کد خبر: ۱۹۸۲۹
تاریخ انتشار: ۰۶ مهر ۱۳۹۹ - ۰۸:۴۹-27 September 2020
درباره افشاگری علیه آقای پناهیان، ۲ نکته راجع به خود موضوع دارم و ۱ نکته کلی راجع به نسبت عدالتخواهان با روحانیت.
فقط پیش از شروع مطلب عرض کنم که هیچ گاه پامنبری آقای پناهیان نبوده‌ام مگر در روضه‌‌خواندنش که دل داده‌ام و گریه کرده‌ام، هیچ وقت هیچ بحثی از ایشان را نشنیده‌ام که مخالفت نکرده باشم، از بحث عدالت و ولایت بگیرید تا برخی مباحثی که درباره ظهور مطرح می‌فرمایند. 

اساسا هندسه مباحث ایشان را به لحاظ اشکالی که یک طلبه به استاد میکند هندسه ناقصی میدانم. کم‌لطفی است اگر کسی فکر کند بنده حقیر مرید آقای پناهیان هستم.

۱. اشکال به این شیوه افشاگری

اولاً این که شما در یک مطلب اینترنتی، چند سند (تصویر صفحه ثبت شرکت یا برگه پایان کار ساختمان یا فیش حقوقی) را برای مخاطب عام (که توانایی تشخیص سند صحیح از سقیم را ندارد) ارائه کنید و پس از چند خط توضیح (که درصد کمی از خوانندگان آن را کامل و با دقت میخوانند)، حکمی را برای متهم ثابت کنید؛

بدون آنکه سواد یک قاضی را داشته باشید و متهم  توان دفاع از خود و ارائه سند معارض یا تکمیل سند را داشته باشد، شیوه غلطی ست. 

خواهید گفت ما قضاوت نمی‌کنیم، اما این حرف شما برای کسی که در فضای رسانه‌ زندگی کرده باشد بی‌معناست. رسانه‌ پیام‌ را سریع مخابره میکند، بدون توجه به آنکه شما «فقط» طرح سوال کرده‌اید.

اگر می‌خواهید بگویید نگارنده این سطور با افشاگریهای قبلی مشکلی نداشته و حالا برخورد جناحی و صنفی میکند عرض میکنم خیر. اما الان بحث ما شخصی نیست. فرض کنید بنده ثابت کردم که برخوردم جناحی هست یا نیست. چه نفعی به حال بحث دارد؟ اصلا بنده فاسق.

ثانیاً استدلال بر فساد یک فرد، به صرف شراکت وی (با فرض اثبات شراکت) در برهه‌ای یا در موردی خاص با یک فرد که در مورد دیگری مرتکب جرم شده است، استدلال باطلی است. در مثال ما، کسی نگفت آقای مطلبی کاشانی در ساخت همان ساختمان مرتکب جرم شده است. 

البته کسی هم نگفت اصلا آقای مطلبی کاشانی جرمش دقیقاُ چیست؟ قصدم بازکردن بحث و منتقل شدن به آقای مطلبی کاشانی نیست، میخواهم بگویم حتی شواهدی که دوستان کنار هم گذاشتند هم آنچنان بیّن نیست که این طور احکام از آن در بیاید.

اما این استدلال و کنار هم گذاشتن اسامی به لحاظ رسانه‌ای بسیار پرکاربرد است که متاسفانه در موارد متعدد مورد استفاده دوستان افشاگر ما قرار میگیرد.

بنده منکر نیستم که از قبل برخی افشاگریها با فشار افکار عمومی دستگاه قضایی کارهایی کرده و افرادی از همین افشاگریها پایشان به محکمه باز شده، چه در دوره‌های قبل و چه در دوره حاضر. اما این یک سوال جدی فقهی/اخلاقی است که حد این افشاگری‌ها چیست؟ این یک سوال جدی پیش روی ماست. دقت بفرمایید بنده نه عضو جناحی هستم نه کانال پربازدیدی دارم. اما یکی دو مخاطب ارزشمندی که شما باشی، باعث میشود این سوال را به صورت جدی مطرح کنم.

در واقع ما یک تزاحم داریم شاید هم تعارض (تفاوت فقهی دارند). که ترک بالمره افشاگری موجب جرئت مفسدین می‌شود اما از طرفی افشاگری ابزاری در جهت باندهای قدرتی است که به اسناد فساد یا سوءرفتار رقبای سیاسی خود دسترسی دارند و از آن جهت مقاصد سیاسی خود استفاده میکنند.

این سوالی نیست که بتوان به راحتی با یک بله یا خیر آن را جواب داد. بلکه شاید خود موضوع جلساتی از درس خارج فقه یکی از اساطین فقه در باب مکاسب محرمه بحث غیبت بتواند باشد. اساطین که عرض میکنم یعنی کسی در حد آیت‌الله شهیدی مثلاً.

۲. چرا غالباً صابون افشاگری به تن یک جناح می‌خورد؟

همان مثال معروف ِ روضه‌خوانی که هر وقت غش می‌کرد می‌افتاد سمت زنانه. آقا شما بیا یک کم هم جناحی عمل کن! این همه فراجناحی عمل کردن خسته‌ات نکرد؟

نمی‌دانم، شاید وقتی در سبد رأی با اصولگراها شریک هستیم در قدم اول باید این سبد رأی را از آن خود کنیم و در قدم دوم قصد کسب سبد آرای اصلاح‌طلبان را داشته باشیم. پس اول  چهره‌های مطرح اصولگرا را از حیز انتفاع ساقط کنید، شاید بعدا  نوبت دیگران هم رسید، شاید هم هیچ‌وقت.

شاید با توجه به کم‌لطفی رسانه‌های رسمی و اصولگرا، تنها گزینه برای فراگیرشدن مطالبات و شناخته شدن رسانه‌های آن‌طرفی داخلی و خارجی باشد، که قاعدتاً با افشاگری علیه مفسدین اقتصادی ِ ریشو، شانس مطرح شدن مضاعف میگردد.

همچنین مسئله هویتی نیز حل میشود. یعنی مخاطب عام می‌فهمد این جریان با جریان اصولگرایی چه تفاوتی دارد. اگر شما فقط علیه مفسدین بی‌ریش حرف بزنید سبد رای شما را نمی‌شناسد.

بابت استفاده رگباری از کلمه «شاید» عذرخواهی می‌کنم.

۳. گذار از «شراکت با سرمایه‌گذار» به «شراکت با ابربدهکار بانکی» و از این اتهام به «هدیه» گرفتن

سیر رسانه‌ای موضوع را ملاحظه بفرمایید: اول از یک «گواهی پایان کار ساختمان» شروع شد. بعد گفتند ملک چند ملیاردی دارد. وقتی آقای پناهیان کیفیت شراکت با آقای مطلبی کاشانی را بالای منبر گفت و بعد گفت آن را فروختیم و اجاره‌نشین شدیم و بعد مدتی با کمک و هدیه دوستان خانه دیگری خریدیم، اتهام از آن شراکت در ساخت ساختمان تبدیل شد به هدیه گرفتن.

در حالیکه موضوع هدیه و جمع شدن پول برای خرید خانه با هدیه یک ساختمان چند واحدی خَلط شد، در یک مغالطه آشکار این هدیه به نام رشوه وایرال شد.

دقت بفرمایید. بنده اصلاً نمیدانم واقعیت قضیه چیست. فقط دارم خط سیر داستان در فضای رسانه را مشاهده و بازگو میکنم.

 کار به جایی رسید که فرد تازه به دوران ِ شهرت رسیده‌ای هم توییت زد که باید دید در قبال دریافت هدیه چه چیزی را بالای منبر گفته است! و برخی دوستان ما هم لایک زدند. یعنی این فقط یک روند ناخواسته اگزجره کردن یک خبر در فضای دور از کنترل شبکه‌های اجتماعی نیست. این یک پروژه است. یک پروژه تمیز.

حالا شما  که بحمدلله سرتان را نکرده‌اید زیر برف. ببینید در افکار عمومی (که با صداوسیما قهر است و طفل جانش به شیر رسانه‌های لندنی بسته شده است) چه گزاره‌ای جا افتاده است؟ آخوندهای منبری دزدند. هدیه میگیرند. رشوه می‌گیرند. در خانه‌های میلیاردی زندگی می‌کنند. بالای منبر هم اقرار میکنند و به آن افتخار میکنند. مثل رهبری. مثل امام.

چرا اینها را میگویم؟ میخواهم به نکته‌ای برسم که در بخش بعد عرض میکنم. یک نکته ریشه‌ای.

۴. اشکال اصلی عدالتخواهان مسئله محور به «صنف روحانیت» است نه شخص پناهیان

نمی‌خواستم این بحث را اینجا مطرح کنم، اما دنیا دنیای علوم مرتّبه و متون مدوّنه نیست. همین‌طور شما را بمباران می‌کنند. پس بگذار ما هم راحت باشیم و بگوییم که اصل هدف‌گذاری دوستان تخریب روحانیت است. چه بدانند و اگاهانه این کار را بکنند، چه بخواهند تشیع صفوی را محکوم کنند که تشیع علوی سر برآورد چه اصلا چنین چیزی در ذهن نداشته باشند.

اما به عنوان کسی که از دور دستی بر آتش داشته و بیگانه نیست، میدانم که غایت تخریب‌های دوستان عدالت‌خواه ما تخریب تمامی سازمان روحانیت است.

توضیح آنکه:
مراجع و روحانیت سنتی را اگر وارد کارزار انقلاب و دفاع از نظام نشود متحجر می‌نامند. آن دسته از مراجع که وارد شوند اما با سلایق سیاسی دوستان و اولویت‌های نظری‌شان سازگار نباشند را ضدانقلاب و اسلام آمریکایی می‌نامند. 

علمایی را که علوم سنتی حوزه، مانند سنت فقهی یا فلسفی را پیگیری کنند اما امتداد آن در علوم انسانی اسلامی را رها سازند با عنوان سنتی و کهنه کناری می‌نهند. برای این دوستان ما، نه از عقل‌گرایان حوزه کسی می‌ماند، نه از سنت‌گرایان. نه اصولی می‌ماند نه اخباری. نه تقریبی می‌ماند نه ولایتی.

آقایان مصباح، میرباقری، علامه عسکری و حتی افرادی که صبغه تبلیغی دارند را هر کدام با یک برچسب از درجه اعتبار می‌اندازند. نه وارد دریای قرآن میشوند نه بر بساط بساتین روایات می‌نشینند. نه احاطه اخباری‌ها بر اخبار را دارند نه تسلط عقل‌گرایان بر فلسفه را. فقط نفی می‌کنند. همه را نفی می‌کنند. 

دوستانی که حتی سربازی اجباری را بهانه میکنند تا به دروغ بگویند روحانیت به سربازی نمی‌رود و فیواستار شوند، حالا که بحث بدهکاری بانکی و هدیه گرفتن و روحانیت سنتی یک جا جمع شده است، چرا نزند؟ آن هم با محوریت منبری معروفی که خون دلها از منبرش خورده‌اند. میزند خوب هم میزند. ناز شستت برادر. بزن.

اگر در ماجرای فتنه بخشی از دوستان و بعد از خانه‌نشینی احمدی‌نژاد و خصوصاً ثبت نام در انتخابات با وجود توصیه رهبری به عدم شرکت، بخش دیگری را از دست دادم، در ماجرای پناهیان بخش دیگری از دوستانم را برای همیشه ترک گفتم. ما اکثر العبر و اقل الاعتبار. 

ما درون را بنگریم و حال را؛ نی برون را بنگریم و قال را.


کانال گعده طلبگی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان