کد خبر: ۱۹۵۶۵
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۳:۱۱-15 September 2020
پس از اینکه از منظر قرآن و به کمک روایات مشخص و اثبات شد که ایام مربوط به امام حسین (ع) مصداق بارز «ایام الله» است، سؤالی که پیش می آید این است که در این روز یا روزها چه اعمالی را باید انجام داد و به دیگر سخن، چگونه باید این ایام را یادآوری و احیاء نمود؟!: «وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيّامِ اَللّهِ»؛ ابراهیم/ 5 (و «ايّام اللَّه» را به آنان ياد آوری کن!). 
 در پاسخ باید گفت خود اهل بیت (ع) به ما فرموده اند که در این ایام چه کنیم. باید ببینیم خود معصومین (ع) چه موارد و مصادیقی را به عنوان شعائر الهی و حسینی برای ما معیّن نموده اند.  

یکی از کارهای مهمی که شیعیان باید در ایام محرم انجام دهند، به تصریح روایات، برپایی مراسم حزن و اندوه و ذکر مصیب برای سید الشهدا (ع) است. در برخی احادیث بیان شده که چطور عزاداری کنیم و چه اعمالی را به عنوان «شعائر الله» انجام دهیم.

کارهایی از قبیل جزع، گریه، آه و ناله، فریاد، یادآوری و بازگویی رنج ها و مصیبت هایی که به اصحاب کربلا وارد شده و غیره.

 پس از بیان این مقدمه، یک سؤال اساسی مطرح می شود و آن اینکه آیا ما مُجازیم علاوه بر مواردی که در نصوص معتبر دینی وارد شده، برخی مصادیق احیاء و عزاداری را از پیش خودمان بر آنها بایفزاییم یا خیر؟! 

 به عنوان مثال، آیا هر کسی حقّ دارد به بهانۀ شعائر حسینی صدای سگ در بیاورد، همچون حیوانات راه برود، قمه بزند و سر خودش و کودک شش ماه اش را بشکافد تا خون جاری شود، خودش را در حوضچۀ گل آلود بیاندازد، روی آتش و خار راه برود، خودش را زیر سم اسبان بیاندازد و از این قبیل اعمال؟! 

به بیان دیگر، همۀ ما شعائر حسینی را «عبادت» می دانیم، حال با این وجود آیا حق داریم علاوه بر آنچه که اهل بیت (ع) به ما فرموده اند، مصادیق جدیدی را از روی سلیقه و میل خودمان برای آن اختراع کنیم؟! به عنوان نمونه، آیا ما اجازه داریم نماز را هر طور که دوست داریم بخوانیم یا اینکه آن را باید فقط همان طوری به جا آوریم که پیامبر (ص) فرموده است؟!: «صَلّوا کما رَأَیتُمُونِی أُصَلّی»؛ بحار الأنوار، ج ۸۲، ص ۲۷۹ (همان‌گونه که می‌بینید من نماز می‌خوانم، نماز بخوانید).


 مصادیق شعائر حسینی، توقیفی است یا غیر توقیفی؟!

آیا مشخص نمودن مصادیق شعائر دینی در ایام محرم، «توقیفی» است یا «غیر توقیفی»؟ یعنی ما فقط حق داریم همان طور که ائمه (ع) برای ما تعیین نموده اند عزاداری کنیم یا مجازیم برخی از مصادیق را هم خودمان به آن ها اضافه کنیم؟! یک عالم، مجتهد و مرجع دینی باید مبنای خودش را در این باره مشخّص کند؛ یعنی باید برای اثبات توقیفی یا غیر توقیفی بودن این اعمال جدید، دلیل بیاورد. اگر کسی با استدلال اثبات کرد که مصادیق شعائر حسینی (ع) توقیفی است، در این صورت بسیاری از کارهایی که امروزه در ایام محرم انجام می شود - اما اهل بیت (ع) آنها را به جا نیاورده اند - از اساس باطل و مصداق بدعت محسوب می شود! 

طبق این مبنا، به این دلیل که مثلاً هیچیک از ائمه (ع) نه قمه زده اند و نه کسی را به قمه زنی و شکافتن سر خود توصیه نموده اند، عمل «قمه زنی» بدعت در دین و مذهب قلمداد شده و حرام می گردد! یعنی هر عملی که نصّ شرعیِ معتبر در اثبات صحّت آن وجود نداشته باشد، خطّ قرمز محسوب شده و عمل به آن جایز نمی باشد.

اما در مقابل، اگر کسی بگوید موارد ذکر شده از سوی اهل بیت (ع) همچون حزن و گریه و زاری صرفاً از باب مثال و بیان برخی از مصادیق بوده، و لذا باب افزودن مصداق های جدید برای آن مفتوح است، در واقع مبنای غیر توقیفی بودن شعائر حسینی را اخذ نموده است.


 ملاکِ تعیین مصادیقِ مسائل شرعی و شعائر حسینی چیست؟!


 در پاسخ به این نگرش (غیر توقیفی بودن مصادیق شعائر حسینی) و بر فرض صحّت آن – چنانچه کسی بدان قائل باشد - لازم است یک مطلب بسیار مهم علمی و فقهی را مطرح کنیم و آن اینکه:

 تعیین مصادیق برای مسائل و عبادات شرعی بر دو قسم است: 

 یک قسم آن از سنخ «قضایای شخصیّه» است که به خود انسان «به عنوان یک فرد» مربوط می شود؛ به عنوان مثال، در مسألۀ وجوب نفقه برای اهل و عیال، شارع مصادیق آن را معیّن ننموده بلکه آن را به عرف مردم ارجاع داده است؛ یعنی مصادیق آن را به عهدۀ خود انسان گذاشته تا از میان آنچه که در عرف جامعه معمول است، مواردی را که خودش صلاح می داند انتخاب و إعمال کند. 

 اما قسم دیگرِ آن که صبغۀ عام و فراگیر دارد، مربوط می شود به «قضایای دینی، مذهبی و اجتماعی»، و نه «مسائل شخصی و فردی»! با توجه به دو نوع مصادیق مذکور، سؤال این است که شعائر حسینی، یک «قضیۀ شخصی» می باشد یا امری است که به کلّ مکتب اهل بیت (ع) ارتباط می یابد؟! پاسخ آن روشن است؛ چرا که در فرهنگ تشیّع، امام حسین (ع) نماد مکتب اهل بیت (ع) بوده و امور مربوط به ایشان به همۀ مسلمانان تعلّق می یابد، نه اینکه به فرد یا جریانی معیّن اختصاص داشته باشد!

 اکنون که مشخّص شد مسائل مربوط به امام حسین (ع) یک امر عامّ دینی و مذهبی است، باید افزود تعیین مصادیق احیاء و بزرگداشت ایام محرّم به عنوان شعائر حسینی (ع)، باید از سه معیار و شرط مهم و اساسی برخوردار باشد؛ وگرنه قطعاً مصداق بدعت و خرافه خواهد بود! 

 معیار اوّل: هماهنگی با کلّ منظومۀ دینی و مذهبی! 

 اولین شرط آن است که هر مصداقی از مصادیق شعائر حسینی باید با مجوعۀ معارف دینی و مکتب اهل بیت (ع) منسجم و هماهنگ باشد؛ یعنی به این شکل نباشد که یکی از اصول و مبانی اصلی دین و مذهب را زیر سؤال ببرد و نقض کند! اسلام، دینی است که تمام بخش ها و اجزاء آن با یکدیگر مترابط است و کسی نمی تواند فعلی را بدون توجه به سایر ابعاد و ساحت های آن انجام دهد. «فقه» اسلام باید با «نظام اخلاقی»، و اخلاقِ آن باید با «منظومۀ فکری و اعتقادی» آن هماهنگ و مرتبط باشد. بنابراین یکی از وظائف عالم دین یا اسلام شناس این است تشخیص بدهد فلان عملی که عدۀ معدودی در مراسم عزاداری بجا می آورند – مثلاً صدای سگ در آوردن – با اصول قطعیِ تبلیغیِ اسلام سازگار است یا نه؟! 

 معیار دوّم: انسجام و سازگاری با اهداف حسینی!

 دومین ملاک برای تعیین مصادیق شعائر مذهبی این است که آن فعل، با هدف یا اهدافی که امام حسین (ع) به خاطر تحقّق یافتن آنها شهید شد، منافات و تعارض نداشته باشد؛ وگرنه اگر محبّین اهل بیت (ع) کارهایی را انجام دهند که مخالف غرض اصلی سید الشهداء (ع) از قیام خود باشد، در این صورت نقض غرض لازم می آید و خود همین افراد، در عمل با اهداف و اغراض مولای خود مخالفت ورزیده اند! مثلاً یکی از اهداف اصلی قیام امام حسین (ع) مبارزه با ظلم و استکبار بود، بر این اساس اگر کسی کاری انجام دهد که در جهت منافع و مطامع ظالمان باشد، باید آن فعل را ترک کند! در غیر این صورت، در مقام حرف و شعار، با دشمنان اسلام مبارزه می کند، اما در عمل – دانسته یا نادانسته – در جهت تقویّت آن ها و تحقّق اهدافشان گام بر می دارد!


 معیار سوّم: تناسب با شرایط و اقتضائات زمانی و مکانی!

 شاخصۀ سوّم در تعیین مصادیق شعائر امام حسین (ع) این است که آن ها علاوه بر هماهنگی با کلّ منظومۀ معارف دینی و سازگاری با اهداف سید الشهدا (ع)،

 معیار سوّم: تناسب با شرایط و اقتضائات زمانی و مکانی!

 شاخصۀ سوّم در تعیین مصادیق شعائر امام حسین (ع) این است که آن ها علاوه بر هماهنگی با کلّ منظومۀ معارف دینی و سازگاری با اهداف سید الشهدا (ع)،  متناسب با شرایط زمانی و مکانی هم باشند؛ یعنی هر فعلی که انسان به نام امام حسین (ع) انجام می دهد، باید ببیند آیا آن عمل او با شرایط جغرافیایی و اقتضائات اجتماعی و فرهنگیِ زمانۀ او تناسب دارد یا نه؟! 

البته تشخیص این موارد در درجۀ اوّل به عهدۀ مجتهد و «مرجع دینی» است و مرجع دین هم از دیدگاه ما، صرفِ مجتهد در فروع دین و متخصص در فقه نیست، بلکه فقط کسی را شامل می شود که هم در «اصول دین» مجتهد باشد و هم در «فروع دین» به مقام اجتهاد و تخصّص نائل شده باشد! علاوه بر اینکه، زمان شناس و آگاه به اوضاع فکری، فرهنگی و سیاسی عصر خویش باشد. 

 به عنوان یک مثال، اگر کسی لباس مردم چند قرن پیش را بپوشد، از نظر فقهی حرام نیست، اما در زمان حاضر و عرف امروز، در خیابان به او می خندند و مسخره اش می کنند! به عبارت دقیق تر، هر عملی که به اسم شعائر حسینی (ع) از سوی هر شخص یا جریانی انجام می شود، باید نظریۀ زمان و مکان در آن لحاظ شده باشد و این یعنی مدخلیت اقتضائات زمانی و مکانی در کیفیّت و چگونگی ابراز شعائر دینی و مذهبی! فقیهی که شرایط، نیازها، هنجارها، ناهنجارها، ارزش ها و ضدّارزش های زمان خود را به خوبی نشناسد، فقیه نیست و هر فتوایی که بدهد، از آن جهت که رنگ روز ندارد، جامعه آن را پس می زند!

 بنابراین هر عملی که فاقد یکی از شروط و معیارهای سه گانۀ فوق باشد، نه تنها صلاحیّت اطلاق عنوان شعائر دینی و مذهبی را ندارد، بلکه مصداق بدعت و خرافه بوده و انجام آن ممنوع و حرام می باشد!


 تعیین مصادیقِ شعائر حسینی به عهدۀ چه کسی است؟!

 پس از بیان ملاک های مذکور، این سؤال مطرح می شود که آیا هر کسی حقّ دارد با توجه به این شروط و معیارها، از پیش خودش مصادیق شعائر حسینی را معیّن کند؟! آیا هر شاعر و مدّاح و روحانی و سینه زن محترمی در کوچه و خیابان، صلاحیّت علمیِ ورود به یک چنین بحث مهم و دقیقی را دارد؟! 

 آیا هر شیخی که در ماهواره و اینترنت سخنرانی می کند، با هر سطح سوادی!، مُجاز است فتوا بدهد و به سلیقۀ خودش، یک سلسله از آداب و رسوم جدید را بر آنچه که خود اهل بیت (ع) انجام داده یا به ما توصیه نموده اند، بیافزاید؟! 

در پاسخ باید گفت از دیدگاه بنده این امر، فقط در حیطۀ وظائف حوزه های علمیه، مراجع تقلید و عالمان دین است (و پیشتر اشاره شد که – طبق مبنای بنده - هر کس که فقط فقه می داند «عالم دین» نیست!، بلکه صرفاً «عالم فقه» است، مردم باید بدانند که «دین شناس»، غیر از «فقه شناس» است! «دین شناس» یا «اسلام شناس» فقط به کسی اطلاق می شود که در همۀ بخش های معارف دین - اعم از اصول و فروع - متخصّص، مجتهد و صاحب نظر باشد). 

 نمی گویم همۀ بدعت گزاران و خرافه پروران نیّت سوء دارند و به برخی مراکز جاسوسی وابسته اند و از خارج خط می گیرند، بلکه عرضم این است که بسیاری از مردم عادّی و عدۀ زیادی از روحانیون و سخنرانان، اگرچه با نیّت پاک و به عشق اباعبدالله (ع) وارد این مقوله می شوند، اما به دلیل عدم سرمایۀ علمیِ کافی، اعمال و افعالی را به نام شعائر حسینی ابداع و اختراع می کنند، که با معیارهای سه گانۀ پیش گفته، در تضادّ است! وقتی عالمان و دین شناسان واقعی در مسألۀ شعائر حسینی وارد نشوند، مصداق افعال صحیح را از کارهای بدعت آمیز و باطل جدا نکنند و در مقابل این همه خرافات و اباطیل سکوت اختیار نمایند، طبیعی است که عرصه برای افرادی که شایستۀ انجام یک چنین رسالت بزرگ و حساسی نیستند، باز می شود و مشکلاتی که اکنون شاهدش هستیم پدید می آید! 

 حوزه های علمیه به ویژه حوزۀ قم و نجف و در رأس آنها مراجع تقلید در این زمینه وظیفه و تکلیف دارند و نباید نسبت به این مسألۀ مهم بی تفاوت باشند تا خرافات و بدعت ها از این بیشتر شده و چهرۀ عزاداری برای امام حسین (ع) را مکدّر، نازیبا و زننده جلوه دهند! 

هدف من از ارائۀ ملاک و شاخص های سه گانۀ مذکور و طرح این بحث ها، چیزی جز بهتر و زیباتر تر جلوه دادن حماسه و قیام حسینی (ع) نیست، قیامی که با وارد شدن حواشی، خرافات - و افعالی که هیچ اصل صحیح قرآنی و روایی و عقلی و فطری ندارند - به ساحت مقدّس آن، از اهداف اصلی خود تهی شده و اثر سازندگی برای امت اسلامی را از دست می دهد!  


معیارهای تشخیص شعائر حسینی (ع)، از بدعت ها و خرافات!


...

 رجوع به «روایات» یا «راویان» روایت (عالمان دین شناس)؟!

 ممکن است کسی بپرسد چرا ما در مسائل مربوط به شعائر حسینی (ع)، اینقدر روی حوزه های علمیه و عالمان دین تمرکز می کنیم و ایشان را مسئول اصلی در ایفای این رسالت بزرگ می دانیم؟! 

 در پاسخ باید عرض کنم علتش این روایت معتبر و مشهور (توقیع شریف) است که: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ»؛ (وسائل الشیعة، ج 7، ص 140). متأسفانه خواسته یا ناخواسته دربارۀ این حدیث، یک مغالطه و اشتباه صورت گرفته که باید نسبت به آن تنبّه دهیم!

شاهد مثال، این عبارت است: «فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاةِ حَدِیثِنَا» که در آن امام (ع) فرموده اند به «راویان» احادیث ما که همان فقهای جامع الشرایط (مجتهد در اصول و فروع دین توأمان) هستند رجوع کنید و نه به «روایات»! یعنی در زمان غیبت به «عالمان دین» رجوع کنید تا برای شما معنای صحیح روایات ما را تبیین کنند، نه اینکه هر کس هر حدیثی را در هر کتابی دید برای مردم بخواند و طبق آن عمل کند! شناخت و عمل به روایات هم دارای یک سلسله اصول و ضوابط خاصّ است که هر کسی از آن ها آگاه نیست! در روایت مذکور، فرموده اند: «فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ»؛ یعنی عالمان و دین شناسان حجت من بر شما هستند و نفرمودند: «فإنّها حُجَّتِی عَلَیْکُمْ» تا اینکه ضمیر «ها» به روایات باز گردد!! این روش اخباری هاست که کتاب روایی را دستشان می گیرند و از روی آن برای مردم می خوانند و همه را دعوت می کنند که به مضمون آن ها عمل کنند! بدون اینکه معیارهای نقد و ارزیابی سندی و محتوایی احادیث را – که دو نمونه از مهمترین آنها «عرضه به قرآن» و «عرضه به احکام قطعی عقل» است – به کار ببندند.

جذب مردم با کدام تصویر از اسلام: اسلام عقلانی یا اسلام خشن و خرافی؟!

 باید آگاه باشیم که دشمنان اسلام، قرآن، پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) تلاش می کنند تا به مردم دنیا، از اسلام یک چهرۀ خشن، خرافی و عقل ستیز نشان دهند! از یک سو اسلام سنّی را با ایجاد فرقه هایی همچون القاعده، النصره و داعش، مشمئزکننده و وحشتناک جلوه می دهند، و از سوی دیگر آن قرائت از اسلام شیعی را تبلیغ می کنند که تصویری زشت و خردگریز از دین و مذهب ترسیم می کند. 

 البته قصد ندارم نیت خوانی کنم و وارد این بحث بشوم که دشمن، شخص یا جریان خاصّ شیعی را به وجود آورده یا نه، بلکه منظورم این است که  ما نباید اجازه بدهیم خرافات، بدعت ها و اعمال خلاف عقل و فطرت، چهرۀ زیبا و نورانی اسلام و تشیّع را مکدّر و نازیبا سازد! بلکه باید سعی کنیم تا از اسلام، برداشت و قرائتی را به جهانیان معرفی کنیم که عقل و شعور و فطرت انسان ها بدان تمایل و گرایش پیدا کند. 

مثلاً واضح است که تصویر خشن، وحشتناک، عقب مانده، ضدّ عقل و مخالف فطرتی که داعش از اسلام و تسنّن به نمایش گذارده را، هیچ انسان سلیم النفس و خردمندی در عصر حاضر نمی تواند بپذیرد!

‼️ وظیفۀ مراجع، مؤسسات دینی و هیأت ها در پاسداری از  شعائر حسینی (ع) و آفت زدایی از آنها!

 در پایان این بحث، سه دسته را مورد خطاب جدّی قرار می دهم تا در مقابل بسیاری از این اعمال خرافی و بدعت آمیز - که هیچ اصل و ریشه ای در قرآن، روایات معتبر، عقل و فطرت ندارند - بایستند و با انفعال و سکوت خود، میدان را برای رواج آن ها و تخریب دین و مذهب، باز نگذارند!

 دستۀ اول، حوزه های علمیۀ قم و نجف و در واقع مراجع و عالمان دین هستند که وظیفه دارند – بر اساس معیارهای پیش گفته، یا هر ملاک معتبری که خودشان صحیح می دانند - جلوی این فعالیت های مخرّب را بگیرند. 
 گروه دوّم، مؤسسات، مراکز علمی، تحقیقاتی و دانشگاهی هستند که موظف اند شیعیان را نسبت به این مسأله آگاه کنند و درک آن ها بالاببرند که به جای پرداختن به اصل مطلب و تلاش در راستای تحقّق بخشی به اهداف قیام حسینی (ع)، گرفتار حواشی و زوائد و بدعت ها نگردند! 

و دستۀ سوّم هم، هیأت ها و حسینیه ها هستند که نباید اجازه دهند تا در محیط آنها یکچنین اعمالی انجام شود؛ زیرا همه باید بدانند این گونه فعالیت ها همچون قمه زنی، راه رفتن بر روی خار و آتش و صدای حیوانات را درآوردن و چار دست و پا راه رفتن و غیره، اولاً به اصل اسلام ضربه می زند، ثانیاً به حیثیّت مکتب تشیّع و اهل بیت (ع) لطمه وارد می سازد، و ثالثاً اهداف قیام بزرگ و حماسۀ تاریخی و انسانی امام حسین (ع) را تحت الشعاع قرار می دهد و آثار سازندۀ آن را کمرنگ و خنثی می کند!

سید کمال حیدری 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان