که رضا و همسرش در مقابل یک شهر، یا یک ارتش مجهز ایستاده‌اند. اینجاست که صدای زائر محمد ( بهروز وثوقی) در گوش بیننده طنین می‌اندازد:” آخه این چه شهریه؟ حاکمش دزده، وکیلش دزده، سیدش دزده، پس مو حقمو از کی بگیرم؟”

لرد
اما لرد و «تنگسیر» تفاوت‌های اساسی دارند. تفاوت‌هایی که هم از بطن اثر می‌آید و هم به جهان‌بینی دو فیلم‌ساز بازمی‌گردد. لرد نگاهی فردی و شخصی را هم چاشنی انتقادات اجتماعی‌اش می‌کند. در دنیای لرد این فقط قدرت برتر و بزرگ‌تر نیست که به فساد کشیده شده است. لرد جهانی وسیع‌تر از «تنگسیر» را به نمایش درمی‌آورد که در آن‌همه، حتی آدم‌های معمولی جامعه هم در فساد پوسیده‌اند.
وقتی رضا برای تسویه بدهی معوقه وامش می‌رود، کارمند بانک از او درخواست رشوه می‌کند تا موعد پرداختش را عقب بیندازد. بعد هم در توضیح می‌گوید که این رشوه فقط برای خودش نیست، برای رئیس شعبه، معاون شعبه و رئیس حوزه و دیگران هم است. وقتی رضا برای فروش ماشینش می‌رود، دلال سعی می‌کند ماشینش را به قیمتی ارزان‌تر بخرد تا خودش هم‌سودی کند. لرد جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که آدم‌هایش، زنجیره‌ای از ناکارآمدی، بی‌رحمی و فساد ایجاد کرده‌اند. زنجیره‌ای که انگار راه فراری از آن نیست.

رضا اخلاقی راد
تفاوت دیگر لرد و «تنگسیر» به بازتاب شخصیت اول برمی‌گردد. در «تنگسیر» ما با یک قهرمان کامل سروکار داریم. زائر محمد حقش را می‌گیرد وزندگی جدیدی را شروع می‌کند. اما لرد دقیقاً برعکس «تنگسیر» عمل می‌کند. رسول‌اف، آگاهانه قهرمان سازی را زیر سؤال می‌برد. رضا که در ابتدا سعی می‌کرد از زنجیره فساد دور بماند و برمدار اخلاق باقی بماند، برخلاف زائر محمد، حقش را نمی‌گیرد، انتقام می‌گیرد. لرد نه‌تنها قهرمان سازی نمی‌کند، که قهرمانش را خرد می‌کند و او را به سطح آدم بدهای قصه می‌رساند.

در دنیای لرد که عجیب به دنیای ما شبیه است، جایی برای قهرمان‌ها نیست. در این دنیا، آدم‌ها یا ظالم هستند یا مظلوم. انتخاب فقط بین این دو گزینه است. رضا گرچه همیشه سعی کرده انتخاب درست را بکند، اما به‌واسطه مناسبات قدرت، در گروه مظلومین قرارگرفته است. وقتی در شرایطی قرار می‌گیرد که چاره‌ای برایش باقی نمانده، بی‌اخلاقی را انتخاب نمی‌کند، ظالم شدن را انتخاب می‌کند.

 رسول‌اف، به‌خوبی فضای حاکم بر قصه‌اش را نشان می‌دهد. شخصیت‌هایش را به‌درستی پرورش می‌دهد و مناسبات میان کاراکترها را دقیق و موجز معرفی می‌کند. رضا را با سازش‌ناپذیری و عباس را با قلدری‌اش نشان می‌دهد و با نشانه‌گذاری‌های درست بیننده را وارد این جهان داستانی می‌کند. او به‌اندازه به رضا و همسرش نقش می‌دهد. وقتی رضا به زندان می‌افتد این همسر اوست که اداره امور را به دست می‌گیرد و بیننده از دنیای رضا به دنیای او وارد می‌شود. آن‌سوی ماجرا، زنان در دنیای عباس نقشی ندارند. وقتی همسر رضا، حدیث (سودابه بیضایی) سعی می‌کند با موقعیتی که در مدرسه دارد، دختر عباس را تحت‌فشار قرار دهد، عباس به‌راحتی مانع آمدن دخترش به مدرسه می‌شود.
با همه این‌ها، رسول‌اف در لرد گاهی به حاشیه می‌رود. انگار می‌خواهد از تمام فرصتی که فیلم در اختیارش قرار می‌دهد، استفاده کند و همه دغدغه‌هایش را به تصویر درآورد. گاهی از اقلیت‌ها می‌گوید، گاهی از دانشجویان اخراجی و گاهی از معلمان و با همه این‌ها از خط اصلی روایتش منحرف می‌شود.

لرد
این نقب زدن‌ها فقط به انسجام اثر لطمه میزند. وقتی با رضا به تهران می‌آییم، لرد کاملاً اسیر یک درام شهری متوسط می‌شود و به‌شدت از ریتم می‌افتد. از این شاخه به آن شاخه پریدن‌های لرد نه‌تنها کار دست فیلم‌ساز می‌دهد که بار دراماتیک اثر را هم می‌کاهد.
درنهایت، نگاه رسول‌اف، جسورانه و تند است. او تا تاریک‌ترین لحظات زندگی رضا را به تصویر می‌کشد. بیننده را به عمق تنهایی او می‌برد. وقتی رضا در حوضچه آب گرم، با بطری شرابی که به‌دقت به عمل‌آورده در فکر است، بیننده تنها نظاره‌گر است. رضا در این سکانس‌ها دیالوگی ندارد، اما شرایط روحی او، در همان سکوت کاملاً به بیننده منتقل می‌شود. درنهایت هم فیلم با یکی از همین سکانس‌ها پایان می‌یابد. جایی که رضا به‌اندازه عباس سقوط کرده است، تمام شمایل قهرمانی‌اش شکسته و در حوضچه آب گرم، برای انسانیت ازدست‌رفته‌اش اشک می‌ریزد. رضا مانند شرابی که درست می‌کند، ته‌نشین می‌شود و به اعماق می‌رود.
در این سکانس بیننده در کنار رضا، عمق درد او را حس می‌کند. دردناک‌تر اینکه او هم مانند رضا می‌داند که راه دیگری برای بقا نیست.

ساناز رمضانی/وبلاگ نماوا

آوینی فیلم در نقدی به این فیلم نوشت:

«رسول اف»، هسته اصلی فیلم «لِرد» را در رابطه میان ساختار فاسد و تصمیم جمعی می داند و هر رفتار فسادآمیز را به سیستم وصل می کند. دروغ پردازی های این سینماگر در فیلم لرد با ماجرای درگیر شدن یک جوان شمالی به نام رضا (با بازی رضا اخلاقی راد) شروع می شود. همسر رضا (با بازی سودابه بیضایی) مدیر دبیرستان است و هر دو به لحاظ زبان و زیست وصله ناجوری نسبت به مردمان منطقه هستند. نگاه شعارزده فیلمساز با وجود استفاده از فرم فضای آثار مختلف؛ از تارکوفسکی تا بیضایی چنان در لرد نگاه تعفن آمیزی به خود می گیرد که یادآور نگرش فیلمهای تولیدی ضدایرانی در خارج از کشور است. رسول اف در ایران عصر حاضر هنوز در خاطره «بدون دخترم هرگز» به سر می برد. در همان سکانس اول «لرد»، دو جوان از طرف مسجد برای کشف مشروبات الکلی به شکل ناگهانی وارد خانه شخصیت اصلی فیلم می شوند! کارگردان که علاقه ویژه ای به نشانه ها و کنایه های سیاسی دارد، شغل شخصیت اصلی فیلمش را پرورش ماهی انتخاب می کند تا از طریق ماهی های مُرده استعاره سیاسی خود را به پیش ببرد. «رشوه گیری» بهانه ای برای آغاز داستان «لرد» میشود تا نقدهای فیلمساز علیه بی قانونی در کشور آغاز شود و به خشونت افراطی ماموران پاسگاه و بی عدالتی قاضی از نگاه کارگردان زاویه دار بینجامد!


«لِرد» به ته مانده مایعات(شراب) گفته می شود و بنا به گفته فیلمساز دلیل این نامگذاری، «ته نشین شدن مشکلات از بالاترین سطوح سیاسی به فرهنگ عمومی» بوده است! ولی در نهایت این مایعِ بیانیه ای با بی مایه گی اثر مخلوط شده و یک فیلم بی روح و فاقد هرگونه ظرافت هنری را رقم می زند چنان که پس از مشاهده فیلم لرد، جدا از تیرگی افراطی قصه اش، با یک اثر آماتوری مواجه می شویم و متعجب از این که جشنواره پرادعای کن با تخصیص جایزه بخش نوعی نگاه به چنین فیلمی، قید کوچکترین آبرو و اعتبارش را هم زده است.

لرد تلخی است و نهایت تلخ اندیشی و تاریک نمایی رفتار جامعه ایرانی توسط محمد رسول اف به شمار می رود، با این حال وی با همراهی «عباس میلانی»، یکی از عناصر شناخته شده فراری که با دانشگاه استنفورد در کالیفرنیای آمریکا ارتباط دارد، جهت اجرایی ساختن پروژه ای سیاسی، برنامه نمایش و نشست خبری «فیلم لرد» را در این دانشگاه برپا می کند و این مجلس پرسش و پاسخ که بهرام بیضایی را هم به عنوان میهمان ویژه همراه دارد، تبدیل به بیان مهملات سینماگری می شود که به جای گفتگو راجع به کیفیت فیلمش و صحبت درباره وجوه هنری اثر- که فاقد آن است- سراسر در جهت بیان مخالف خوانی با حاکمیت می گذرد. رسول اف در این شوی سیاسی و چند گفتگوی دیگر با ذکر خاطره ای از چند سال پیش، نیروی انتظامی را متهم به رشوه گیری می کند و این قصه بافته شده را به کل نظام بسط می دهد و دلیل ساخت «لرد» را موضوعی می داند که بر خود رفته است. اما «لرد» دقیقا در نقطه مقابل نام دیگرش که توسط پخش کننده فرانسوی انتخاب شده، قرار دارد و نه تنها داستان حکایت شده در راستای «مردی از جنس صداقت» (A Man of Integrity) نیست بلکه تراوشات سیاسی فیلمسازی است که در فضای بیمارگون سینمای جهان عنوان «فیلمساز بین المللی» پیدا کرده و با آثار مشوشی همچون «به امید دیدار» و «لرد» برنده جایزه نوعی نگاه کن می شود و با «دست نوشته ها نمی سوزند» با موضوع قتل های زنجیره ای هم جایزه منتقدین بین المللی کن را در سال 2013 صاحب میشود تا هم مورد حمایت معتبرترین نشریات فرانسوی قرار بگیرد و در آنسو همراهی شبکه های معاند فارسی زبان را به عنوان یار همیشگی با خود داشته باشد.


محمدرسول اف در گفتگویی درباره فیلم لرد می گوید: 

این داستانی بود که خیلی به خودم وصل می شد. موقعی که قصه را می نوشتم به جایی رسیدم که دست کشیدم از آن. فکر کردم همه این چیزهایی که دارم می گویم همه می دانند که واقعیت دارد اما تا کی می خواهم درباره آنها بگویم؟ برای چند روز فیلمنامه را گذاشتم کنار. یکدفعه تصمیم گرفتم احوال خودم را به فیلم منتقل کنم. بنابراین فیلم به یک شکست فرم رسید. فیلم در جایی قطع می شد و موقعیت خود من واردش می شد که از واقعیت خسته شده ام و دلم می خواهد که سرم را برگردانم و به یک سمت زیبا نگاه کنم. اما می دانستم این الزاماً واقعیت را دچار تغییر نمی کند. می دانستم ریسک بزرگی است. تصمیم گرفتم فیلم را با دو پایان بسازم. موقع تدوین دیدم که پایان دوم واقعیت حال من و نیاز من است و یک واقعیت شخصی است که با واقعیت اجتماعی بخش اول فیلم در تعارض قرار می گیرد. بنابراین در نسخه نهایی خودم را از داخل فیلم درآوردم اما به هر حال آن تجربیات شخصی در داستان نشست کرده بود و در واقع لرد ماجرا بود. از دست من خارج بود که بتوانم درش بیاورم.


رسول اف درباره بازیگران فیلم لرد نیز گفت: من از بازی های اغراق شده ای که در تلویزیون و سینمای ایران می بینم حیرت می کنم. در شکل طبیعی زندگی و آدم هایی که من به آنها خیره می شوم، درام نقشی ندارد. روابط آن اندازه رمانیتک و احساسی نیست. گذشته از این بازی ها تابعی هستند از فرم کلی فیلم و در یک هماهنگی با حرکت دوربین و میزانسن، رنگ، نور و اتمسفر فیلم. برای بازیگر اصلی من، رضا اخلاقی راد، خیلی سخت بود که من همه اش از او می خواستم که مثلاً هیچ نگاه یا حرکت یا لبخند اضافه ای نداشته باشد. در سکانس پایانی هم مثل یک تکه سنگ می چسبد به صخره. این فرآیند آنجا این معنی را کامل می کند.

دیگر هنر پیشه فیلم «لرد» سودابه بیضایی است. این هنرپیشه نیز که متول سال ۱۳۶۰ است، از بازیگران جوان سینمای ایران، به حساب می آید. 

اما کارنامه هنری اش، چندان هم خلوت و کم بار نیست. او حوزه های مختلفی را در عرصه هنرهای نمایشی آزموده است. در زمینه بازیگری فیلم هایی همچون « روز روشن »(۱۳۹۱) حسین شهابی، «توهم »(۱۳۸۷) اکبر منصور فلاح، «کودک و فرشته» (۱۳۸۷) مسعود نقاش زاده،  « محافظ » (۱۳۸۶) محمدجواد کاسه ساز، « غیرمنتظره » (۱۳۸۵) محمد هادی کریمی، « گیس بریده »(۱۳۸۵) جمشید حیدری، « هوش سیاه ۲ » (۱۳۸۹) مسعود آب‌پرور، « عروس برفی » (۱۳۹۲) سیروس الوند در زمره تجربیات اوست.

او همچنین در چند سریال تلویزیونی به نام های « کیمیا » (۱۳۹۴) « آسمان من » (۱۳۹۲–۱۳۹۴)، « تا افطار چیزی نمانده » (۱۳۸۹) حامد حسینی، « ارمغان تاریکی » (۱۳۸۹) و « آمین  » بازی داشته است. همچنین نویسندگی برنامه «شهرک جیم» برای صدا و سیما در سال ۱۳۹۵ نیز، از تجربیات اوست.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان