کد خبر: ۱۹۶۲۱
تاریخ انتشار: ۲۸ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۴:۲۱-18 September 2020
۱۳۲۴، در اوج قدرت و سلطهٔ فرقهٔ دموکرات، به انگیزهٔ سالگرد تاسیس شیر و خورشید سرخ مراسمی در تالار شهرداری تبریز بر پا بود.
در این مجلس، همهٔ نمایندگان سیاسی شوروی و نیز فرماندهان ارتش سرخ در آذربایجان و هم‎چنین سران فرقهٔ دموکرات حضور داشتند.

در برنامهٔ مراسم، جای ویژه‎ای برای اقبال آذر در نظر گرفته شده بود. بدین وسیله می‎خواستند با بهره‎گیری از محبوبیت و معروفیت وی، بای خود وجههْ‎ای دست و پا کرده و چهرهٔ ویژه‎ای به مجلس ببخشند.

نوبت اجرای برنامه‎ به ابوالحسن خان رسید. سکوت کامل بر سالن شهرداری تبریز حکم‎فرما بود. شوروی‎ها و فرقه‎چی‎ها انتظار داشتند که اقبال آذر که در آن زمان از اعضای عالی رتبه شهرداری نیز بود، با اشعار ترکی به تجلیل از فرقه بپردازد. اما اقبال آذر، در حالی که نگاه خود را مستقیم در چشم کنسول روس که در صف نخست قرار داشت، دوخته بود، چنان فریاد از همهٔ وجودش برآورد که شیشه‎های تالار به لرزه درآمدند:
لباس مرگ بر اندام عالمی زیباست 
/ چه شد که کوته و زشت این قبا به قامت ماست
چرا که مجلس شورا نمی‌کند معلوم 
/ که خانه خانه غیر است یا که خانه ماست
ز حد گذشت تعدی کسی نمی‌پرسد 
/ حدود خانه بی خانمان ما به کجاست
خراب، مملکت از دست دزد خانگی است 
/ ز دست غیر چه نالیم، هر چه هست از ماست

به ناگاه، بغض مردم حاضر در مجلس ترکید و صدای تشویق و کف زدن تبریزیان، چنان توفانی برپا کرد که نمایندگان شوروی، به قهر و اعتراض مجلس را ترک کردند.

شادروان رحیم شربیان‎لو که از قضات دادگستری و از حاضران در آن مجلس بود، گفت بر اثر مقاومت و اعتراض مردم حاضر در تالار، فرقه‎چی‎ها نتوانستند ابوالحسن اقبال آذر را در جا دستگير كنند.
شعر عارف:

 لباس مرگ بر اندام عالمی زیباست چه شد که کوته و زشت این قبا به قامت ماست؟
بیار باده که تا راه نیستی گیریم
من آزموده ام آخر بقای من به فناست
گهی ز دیده ساقی خراب، گه از می
خرابی از پی هم در پی خرابی ماست
ز حد گذشت تعدی، کسی نمیپرسد
حدود خانه بی خانمان ما ز کجاست
برای ریختن خون فاسد این خلق
خبر دهید که چنگیز پی خجسته کجاست؟
بگو به هیئت کابینه سر زلفش
که روزگار پریشان ما ز دست شماست
چه شد که مجلس و شوری نمیکند معلوم 
که خانه خانه غیر است یا که خانه ماست؟
خراب مملکت از دست دزد خانگی است
ز دست غیر چه نالیم هرچه هست از ماست
اگر به حالت عدلیه پی برد شیطان
کند مدلل تقصیر ز آدم و حواست
ببین بنای محبت چه محکم است،شکست
به طاق کسری خورده است و بیستون برجاست
اگر که پرده بیفتد ز کار میبینی
به چشم، عارف و عامی در این میان رسواست

ابوالحسن قزوینی (۱۲ آبان ۱۲۴۲ الوند قزوین − ۳ اسفند ۱۳۴۹ تبریز)فرزند ملا موسی معروف به «اقبال‌السلطان» و «اقبال آذر» خواننده موسیقی اصیل ایرانی و صاحب یکی از قوی‌ترین صداها در آواز ایرانی بود.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان