کد خبر: ۱۹۷۶۰
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۹۹ - ۱۲:۵۵-24 September 2020
انسان همین ظاهرجسمانی و جرمانی نیست ، بلکه دارای یک باطنی است که حیوانیت و یا فرشته بودن در نهان او تعبیه شده است.
عصراسلام: اگر آدمی از محدوده حیوانیت به در آید و گرفتار شهوات و غضبهای آلوده نباشد، می‌تواند به در وجود خود، حقایقی را بیابد.

یکی از آن حقائق مهم ؛ ارتباط با ارواح است در "نهان خویش".
ما با روح‌مان می‌توانیم با جهانی غیر از آنچه بنام طبیعت و دنیا در ارتباطیم ، ارتباط پیدا کنیم و آن جهان غیب است که کمترین نمونه آن "رؤیا" است که در شماره قبل به توصیف آن پرداختیم.

اما در این جا سخن از "ارتباط نهانی" با ارواح است بشکلی که انسان در همین دنیای روزمره خود وجود عزیزی را که از دست داده ، حس کند ، و این ، شدنی است.

و این ارتباط درونی با باطن و روح آن عزیزان ؛ مملو از راز ورمز است . شاید ما بتوانیم به برکاتی از آن دست پیدا کنیم و حتی بوسیله و یا راهنمایی روح عزیز از دست رفته به امور مثبتی در زندگی برسیم ، اما دریافت اینکه حقیقت مطلب چه بوده و چه می‌باشد؟ چه بسا امکان پذیر نباشد.

از نمونه های روشنی که در این باب برای اکثر ما پیش آمده این است که گاهی ما در بیداری و هوشیاری ، یکباره عزیزی را که مدتهاست از دست داده ایم می‌بینیم وحتی جلو میرویم که او را در آغوش بکشیم ! و نوعِ چنین مشاهداتی را ما در بهترین حالات معنوی دعا و زیارت ها و خصوصا حرم اهلبیت علیهم السلام داریم .

اگرچه ممکن است بخشی از این رؤیت ها از "تجسم خیالات" باشد ، اما انکار اصلِ آن هم نمیتواند روا باشد.

از این رؤیت های یکباره که برای خیلی از ما پیش آمده ، بالاتر ؛ رؤیت از ناحیه ی "چشم برزخی" است.

چشم برزخی از آنِ کسانی است که به  صفای ناب روح انسانی رسیده اند.
باز شدن "چشم برزخی" در واقع از سنخ "مکاشفه وشهود" است و رسیدن به آن مراتب ، بسیار کار می‌برد و حد اقل آن این است که طهارت کامل چشم ظاهری و نیات باطنی را میطلبد.

صدرالمتالهین درمفاتیح الغیب مینویسد: «شهود و مکاشفه نوری است که بعد از پاک کردن قلب از تمام زنگارها و صفات ناپسندِ قلبی؛ ظاهر می‌شود.»

این بحث مفصلی است که فرصت دیگری را می‌طلبد. اکنون سخن در این است که با چه  راه کاری می‌توان از نهان خود با برخی ارواح عزیزان سفرکرده ارتباطاتی داشته باشیم.

شیخ بزرگوار ما در معرفت الله ، در محضر درس "صُحُف عرفانیه" نقل میفرمود:
بعدازرحلت علامه طباطبائی بسیار دلتنگ شان بودم و در خلوتی از شبی دیدم ایشان به منزل ما وارد شدند و نشستند و جملات فرمودند و از آن جمله مرا بشارت دادند که نیکو سیرت و نیکو صورت و نیکو سریرت هستم و... بعد تشریف بردند.

این نمونه ای از ارتباط نهانی با عزیزات سفرکرده است.

مهمترین دلیل وجودی بر این دیدارها خود قرآن است که میفرماید؛ بر چشم ها پرده آویخته شده و روزی که پرده کنار رود چشم ها با تیزبینی حقائق آن عالَم را میبیند.

در آیه ۲۲ سوره ق فرمود:
«تو از این صحنه غافل بودی و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم و امروز چشمت کاملًا تیزبین است - ؛ 
لَقَدْ کُنْتَ فی‏ غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدیدٌ».

این سنخ ارتباطات و تمثلات ؛ به یک زمینه آماده نیاز دارد و زمینه آماده از یک روح خالی از هرگونه پریشانی امکان پذیر است.

روح و روحیات ما آدمیان وقتی گرفتار تشتّت و پریشانی شود از ارتباط با هم نوعان سفرکرده خود محروم میشود.

"گناه" باعث پریشانی است ، و حتی "نیت گناه" ، و بلکه "تصور گناه" .
هر چیزی از جنسِ گناه ؛ روح انسان از آن درخشندگی و جلاء می اندازد و دیگر صورتی در آن منعکس نمیشود.

به این حدیث ناب توجه کنید؛

امام صادق (ع)فرمود:
"حواریون کنار حضرت عیسی جمع شدند و عرض کردند: ای آموزگار نیکی؛ ما را هدایت و رشد معنوی فرما.

حضرت عیسی فرمود: 

موسای پیامبر به شما گفت؛ "گناه" نكنيد. و من به شما امر میکنم ؛ "فکرگناه" را هم نکنید، چه رسد به عمل به آن گناه، زيرا فكر گناه ، مانند روشن کردن آتش در خانه وساختمان زيباست که گرچه آن آتش خانه را نمی‌سوزاند اما دودهاى تيره آن آتش؛ زيبایی‌هاى آن خانه را تیره و سیاه مي كند." ؛ - اجْتَمَعَ الْحَوَارِيُّونَ إِلَى عيسى ع فَقَالُوا لَهُ يَا مُعَلِّمَ الْخَيْرِ أَرْشِدْنَا؟ ...  فَإِنَّ مَنْ حَدَّثَ نَفْسَهُ بِالزِّنَا كَانَ كَمَنْ أَوْقَدَ فِي بَيْتٍ مُزَوَّقٍ فَأَفْسَدَ التَّزَاوِيقَ الدُّخَانُ وَ إِنْ لَمْ يَحْتَرِقِ الْبَيْتُ.. (کافی۲۴۱/۵)

پس "فكر گناه" خواه ناخواه در قلب آدمی تيرگى ايجاد میکند و به صفا و پاكى دل آنها ضربه مي زند گرچه آن شخص مرتكب آن گناه هم ، نشوند.


برای ارتباط نهانی با ارواح عالیه ؛ بعد از دوری از گناه که روح را پریشان میکند،باید "روح" رابه "صبر" جلاء داد.
 
صبر؛ دو گوهر ناب را نصیب آدمِ خویشت‌ندار می‌کند:

براساس قرآن باعث؛"هدایت های باطنی وغیبی" میشودکه قرآن فرمود:
"أُولٰئِكَ هُمُ المُهتَدونَ"(بقره/۱۵۷)

وبراساس نهج البلاغه باعث؛ "دریافتِ حقائقِ ملکوتی" میشودکه فرمود:
"خویشتن داری زمینه ای را درآدمی میآفریندکه باعث دریافت حقائق میشود؛ - فان الصابرین علی نزول  الحقائق" (نهج،خ/۱۲۴)

در تعبیر دیگری امام علی(ع)، مواجه شدن با بلایا و خویشتن داری را "فتح باب فضل" معرفی نموده است:

"خداوندبندگان خودراباانواع سختی‌ها می‌آزماید و با مشکلات زیاد به عبادت می‌خواند و به اقسام گرفتاری‌ها مبتلا می‌کند ... و درهای فضل و رحمتش را بر روی‌شان بگشاید؛ - یختبر عباده بانواع الشدائد... لیجعل ذلک ابوابا فتحا الی فضله (نهج،خ/۱۹۲)

خود حضرت امیر (ع) که بیشترین حقائق غیبی را از خدا دریافت نموده ، و قلبش به انواع فضل الهی فتح گشته است.

امیرالمومنین یکی ازچهره های بی بدیل صبروخویشتن داری است. مصائبی که اودرمدت عمرشریفش،خصوصا سی سال بعداز رحلت پیامبر اسلام(ص) دید، نه تنها کسی ندیده، بلکه یک امت هم ندیده است!

امام علی در فقدان مصیبت فاطمه قرار گرفت و آن مصیبت چنان سنگین و طاقت فرسابود که خودش از کم شدن صبرش نگران است ! و در خطاب به رسول الله بعد از دفن فاطمه زهرا (س) عرضه داشت : "قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي، وَ ضَعُفَ عَنْ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ تَجَلُّدِي"! (نهج،خ/۲۰۲)

و البته درمورد رحلت پیامبر که از این بالاتر را عرضه داشت که؛ "اگر امر به صبر نفرموده بودی ، امکان آرامش وجود نداشت ؛ -  وَ لَوْلا أَنَّكَ أَمَرْتَ بِالصَّبْرِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْجَزَعِ ‏لَأَنْفَدْنا عَلَيْكَ ماءَ ‏الشُّؤُونِ‏، وَ ‏لَكانَ‏ ‏الدَّاءُ ‏مُماطِلًا"(نهج،خ/۲۲۶)

در جای دیگری همین مضمون را با عبارت دیگری در خطاب با پیامبر (ص) تقدیم داشت که؛ "صبر در همه جا زیباست اما در فقدان شما طاقت صبر هم طاق می‌شود؛ - ان الصبر لجمیل الا عنک و ان الجزع لقبیح.. " (نهج ،ق/۲۹۲)

دستور مهم و لطیفی ائمه اطهار (ع) در مورد "صبر" دارند که میفرمایند :
صبر را به عنوان "وطن" خود انتخاب کنید ؛ "وطنوا انفسکم علی الصبر" ، تعبیر "توطّن" یعنی انتخاب وطن دائمی ، بسیار لطیف است .

اگر بخواهیم به آن مراتب بالا و دریافت فیوضات الهیه ، بار یابیم ؛ باید با دید واضح تری به حقائق عالَم هستی نگاه کنیم .

دید عمیق را امیرالمومنین تعلیم نمود که: 

روزگاران آدمی دو گونه است روزی به خوبی و شادی و منفعت است و روزی بالعکس ، باید در روزگاران نیکو رخ ، سرمایه ها را در معرض بطالت قرار نداد و در روزگاران سخت رخ ، خویشتن دار بود ، -  الدَّهرُ یَومانِ یَومٌ لَکَ وَ یَومٌ عَلَیکَ فَاذا کانَ لَکَ فَلا تَبطَر وَ إذا کانَ عَلَیکَ فَاصبِر .(نهج ق/ ۳۹۶)

آری ؛ مردانِ خدا ، در کشمش های دنیا و مصائب، بی‌تفاوت نیستند ، بلکه صابرند؛ که اگر آدمی صبررا انتخاب نکند باید راه ورسم ابلهان را انتخاب کنند که فراموشی است:"ان صبر صبر الاحرار والّاسلا سُلوالاغمار. (نهج ق/۴۱۳)

برای مواجه ما مرگ که مهم ترین "خاستگاه صبر" است ، امیرالمومنین چنین آموزش می‌دهد که  باید چنین تصور نمود؛ به گروهى ازبازماندگان كسى كه از دنيا رفته بود اينگونه تسليت گفت: 

"اين مرگ نه آغازش از شما بوده و نه به شما پايان خواهد يافت. اين دوست شما سابقآ هم گاهى مسافرت مى رفت اكنون نيز تصور كنيد به سفرى رفته است. اگر او از سفر بازگردد شما به سوى او خواهيد رفت ؛ -  وعَزَّى قَوْماً عَنْ مَيت ماتَ لَهُم إِنَّ هذا الاَْمر لَيْس لَكُمْ بَدَأَ، وَلاَ إِلَيْكُمُ انْتَهَى، وَقَدْ كَانَ صَاحِبُكم هذَا يُسَافِر فَعدوهُ فِي بَعْضِ أَسفَارِه، فَإِن قَدِمَ عَلَيْكُمْ وإلا قَدِمتُم عَليه"(نهج،ق/۳۵۷)


در تفکر توحیدی میرالمومنین (ع) بلایا و مریضی ها و مرگها جزو زندگی بشر، و مسیر کمال است وجدا شدن از آن امکان پذیر نیست واصلا آدمی برای دنیای راحت و بی همّ و غم خلق نشده ؛ - لَسنا لِلدنیا خُلقنا ولا بالسعی فیها أُمرنا، و إنمَا وُضعنا فیها لِنبتلی بها
(نهج، نامه۵۵)

نگاه زیبا درمورد خداو مالکیت او و داشته های خود؛باید از نهج البلاغه آموخت که درتفسیرجمله "لاحول ولاقوه الابالله" فرمود:
"مادربرابرخدا، مالک چیزی نیستیم،اگراو چیزی را دراختیارما گذاردنسبت به آن مسئولیت داریم و هر زمان طبق اراده اش بگیرد از ما مسئولیتی نخواسته ؛ - فمتی ملکنا ماهواملک به منا کلفنا،ومتی اخذه منا وضع تکلیفه عنا.(نهج،ق/۴۰۴)


تردیدی نیست که صابران و خویشتن داران به جایگزین آنچه ازدست داده اند، خواهندرسید؛ "ان تصبر ففی الله من کل مصیبه خلف."(نهج،ق/۲۹۱)


هادی سروش
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان