کد خبر: ۱۹۶۱۵
تاریخ انتشار: ۲۸ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۷-18 September 2020
قسمت مشکلاتی که برای آذربایجان بعدها هم پیدا شد همین نفوذ بی‌رویۀ ارتش بود.
عصراسلام: یعنی بنده یادم می‌آید داشتم از همان روز بیست‌ودوم بیست‌وسوم بود بین زنجان و میانه می‌رفتم رسیدیم جلوی قهوه‌خانه حسین‌آباد- حالا هم بعد از بیشتر از سی‌سال بعد از چهل‌وچند سال هنوز روشن در نظرم هست. 

وقتی رسیدیم آن‏جا دیدم که ازدحام است جلوی قهوه‌خانه،  این خاطره‌ای که تعریف می‌کنم چیز کوچکی است ولی نتیجۀ بزرگی دارد. با ماشین می‌رفتیم، برفی هم می‌آمد، رسیدیم به قریۀ حسین‌آباد جلوی قهوه‌خانه‌اش دیدم که ازدحام است... با اتوبوس می‌رفتیم اتوبوس‌هایی بود که ارتش به اصطلاح ستانش می‌کرد و افراد ارتشی را با اتوبوس می‌فرستاد. 

دیدم آمدند یک عده‌ای دور من تا دیدند یک افسری رسیده و گفتند: «جناب سروان بفرمایید اینجا، الان دارد بین ژاندارم‌ها و ارتشی‌ها درگیری پیدا شده و سخت فلان ...» ما هم خب برای این که بالاخره دورۀ بحرانی بود و ببینیم که چه خبر است و این‏ها، در حال جنگ بود به اصطلاح، رفتیم جلو به محض اینکه رسیدم خب دیدم یک گروهبان ارتشی با یک گروهبان ژاندارمری گلاویز هستند، مرا دیدند جدا شدند و احترام گذاشتند و گفتم «چه خبر است؟» 

اول گروهبان ژاندارمری گفت «من اسناد ژاندرمری را دارم می‌برم به تهران و از طرف هنگ ‌ژاندارمری ولی ایشان مزاحم انجام مأموریت من شده.» داشت توضیح می‌داد یک مرتبه دیدم گروهبان ارتشی بدون اینکه اعتنا بکند به ‌سرعت دوید رفت برزنت پشت کامیون را زد بالا، گفت، «جناب سروان بفرمایید اسناد مملکتی را تماشا کنید.» من رفتم جلو مبهوت دیدم که بله از چرخ گوشت گرفته و قالی گرفته و چرخ خیاطی گرفته و اثاثیه منزل و فلان گرفته و این‏ها و گروهبان هم حالا توضیح می‌دهید که «آقا این‌‏ها غارت کردند حالا اسمش را اسناد دولتی می‌گذارند.» 

من دیدم در این مورد چه می‌شود کرد؟ دیدم واقعیتی است، گفتم «این‏ها مال کیست؟»، حالا دیگر مرده است و رفته است، گفت: «مال سرهنگ شقاقی فرمانده ناحیه ژاندارمری گفته من ببرم منزلش بدهم.» گفتم «از کجا آوردید؟» گفت «نمی‌دانم ولی من فقط مأمور ...» یعنی غارت شروع شده بود. 

این را به اینجا رساندم که وقتی نیروی ارتش به آذربایجان رسید کارهای بی‌رویه‌ای انجام دادند. یک نیرویی نبودند که در آذربایجان آنها را به اصطلاح به‌عنوان یک نیروی نجات‌دهنده شناخته بشوند. به ‌طور کلی در جریان آذربایجان دو فکر بود یعنی که ناشی از سیاست‌های داخلی ایران بود. 

یکی بود دربار بود که می‌خواست آذربایجان را به نام خودش و به نام ارتش تهیه کند که ارتش همه‌اش بود. یکی قوام‌السلطنه بود که می‌خواست شاید از راه سیاسی چون می‌دانست اگر از راه نظامی مسئله حل بشود جایی برای قوام‌السلطنه باقی نمی‌ماند این بود که در جریان آذربایجان به‌تدریج شاه اختیارات را از قوام‌السلطنه گرفت و به نام خودش این واقعه را ثبت کرد و نتایجش این شد که وقتی ارتش رفت به آن‏جا با همکاری رزم‌آرا ارتش شروع کرد به یک نوع بی‌بند‌وباری یک نوع تجاوز. 

من خودم در مراغه بودم فرماندار نظامی مراغه بودم یک‌روزی دیدم که پیش‌نماز یکی از مسجدها آمد سراغ من گفت «جناب سروان آخر شما اهل مراغه هستید شما هم خانواده‏‌ات اینجاست آمده‌اند دارند تمام مس‌آلات وقفی را از این مسجد می‌برند.» گفتم «چطور می‌شود همچین چیزی؟» گفت «بله.» رفتم دیدم که بله واقعیت دارد و سرتیپ مشیری به‌عنوان جمع‌آوری اموال متجاسرین، کمیسیون جمع‌آوری اموال متجاسرین، آمده بود و رفته بود در مجلس تمام ظروف مسی مسجد را که موقوفات بود مال چندین سال همه را بار زده بود. 

وقتی به او مراجعه کردم، خب البته او یک سرتیپ بود من یک ستوان یک بودم، که «آقا این‏ها مال مسجد است.» گفت «شما مداخله نکنید این‏ها دیگر صورت‌جلسه شده ما کاری نمی‌توانیم بکنیم. بیایند مرکز خودشان بگیرند.» و بالاتر از این یک پرونده است که در دادرسی ارتش بود سروان گودرزی آن‏جا در زمستان ماه آذر یکی از خوانین شیشه‌وان را در عجب‏شیر لخت به درخت بسته بود از او سیصد لیره گرفت. 

این وقایع تمام به‌عنوان نجات آذربایجان زیر پردۀ نجات آذربایجان انجام می‌گرفت و بالاخره یک‌کلاغ چهل‌کلاغ در میان مردم این مسئله پخش می‌شد و به‌طوری شد که حتی آذربایجان را ارتش چنان قبضه کرده بود که مداخله نمی‌داد که حتی مأمورین عالی غیرنظامی را هم کنترل می‌کرد. یعنی هیچ رئیس اداره‌ای هیچ فرمانداری هیچ بخش‌داری بدون اطلاع ستاد ارتش به مأموریت آذربایجان نمی‌رفت. خب نتیجه‌اش به‌تدریج سال‌های بعد پیدا شد. این را به‌عنوان جلوگیری از به‌اصطلاح افکار یعنی طرفدار... چه بگویم مبارزه با کمونیسم تمام این سخت‌گیری‌ها را می‌کردند ولی در حقیقت نتایج دیگری داشت.

مصاحبه رحمت‌الله مقدم مراغه‌ای با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار سوم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان