کد خبر: ۱۹۵۲۳
تاریخ انتشار: ۲۳ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۶:۱۲-13 September 2020
فرق است بین فقر حاصل از نداشته‌ها و فقر حاصل از داشته‌ها...
عصراسلام: فقر نداشته ها، پدیده ایست هم نشین..همانند کویری ست بکر اما تهی و خالی، همنشین انسان کویر نشین از ازل..ماوایی تهی که هیچ جاندار جان شیرین در آن رشد نمیکند..او بدان زیستن عادت می‌کند.

مردمان کویر مردمان سخت کوش کاویدنند از اعماق..گرسنگی بر تن شان آفتاب را ذله میکند، می سوزاند. فقر نداشته ها جان سخت میکند زندگی را.مردمانی که با نداشته ها زیسته اند محتومند به قلت و قانع بودن...

به قول شاملو، قانع به اندک جایی برای زیستن و اندک جایی برای مردن...فقر نداشته ها، فقری سلبی ست. فقری محتوم و ابدی ناشی از تقدیر روزگاران نامبارک..ریشه های نداشته های فقر در زمین ناقابل و ناحاصل است و ثروت منابع دور از دست تهیدستانِ انبوه، ثروت نادیدنی و پوشیدنی که آنچه دیده نمی‌شود طلب خواستنش اندک است.

اما فقر حاصل از داشته ها در واقع فقری ست ناحاصل از داشته ها! فقری ست به مثابه امری جانشینی..فقری ست ایجابی نه سلبی... فقری ست دردناک بدلیل عدم موازنه ثروت و توزیع آن در بین افراد یک جامعه... جامعه ای خوابیده بروی انباشت سرمایه اما بخواب رفته از آن.

از منظر فوکو فقر لازمه و جوهره حکومتهای غنی ست برای پابرجا ماندن و استیلا گسترده تر..بعبارتی جمعیت انسانی به مثابه مولد سرمایه رابطه مستقیم با انباشت ثروت دارد..فقرا و افراد ضعیف جامعه به سبب مصرف کم مواد غذایی و تولید انرژی یکی از عوامل قدرت دهی به حکومتها هستند.

آنها پابرهنه گان اما برپا نگه دارندگان قدرتند و  کشوری فقیر است که در آن فقیر وجود نداشته باشد.! از اینرو ثروتمندترین کشورها، دارای حجم انبوهی از تهیدستانی ست در انباشت انسانی...آنچه دیده می شود ، طلب خواستنش بیشتر است و دردناکتر دور از دسترس تهیدست.
 
دریدا در باب مفهوم تغایر یا تفاوت (difference)یا بعبارتی به زبان ساده در توضیح مفهوم "فرق داشتن" بیان میکند که تفاوت، حاصل فرایند وقفه بی‌پایان معناشناختی است.به بیان دیگر هیچ معنایی، از یک مدلول متعالی سرزیر نمی‌شود و هیچ پیوند متافیزیکی‌ای مابین معنای یک واژه و یک معنای مطلق وجود ندارد. 

به عبارتی، هر معنایی که ما از زبان استنباط می‌کنیم حاصل تفاوت دگرسانی میان واژه‌هاست. برای مثال واژه «میز» در فارسی، به این دلیل معنای شیئی چوبی دارای چهارپایه را می‌دهد که از واژگانی چون «چیز»، «خیز»، «نیز»، «ریز»، «بیز»‌و... متمایز و متفاوت است. در واقع میز معنای استعلایی خود را در فرایند تعویق و تکثر دال به دال به منصه ظهور می رساند..

از اینرو با بسط مفهومی فرق و تفاوت داشتن از منظر  دریدا؛ میتوان گفت که واژگان معنایی چون "فقر"، "فقیر" در هر جامعه ای به  غیاب معنایی ایجابی آن اشاره دارد..به سبب ها و عللی که فقر را ایجاب می کند در غیاب، نه لزوما خود فقر حاضر..به تکثر دال هایی برمیگردد که فقر به سبب آنها معنا پیدا میکند و متکثر می‌گردد و معناهایش مدام به تعویق می افتد.

یک شخص فقیر به این دلیل فقیر است که یک شهروند غنی نیست، حتی یک شهروند معمولی با درآمدی ناچیز و معمولی هم نیست. او به این دلیل فقیر است که فردی با خصوصیات دیگر نیست..او فقیر است چون غنی نیست و  زیر خطِ فرق است، چون فقر به دلیل فرق قائل شدن است که معنایش تکثیر میشود..از فقری به فقر دیگر، از تهیدستی به تهیدستان بیشمار دیگری!

رضا کردبچه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها