کد خبر: ۱۹۵۷۱
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۹۹ - ۰۱:۰۷-16 September 2020
ماجراهای این روزهای امریکا و کشتن وحشیانه جورج فلوید به دست (یا پای) مأمور پلیس، گروه‌های ذات‌گرا در مواجهه با امریکا و فرهنگ امریکایی را بیش از پیش به چالش می‌کشد
. گروه‌هایی که از قضا بر اساس قاعده «دو سر طیف همیشه به هم نزدیکترند»، با وجود دشمنی‌های خونینی که با یکدیگر دارند، از بسیاری جهات کپی برابر اصل‌اند و گویی دوقلوهای به‌هم‌چسبیده.

ذات‌گرایان ویژگی‌های پدیده‌ها را برآمده از ذات تغییرناپذیر آنها می‌دانند و بر همین اساس چاره‌ای ندارند جز آنکه برای نمونه در وقت تغییرات جدی در رفتار انسان‌ها، همچنان با فرض گرفتن یک ذات ثابت، تغییرات را بر همان اساس تأویل کنند. مثلاً بگویند اگر می‌بینید امریکا در دوران اوباما شاهد رفتار بهتری با سیاهان و به طور کلی اقلیت‌های اجتماعی بود و در دوران ترامپ به وضعیت خشن‌تری وارد شد، به این معناست که امریکا در دوران ترامپ به ذات خود نزدیک‌تر شده یا به ذات خود بازگشته است. در حقیقت به جای آنکه بپذیرند امریکا یک ساخت اعتباری دارد که در وضعیت‌های مختلف ویژگی‌های مختلفی از خود بروز می‌دهد، ذاتی با ویژگی‌های غیرقابل تغییر برای آن می‌سازند و تغییرات را ناچیز یا انحراف موقت از مبدأ تأویل می‌کنند. 

گفتم دو سر طیف؛ اجازه بدهید به سر دیگر طیف هم توجه کنیم. همانطور که دوستان شماره یک، ذات امریکا را پلید می‌دانند، دوستان شماره دویی هم داریم که ذات امریکا را سپید، نازنین و زیبا می‌دانند و ظلم‌ها و تباهی‌ها را اتفاق و استثنا می‌بینند که ربطی به آن ذات ندارد و «بالاخره پیش میاد دیگه». در حالی که روشن است هیچ اتفاق و استثنایی معنادار نیست و هر رخدادی نیازمند تکمیل چرخه‌ای از دلایل و زمینه‌های اجتماعی  به‌هم‌پیوسته است و اگر ذات امریکا چنانکه دوستان شماره دو گمان می‌کنند، زیبا و دموکراتیک و دیگرخواه است، نباید شاهد چنین رفتارهای وحشیانه‌ای می‌بودیم.

ذات‌گرایی جذاب و دراماتیک است. خوب‌ها و بدها مشخص‌اند و اگر کسی که تا دیروز خوب بوده، امروز بد شد، معنایش این نیست که تا دیروز واقعاً خوب بوده و امروز بد شده، بلکه ما از بدی امروزش متوجه می‌شویم که تا دیروز هم واقعاً خوب نبوده و داشته نقش بازی می‌کرده. ذات‌گرایی باعث می‌شود ما ذات متغیر و همیشه در حال دگرگونی انسان‌ها و جهان را کنار بگذاریم. تحلیل و مواجهه با جهانی که هیچ لحظه‌ای در آن تکراری نیست، سخت و طاقت‌فرساست، پس چه بهتر که به جای تحمل سختی و تحمیل سختی بر ذهن‌مان، جهان را متوقف کنیم، فهرست خوب‌ها و بدها بسازیم و از قبل بدانیم که فلانی ولو پارسای زمان شود بی‌تربیت است، و فلانیِ دیگر ولو بزرگترین ظلم‌ها را هم مرتکب شود ناز و زیباست.

سرانجام آنکه ذات‌گرایی می‌تواند یک مذهب باشد؛ مذهبی که آدم‌های مختلفی را در کنار هم قرار داده است و گرچه فرقه‌های مختلف دارد، اما همه‌شان باورها و مناسک و واکنش‌های مشابه دارند و ایمان‌شان در تغییرات مهلک و سخت جهان ترَک برمی‌دارد و الهی‌دانان‌شان باید تلاش کنند و ذات مقدس ذات‌گرایی را ثابت و بی‌تغییر نگه‌دارند.


حسن اجرائی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها