کد خبر: ۱۹۴۷۹
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۴:۴۰-11 September 2020
فکه؛ سرزمینی در منطقه میانی جبهه که قرار بود راهی نزدیکتر برای رسیدن به بغداد و پایان جنگ باشد ؛ اما تبدیل به قربانگاه جان‌های بسیاری از جوانان این سرزمین شد.
عصراسلام: پس از عدم موفقیت عملیات رمضان ، با توجه به سطح زیاد موانع و امکانات ایجاد شده در شرق بصره، فرماندهان ایران به این نتیجه رسیدند که فعلا انجام عملیات در ناحیه تنومه و دریاچه ماهی امکان پذیر نیست و از طرفی برای حفظ فشار بر ارتش عراق باید به انجام عملیات‌های محدود ادامه داد.‏


استراتژی کلی ایران ایجاد فشار مداوم بر بصره بود تا با ایجاد تهدید بر این شهر و با توجه به نزدیکی آن به مرز، اهداف سیاسی خود را هم محقق ساخته و با پیروزی در این جبهه ، فشار بین المللی و داخلی بر روی دولت عراق را افزایش دهند تا بطور خود بخود به سقوط ان بینجامد.‏


اما امکان ادامه حملات در شرق بصره فراهم نبود همچنین بخاطر حفظ فشار روی عراق و استهلاک در نیروی انسانی آن که موجودی جمعیتی کمتری نسبت به ایران داشت تصمیم به تمرکز برحملات محدودتر گرفته شد تا اثرات روانی شکست رمضان بر نیروهای خودی به فراموشی سپرده واعتماد به نفس خود را بازیابند.‏


پس از انجام حملات مسلم بن عقیل و محرم در ناحیه سومار و فکه، توجه فرماندهان ایران به العماره در استان نیسان عراق جلب شد که در بین راه بصره-بغداد قرار داشت و با تصرف آن میشد تهدیداتی را هم نسبت به بغداد و هم نسبت به جدا کردن بصره ایجاد کرد. 


این در شرایطی بود که امکانات نظامی ایران نسبت به ابتدای جنگ کاهش بسیاری پیدا کرده بود اما فرماندهان ایران تحت تاثیر نظرات سیاسیون و اهداف و شعارهای ایدئولوژیک، هنوز اهداف انقلابی فراتر از توان خود را در نظر داشتند.‏"بعدازظهر آقای صیاد شیرازی آمد و راجع به حساسیت منطقه عملیات محرم و امکان ایجاد و تشکیل حکومت انقلابی و اسلامی عراق ازاد در آن منطقه و شهرهای العماره و حلفاییه و... در صورت توسعه مناطق ازاد شده سخن گفت قرار شد که سریعا ادامه عملیات را تعقیب کنند."


خاطرات آیت‌الله هاشمی، ۱۵ آبان ۱۳۶۱‏هرچند عراق اعتماد به نفس بیشتری یافته بود ولی همچنان در موضع دفاعی بود و در مقابل میانجیگری‌ها، مواضع متغیری داشت این در شرایطی بود که ایران علی رغم تضعیف بنیه و امکانات، پس از بیرون راندن عراق از قسمت اعظم خاک خودی ،موضع خود را برتر فرض و پیشنهادات را رد می کرد.‏


ایران همچنان مصر به ادامه جنگ و در پیش گرفتن راه حل نظامی بود و میانجیگریها را به دلایل مختلف رد می کرد بطوریکه نهمین تلاش هیات میانجیگری سازمان کنفرانس اسلامی هم بی نتیجه ماند و این هیات بی نتیجه به جده بازگشت. 


در چهارم آبان ۱۳۶۱ خبرگزاری رسمی عراق اعلام کرد که این کشور خطوط مرزی خود را به ترتیبی که در توافق ۱۹۷۵ الجزایر تعیین شده ، پذیرفته است اما پاسخ رییس جمهور وقت و همچنین ولایتی نشان داد که ایران همچنان راه حل نظامی را در دستورکار دارد. 


‎‏آیت‌الله هاشمی در پاسخ به تلاشهای حبیب شطی برای خاتمه جنگ گفت: ما دیگر از اینکه این آقایان به‌ایران بیایند‌‌ و حرف تازه‌ای‌ هم نداشته‌ باشند و بعد بروند مصاحبه کنند که نشد، خسته شده ایم لذا اخطار کردیم که تا‌ حرف جدیدی پیدا نکردند نیایند.حرف جدیدشان هم بایدچیزی باشد که بانقطه نظرات مامغایر نباشد.

رئیس جمهور وقت ایران نیز در دهم آبان با ارسال نامه‌ای به احمد سکوتوره رسما پیشنهاد صلح سازمان کنفرانس اسلامی را رد کرد و تعیین سرنوشت جنگ را با بازوی پرتوان رزمندگان اسلام دانست.


به موازات سازمان کنفرانس اسلامی، الجزایر با توجه به سابقه دو وساطت قبلی خود در ۱۹۷۵ و ازادی گروگانها ، تلاش های دیگری تحت حمایت اعراب را آغاز کرده بود و در اعراب هم استدلال میشد که چنانچه این جریانات صلح به جایی نرسد ایران با تحریمات سیاسی و اقتصادی اعراب مواجه شود.‏


اما بازهم هاشمی پیشنهادات را رد کرد و ضمن پافشاری بر شرایط قبلی ، خطاب به کشورهای منطقه گفت "ما به آنها نصیحت می کنیم که بیش از این خود را آلوده نکنند و تا آنجا پیش بروند که گناهانشان برای ملت ما قابل عفو باشد البته اگر بخواهند علیه ما وارد عمل بشوند وضع آنها مثل عراق خواهد شد." :


«شرایط ما از اول مشخص شده بود اول خروج بی قید و شرط نیروهای متجاوز... دوم پرداخت غرامتهای جنگ و سوم تنبیه متجاوز.... بعضیها تفسیر کرده اند سقوط حزب بعث بخاطر اینکه متجاوزی این همه ظلم کرده و خسارت به دنیای اسلام وارد اورده استحقاق حکومت ندارد و کمترین تنبیه ان سقوط است»‏.

«بعضیها تعبیرهای دیگری کرده اند و البته این حرفی هم گفته شده که اگر در عراق صدام برود و حکومت اسلامی بیاید ما از حکومت اسلامی عراق خسارت نمی خواهیم این حرف شورای عالی دفاع نبوده ولی کسی هم با این حرف مخالفت نکرده است به هرحال شرایط ما همان سه شرط قبلی است»‏


آیت‌الله خامنه‌ای هم در پاسخ به آنکه اگر صدام شرایط ایران را بپذیرد آیا ایران صلح را خواهد پذیرفت گفت: «یکی از شرایط ایران برای متارکه جنگ مجازات همین افراد است ما صدام را جنایتکار جنگی میدانیم و معتقدیم برای تامین صلح در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه باید این متجاوز مجازات شود» 


بنابراین شرط سوم ما نیز باید تامین شود تا متارکه‌ کنیم"


او همچنین در پاسخ بدین سوال که اگر صدام غرامت های ایران را بدهد اما همچنان برقرار باشد مصرانه گفت «دولت ایران در اینصورت شرط سوم خود را از او مطالبه خواهد کرد یعنی مجازات او» 


وضعیت بصورتی درآمد که شورای عالی دفاع اعلام کرد که فقط افراد و هیات هایی که پیشنهاد جدیدی درباره میانجیگری بین دو کشور دارند می توانند به ایران سفر کنند.

بدین ترتیب سفر وزیر خارجه الجزایر به تهران به منظور میانجیگری از سوی ایران به تعویق افتاد. 


همزمان ،با صدور فتوای واجب کفایی بودن حضور در جبهه و تبلیغات فراوان پیرامون آن و تبلیغات انجام شده درباره دستاوردهای عملیات محرم، اعزام‌ها به جبهه حجم و سرعت بیشتری گرفته و نیروی داوطلب بیشتری جذب میشد که برآورد میشد که بزودی نیروی انسانی لازم برای یک عملیات بزرگ دیگر مهیا شود. 


تبلیغات فراوان مذهبی و میهنی در سطح جامعه هم باعث جلب افراد با گرایش های گوناگون میشد و در یکی از بزرگترین اعزام نیروهای انجام شده ،نفرات لازم برای یک حمله دیگر به سبک امواج انسانی را فراهم میساخت. 


اما ادامه رد قاطع کلیه پیشنهادات میانجیگری از سوی ایران در حالیکه ازسوی عراق حداقل در ظاهر موافق و پذیرای آنها بود، سبب شکل گیری سیاست جهانی جدیدی در مخالفت با جنگ و ادامه آن شده و باعث میشد که اکثریت کشورها و قدرتها در سوی مقابل ایران قرار گرفته و به تقویت عراق بپردازند. 


کشورهای شورای همکاری در اجلاس خود عبور نیروهای ایران را از مرز تهدیدی برای امنیت جهان غرب و نقض حاکمیت آن برشمردند. مشخص بود که با انواع تهدیداتی که از سوی مقامات ایران اعلام میشد آنها خطر بیشتری را حس کنند.‏


کلود شسون وزیرخارجه فرانسه در سفر به کویت در مورد موضع کشورش به نفع عراق و مخالفت با ورود ایران به خاک عراق می گوید:«با توجه به اینکه عراق بیانیه الجزایر را می‌پذیرد .... می‌گویم که ورود ایران به خاک عراق خطر بزرگی است و فرانسه از مواضع اعلام شده در اجلاس فاس پشتیبانی می‌کند» 


توجه به شعارهای ابتدای انقلاب و اختلافات شدید ایجاد شده ایران با غرب ، روس ها در ابتدای جنگ سعی می کردند تا حدودی تعادل را در جانب گیری بین ایران و عراق رعایت کنند.‏ 

نزار الخزرجی از قول پاول آکوبوف رئیس انجمن دیپلماتهای روسیه و سفیر سابق شوروی در کویت می‌گوید شوروی فروش تسلیحات را در ۱۹۸۰ و با آغاز جنگ با ایران متوقف میکند و کشتیهای اسلحه و تجهیزاتی که پولش هم پرداخت شده و در مسیر دریایی به عراق بودند هم بازگردانده شدند. 


و می‌گوید فروش اسلحه تا ۱۹۸۲ که عراق به مرزهای بین المللی بازگشت تعلیق شد.

او نقل می‌کند پیشنهاد فروش اسلحه به ایران هم توسط وینوگرادوف سفیر شوروی در تهران ارائه شده.

در سند روزشمار جنگ از یک قرارداد ۱/۲ میلیارد دلاری اسلحه ایران و شوروی ذکرشده است که شامل جنگنده و موشک بوده.‏ صدام در مصاحبه ای مطبوعاتی در نوامبر ۱۹۸۲ گفت قرارداد دوستی میان عراق و شوروی نیازهای نظامی عراق در جنگ را برآورده نکرده است. 


به گفته نیویورک تایمز قطع موقت و کاهش این کمک ها دلیل نارضایتی رئیس جمهور عراق بوده است.‏ بر اساس گزارشات سال ۱۹۸۲، نیمی از کل صادرات تسلیحاتی چین به عراق بوده و ازسایر منابع نظیر برزیل هم واردات زیادی داشته که نشانه‌ای ازکمبود تامین اسلحه توسط شوروی است.


پس از ورود ایران به خاک عراق در ۱۹۸۲و ازدیاد معاملات عراق با فرانسه، شوروی به تدریج اجازه صادرات اسلحه به عراق را داد.‏


کوزیچکین دیپلمات روس مقیم تهران که به لندن پناهنده شد،می گوید:«پس از سقوط شاه تمام سعی این کشور [شوروی] براین بود که نفوذ سیاسی و فعالیتهای کشورهای غربی را در جمهوری اسلامی خنثی کند با وجودی که به تبلیغات ضدآمریکایی آیت‌الله خمینی علاقمند بود نمی‌توانست قراردادش را با عراق نادیده بگیرد.» 


او در مقاله خود در آبزرور ادامه می دهد:«در ابتدا شوروی با کند کردن حرکت تحویل اسلحه و قطعات یدکی سعی کرد هر دو کشور را برای خود نگهدارد ولی این سبب شد عراق به غربی ها رو آورده و از آن کشورها درخواست اسلحه کند.‏اما پس از آنکه ایرانی ها چند هفته قبل از مرگ برژنف از مرز عراق گذشتند و مستقیما این کشور را تهدید کردند شوروی بار دیگر سیاست خود را درباره تغییر داد و سیل اسلحه را به سوی آن کشور سرازیر کرد.»


‏مقارن با درگذشت برژنف همچنان روند سرد شدن روابط ایران و روسیه ادامه داشت بطوریکه در شرایطی که سایر کشورها در بالاترین سطوح در مراسم شرکت کردند از سوی ایران یک هیات سطح پایین به مراسم گسیل شد که حکایت از سطح روابط بینابین داشت. 


حتی اعزام این هیات هم در داخل تحمل نشده و مخالفت های زیادی با آن شد بطوریکه نیاز به دخالت آیت‌الله خمینی در تائید اعزام این هیات شد که در خاطرات هاشمی آمده: 


«در مجلس اعتراضی از طرف بعضی از نمایندگان در خصوص اعزام هیئتی از طرف رئیس جمهوری به مسکو برای تشییع جنازه برژنف وجود دارد»‏.

یک گزارش نیویورک تایمز حکایت از رد شدن تظاهرکنندگان از روی پرچم شوروی زیرپای در حضور سفیر آن کشور و سردادن شعار علیه آن کشور در مراسم افتتاح یک کارخانه تحت حمایت مالی شوروی و یک نمایشگاه تجاری دیگر دارد که منجر به اعتراض و ترک مراسم توسط هیات روس میشود.


‏المجله ملاقات اندری گرومیکو با هیات عراقی را نقل می کند که وزیر خارجه وقت شوروی می گوید که بی طرفی اتحاد شوروی در جنگ خلیج فارس دائمی نیست وچنانچه ایران به تجاوزات خود ادامه دهد وهمچنین عبور نیروهای ایرانی از مرز عراق کلیه دلایل مربوط به بی طرفی دوساله اتحاد شوروی را پایان میدهد.‏


با تعطیلی روزنامه حزب توده و حملات به ان که همزمان با به قدرت رسیدن آندروپف بود ،این فاصله بیشتر شد و سرانجام با دستگیری حزب توده و اخراج دیپلماتهای شوروی ، دیگر دریچه ای باز نماند بصورتی که قرارداد نظامی با ایران معلق شده و کمک های شوروی به عراق افزایش جهشی یافت 


اصرار کشور بر طریق نظامی موجب فاصله گرفتن سایر قدرتها از ایران و تلاش بر تقویت عراق گردید که علاوه بر موارد بالا، می‌توان از استخدام داوطلبان یمنی واردنی وسودانی و ... نام برد.


در حالیکه ایران به دلیل دسترسی کمتر به بازار تسلیحات، درحال مصرف ذخایر خود بود، عراق به سرعت تجهیز میشد.‏ بطور ناگزیر تکیه ایران برامواج انسانی بیشتر شد درحالیکه عراق درسایه برتری تسلیحاتی، توانست بادرس‌آموزی از تجربیات قبلی، تاکتیکهای موثرتری را برای مقابله باحملات موج انسانی شبانه ایران پی بگیرد.


صدام در یک ملاقات بافرماندهان در مورد وارد عمل کردن شب هنگام نیرودر منطقه ناآشنا میگوید: 


«فرمانده باید...میان وارد عمل کردن این تیپ برای حمله متقابل بدون کسب نتیجه مطلوب وانتظار کشیدن تاطلوع صبح برای فراهم کردن وضعیت بهتر یکی را انتخاب کند...در چنین حالتی بزرگترین ماموریتی که به آن تیپ می توانیم بدهیم آنست که پشت خطوط دفاعی خطی تشکیل دهند هرچند که دشمن رخنه کرده باشد»‏ 


«اشتباه دیگر آنست که از نیروی زرهی درحمله متقابل به یک موضع دفاعی که دشمن آن را اشغال کرده باشد شبانه وبدون آمادگی‌های کافی استفاده شود این به معنای آنست که ماتانک رابدون دلیل طعمه گلوله سازیم، اتفاقی نمی‌افتد اگر حمله را دوساعت عقب بیندازیم اگرچه موضع دفاعی راهم ازدست داده باشیم»‏


از سوی دیگر ایران با تبلیغات فراوان توانسته بود نیروی خوبی گرد اورد که در ۱۱ لشگر و دو تیپ مجزا در دو رده ارتش و سپاه سازماندهی شدند که مجموعا ۴۵ تیپ محسوب می‌شدند. در برابرآنها سپاه چهارم عراق قرار داشت که مجموعا ۲۷ تیپ راتحت پوشش داشت و بنظر می‌آید عده قوای ایران برتری محسوسی دارد. 


اما این همه واقعیت نبود. بعد از عملیات محرم، به دستور محسن رضایی، تیپ های سپاه به یکباره به لشگر تبدیل شده و در قالب سه قرارگاه سپاه هم قرار گرفتند.


‏تدبیر مقامات کشور بر شرکت هر چه بیشتر عناصر مردمی در جنگ بود که در ابتدا گروه های کوچکی که از شهرها یا مناطق مختلف تشکیل و عازم جبهه می شدند، را شامل میشد که نهایتا پس از مدتی در عملیات ثامن الائمه در مهرماه سال ۶۰ ، سپاه و نیروهای مردمی با حدود ۱۵ گردان شرکت داشتند. 


پس از آن از سوی مقامات کشور تمایل نشان داده شد که جنگ را بسوی توده ای شدن پیش ببرند و اختیارات زیادی به این نیروها داده شد که منجر به تشکیل تیپ های سپاه گردید و ساختار قرارگاه ها نیز اداره مشترک بود و حالا درادامه پس از تنها یک سال از زمان تشکیل، تبدیل به قرارگاه رده سپاه می‌شوند.‏


بدین ترتیب ارتش مجبور بود علاوه بر نیروهای خود از نیروهای سپاه هم پشتیبانی به عمل آورد و این توسط همان امکانات محدود باقیمانده قبلی آن بود که همان هم به تدریج با ادامه جنگ دچار فرسایش شده بود. 


مسائلی از این دست و سیاست های صیاد شیراری در نوع ادغام ها و در اختیار گذاشتن واحدهای نیروی زمینی ارتش تحت امر سپاه یکی از موارد اختلاف ظهیرنژاد با صیاد شیرازی است .


آنچه که در نامه ستاد مشترک در تاریخ ۲۸ دیماه ۱۳۶۱ نوشته شده است و متن آن به شرح زیر است:‏


«۱-در عملیات آفندی محرم برابر طرح شماره ۵ یگانهایی که از سپاه پاسداران در قرارگاه عملیاتی مشترک قائم (عج) مشارکت داشته اند شامل تیپ ۸ نجف اشرف، تیپ ۲۵ کربلا،تیپ ۱۷ علی بن ابیطالب ،تیپ ۱۴ امام حسین سازمان داده شده بود.‏برابر دستور عملیاتی شماره۶ پدافندی تیپ‌های فوق الذکر به لشكر ۸ نجف، لشكر ۱۷ علی بن ابیطالب، لشكر ۲۵ کربلا، لشكر۱۴ امام حسین تغییر نام پیدا کرده‌اند.


۲-... چنانچه طرح تغییر نام داده شده متضمن دربرگیری استعدادواقعی یگان مورد نیاز نباشد هیچ واقعیتی را دراصل وماهیت موضوع دگرگون نخواهد کرد.‏لذا با در نظر گرفتن اين‌كه نيروي زميني و سپاه پاسداران هر دو نيروي كاملاً مستقل بوده و باید استقلال خود را حفظ نمایند ،خواهشمند است دستور فرمایید انگیزه این تغییر نام را اعلام فرمایند.»‏


روش صیاد شیرازی در اطاعت کامل از سیاسیون و ترجیح مصالح سیاسی بر منطق نظامی وصرف تمام امکانات برمبنای ایده فتح عراق ونیندیشیدن به امکان طولانی شدن جنگ و نیاز به حفظ تجهیزات باعث اختلافات عمده‌ای باستادمشترک بود بطوریکه ستاد در نامه‌ای از هزینه تمام امکانات بر روی عملیات والفجر مقدماتی انتقادمی‌کند: 


‏«جمع آوری همه امکانات موجود در یک منطقه نبرد محدود به صلاح نمی باشد مگر آنکه بطور قطع و یقین سرنوشت جنگ در این نبرد تعیین گردد. بنابراین اگر براورد شود که الزاما در آینده بایستی نبردهای سرنوشت سازتری اجرا گردد توان رزمی ارتش باید حفظ شود و مداومت مبارزه امکان پذیر باشد.‏ بنابراین چنانچه همه امکانات در نبرد مورد نظر صرف شود کار فردای دشمنان مملکت و انقلاب ساده تر و آسانتر خواهد بود.


بافرض اینکه ارتش عراق دراین نبرد شکست بخورد قبول اینکه باوجود تمام امکانات و پشتیبانیهای که برای دشمن وجود دارد این شکست به عنوان شکست نهایی دشمن باشد چندان منطقی نیست.‏ بافرض موفقیت این نبرد لازمست برای ادامه مبارزه نیروی کافی برای یگان های خودی موجود باشد. بافرض احتمال عدم موفقیت اهمیت این موضوع قوی‌تر میگردد.


بنابراین چنانچه به حکم اجبار‌ اجرای این عملیات ضروری است باید درقالب وبرش تشکیلات قابل قبولتر سیستم فرماندهی وعوامل اجرایی وتدارک کننده باشد.‏والا این قبیل سازماندهی ها که تاکنون انجام شده نتایج مطلوب دربر نداشته است.


سرنوشت جنگ و سرنوشت مملکت مافوق سرنوشت فرماندهی است. باید فقط به سرنوشت انقلاب و کشور اندیشید. جنگ فقط امروز نیست و عملیات فقط منحصر به این عملیاتی که در نظر است انجام شود نخواهد بود.»‏


اما برای درک وضع تجهیزات و امکانات نیروهای ایران، بررسی یکی از واحدها میتواند تصویری کلی از اوضاع نیروی زمینی و فاصله بین سطح امکانات موجود با توقعات را نشان دهد.


بر اساس رویه معمول، لشگرها قبل از هر عملیاتی از واحدهای تابعه خود می خواهند میزان آمادگی خود را اعلام کنند.‏ فرماندهی لشگر ۱۶ زرهی قزوین در اواخر دی از یگانهای تابعه خواست تا آمار اقلام تجهیزاتی عمده را گزارش کنند. پاسخ تیپ های یک و سه به شرح زیر، توصیفی از وضع موجود و درک وضعیت تجهیزات نیروی زمینی در آن برهه است: 


‏باید دانست که یک گردان زرهی بطور سازمانی دارای ۵۳ تانک است و با توجه به آمار بالا که گردان های ۲۰۱ و ۲۰۲ به ترتیب هر کدام دارای ۱۲و ۱۱ تانک می باشند میزان آمادگی آنها در حد ۲۰ درصد است و در سایر اقلام هم (بجز توپ) در حد ۵۰٪ کمبود دارند.‏


این لشگر در ۱۱/۸برای جابجایی اضطراری یک گروهان تانک خود درخواست ۳دستگاه تریلر تانکبر کرده. استعداد سازمانی هر گروهان ۱۷ تانک است درحالیکه مشخص می‌شود این گروهان دارای تنها سه دستگاه تانک است که مطابق همان آمار بالا در هر گردان ۱۱-۱۲ تانک باقی مانده و بازهم به همان آمار میرسیم.


‏این وضعیت موجودی تجهیزات، نمونه‌ای کلی از وضعیت دیگر واحدهای نیروی زمینی بود و این در حالی بود که یگان های سپاهی هم در وضعیت بدتری بودند و نیروی زمینی با این اوصاف باید از هر دو نیرو پشتیبانی به عمل می اورد.‏


بنابراین وقتی در توجیه اولیه، صحبت از تفوق نیروی ۴۵ تیپ خودی در برابر ۲۷ تیپ عراق بدون توجه به میزان تجهیز و اموزش واحدهای خودی در برابر دشمن کاملا مجهز به عمل می آید قصد فقط توجیه و ترغیب به انجام عملیاتی است که تصمیم برای انجام آن بر پایه دلایل دیگری گرفته شده است. 


در تاریخ ۱۳۶۱/۳/۳۰ نیز سرهنگ بهرام هوشیار معاون عملیاتی نیروی هوایی طی نامه‌ای به فرماندهی وقت نیرو، وضعیت تجهیزاتی نیروی هوایی را اعلام می کند تا برای پیش بینی روند اینده مورد توجه قرار گیرد: 


«-هواپیمای شکاری اف-۱۴ از نظر قطعات یدکی باقیمانده و هواپیماهای موجود تا شش ماهه آینده انگشت شمار خواهد بود.ذخایر موشک فونیکس در پایگاه هفتم صفر و باید این پایگاه ازنظر عملیاتی بسته اعلام گردد.‏

-تولید پرواز عملیاتی و اسکرامبل اف-۴ نیز روزبروز کاهش و تعداد موشک های تعمیری AIM-7 افزایش می یابند.


- برای هواپیمای اف-پنج وضعیت سامانه INS و سامانه کارتریج این هواپیما روز به روز جدی تر شده است. 


- از هر ده پرواز هواپیمای C130 ، یکی در پایگاه مقصد با مشکل روبروست و از زمان اورهال آنها شش ماه گذشته است که به علت پروازهای ضروری قادر به اورهال نیستیم.


- هواپیمای P3F منتظر اورهال است که قادر نیستیم و برای گشت دریایی نیازمند هارپون است که نداجا ندارد. 


-اکثرپادهایECM و ECCMبه علت کمبود قطعات غیرقابل استفاده‌اند.


-موجودی خلبان یک سال قبل انقلاب ۱۰۳۰ نفر بودکه دربدو انقلاب به ۹۵۴ نفر و در آغاز جنگ به ۷۰۷ نفر(تصفیه،بازخرید،اعدام،بازنشسته،فرار،ضعف‌پرواز،شهید،مجروح،نامعلوم) رسید و اکنون به ۳۸۹ نفر رسیده که اکثرا جوان و کم تجربه اند.»


‏به هر ترتیب؛ پس از عملیات محرم ، تصمیم گیران جنگ به این نتیجه رسیدند که صدام با از دست دادن یک یا دو شهر سقوط نخواهد کرد پس برای سرنگونی صدام باید بصورت چند عملیات واسطه‌ای عمل کرد تا با تصرف مرحله ای چند ناحیه به اهداف نزدیک شد. 


با یک نگاه ، فاصله بسیار زیاد میان مقدورات ارتش ایران با اهداف و انتظارات سیاسیون کاملا مشخص است و این وظیفه فرماندهان بود تا با دوراندیشی بیشتری در حفظ قوا، نیروهای خود را از عمل مطابق دستورات سیاسی ناشدنی دور نگهدارند.‏


بدین ترتیب قرارگاه خاتم الانبیا سرانجام در ۱۶ آذر تصمیم گرفت که تمام طرح های پیشنهادی بر اساس تصرف محور غزیله و حلفاییه و عماره باشد. 


محور چیلات باریک و محدود و غیر قابل گسترش به‌دشت عراق بود. برای عبور از حمرین ابتدا باید دامنه غربی جنوبی این ارتفاعات درخاک عراق تامین گرددتا حرکت واحدهای بزرگ بتوانند از معابر این منطقه عبور کنند که آن هم خطرات خود را داشت .‏برای وصول به این عماره ۳ محور عملیاتی عمومی مورد بررسی قرار گرفت، که شامل:


- محور عمومی دهلران، چیلات، علي غربی،

- محور عمومی دويرج، حمرین، طیب ،علی غربی 

- محور های عمومی فکه، چزابه (ارتفاعات میشداغ) به سمت حلفائیه، عماره

بود.‏


محور دوم اگر چه در عملیات محرم نتیجه نسبی مثبتی را داشت اما شرایط زمین و استحکامات اجازه پیشروی مطلوب را نداد که در برآوردهای ستادی نتیجه منفی بر جای گذاشت به نحوی‌که در عملیات بعدی این منطقه کنار گذاشته شد اما این منطقه برای عملیات آفندی مناسب تر از منطقه غرب چزابه بنظر می‌آید. 


در صورتی‌که نظر می‌رسد كه در هر شرایطی این منطقه برای عملیات آفندی مناسب تر از منطقه غرب فکه و چزابه بود. بنظر می رسد مشکلاتی که سپاه در عملیات محرم در عبور از معابر و رودخانه برخورد کرد و حتی طغیان رود دویرج که باعث شد در هنگام عبور نیروها از آن حدود ۶۰۰ نفر غرق شده و بسیاری از پل‌ها و معابر نیز خراب شوند ، در انتخاب نهایی محور جنوبی تاثیر داشته است. 


درحالیکه حداقل کرانه شرقی رودخانه طیب یک هدف واسطه مناسبی برای آفند نیروهای مسلح ایران که عمدتا پیاده نظام بودند تشکیل می‌داد. در صورت عدم امکان ادامه آفند به‌طرف غرب، آن رودخانه می‌توانست خط پدافندی مناسبی برای مراحله اولیه عملیات باشد.‏


اما در محور جنوبی انتخابی جهت عملیات، ابتدا یک مسافت ده کیلومتری در رمل ها قرار داشت که بسیار صعب العبور بوده و امکان عبور برای نیروهای مکانیزه از آن بدون ساخت جاده ممکن نبود و باید توسط نیروی پیاده طی میشد. 


ضمن آنکه پس از مسافت ده کیلومتری در رملها ، باید سی کیلومتر در یک دشت باز طی میشد و پس از رسیدن به پل هم ، سی کیلومتر دیگر در یک جاده که از دوطرف توسط آب محصور بود تا عماره طی میشد. 


این درحالی است که برآورد اطلاعاتی شماره ۱۴ قرارگاه ضمن بررسی معابر وصولی به عماره و علی غربی نتیجه گرفته بود که زمین قسمت جنوبی فکه مناسب و همچنین زمین قسمت غربی رودخانه (در تصرف عراق) مناسب آفند نیروهای خودی است. 


بطور کلی تلاشهای ستادی و برآوردهای اطلاعاتی و عملیاتی تاثیر چندانی در تصمیم گیری های نهایی برای اجرای عملیات نداشت .انچه باعث تصمیم گیری در تصمیم گیران اصلی ایران بود مسائل پرسنلی و ایدئولوژیک بود و تمام برآوردها در جهت توجیه آن نوشته و نتیجه گیری میشد.


‏دردسترس داشتن نیروی انسانی لازم درجبهه و تمایل به شرکت دادن آنها درعملیات آفندی جهت پرهیز از افت روحیه درجامعه درمدت کوتاه ماموریت نیروهای داوطلب وگرم نگهداشتن تنورجنگ دلایل کافی برای انجام عملیات بود. 

بدین ترتیب دربرآوردها و تخمین وضعیت، تحلیل به نفع نیروهای‌خودی جلوه داده میشد. 


در تمام برآوردها روحیه افراد دشمن ضعیف‌تر به حساب می‌امد. فرض میشد که افراد دشمن در مقابل حمله نیروهای خودی توان مقاومت نخواهند داشت و تسلیم شده یا فرار خواهند کرد.


چنانچه در برآورد اطلاعاتی ۱۴ در مورد بررسی مسائل پرسنلی آمده است: با طولانی شدن جنگ و شکست های پی‌در‌پی در عملیات‌های مسلم و محرم و ادامه ان و عدم موفقیت پاتک‌های عراق در منطقه عملیات محرم، کاهش شدید روحیه پرسنل نیروهای عراق به چشم میخورد تلفات مستمر و عدم جایگزینی پرسنل استعداد یگانهای دشمن را به ۵۰٪ رسانده که فاقد روحیه لازم و آموزش هستند. 


اما به نوشته سرهنگ حسینی؛ این برآوردها از دقت و صحت چندانی برخوردار نبود.آن ارقام درشتی که درباره تلفات دشمن گفته میشد دقت قابل ملاحظه ای نداشت همان گونه که ادعاهای دشمن درباره تلفات نیروهای ما عاری از هرگونه دقت بود.‏ آنچه که در برآورد عملیاتی در مورد زمین باز و اجبار آنها به پدافند در دشت هم ذکر شده قضاوتی عجولانه بود.

زمین باز و هموار به تنهایی عامل برتری نیست بویژه آنکه در آن انواع استحکامات تعبیه شده و عمق منطقه عملیاتی نیز زیاد باشد.


در جایی که نیروی پیاده باید پس از پشت سر گذاشتن انواع موانع و استحکامات در حین نبرد ، در دشتی باز و بدون جان پناه با دشمنی که بخوبی استحکامات مستحکمی را ایجاد کرده و در پشت آن مستقر شده، روبرو شود و به هدفی در عمق ۷۰-۶۰ کیلومتری دست پیدا کند. 


در صورتیکه در شرایط طبیعی درگیری و راهپیمایی تاکتیکی ، پیاده نظام توان پیشروی حدود سیصد تا پانصد متر در ساعت و حداکثر ده کیلومتری در حین عملیات را دارد ولی این بار دشمن با اطلاع قبلی استحکامات خود را تقویت کرده و منتظر حمله بود که باید شرایط بدتری هم مورد انتظار میبود. 


با این وجود هنوزبرخی فرماندهان ارتش با انتخاب محور جنوبی برای عملیات مخالف بوده و آن را غیر عملی میدانستند. آنها پیشنهاد عملیات در محور دوم را می دادند که فاصله کمتری در عمق داشته و در صورت عدم وصول به اهداف عملیات، نیروها قادر به حفظ مواضع بودند.‏جلسات متعددی در قرارگاه تشکیل می شود اما به نتیجه ای نمی رسد. عمق هدف و عدم دسترسی به عقبه و احتیاط دشمن و تامین نبودن جناح راست از نگرانیهاست.


اختلاف نظر برسر محور عملیاتی زیاد است و ارتشی‌ها عقیده دارند محور حمرین علی رغم مشکل بودن ، درصورت تسخیر قابل دفاع است.‏ پس از عدم توافق، آنها پیشنهاد انجام عملیات در دو محور را می دهند تا با انهدام نیروی بیشتر و تامین جناح راست عملیات، خطر پاتک نیز از بین برود ضمن آنکه محور دوم عمق کمتری داشته و چنانچه هر هدفی تصرف میشد بخاطر وجود عوارض زمین، بازپس گیری آن برای عراق تقریبا ناممکن بود.‏


اما فرماندهان سپاه بخاطر تمرکز تمام نیروی موجود بر یک محور با این طرح مخالفت می کنند .ارتش بعنوان جایگزین ،طرح انجام یک تک پشتیبانی در محور دوم را پیشنهاد می کند که ضمن کمک به تک اصلی، چنانچه تک اصلی ناموفق ماند این تک ادامه پیدا کرده و جایگزین تک اصلی شود.‏


تغییرات محور عملیاتی مستلزم زمان برای جابجایی و استقرار و انجام شناسایی و... بود که باعث عقب افتادن زمان عملیات میشد و باعث میشد با پایان مدت ماموریت بسیاری از نیروهای داوطلب، توان نیروی انسانی کاهش یابد بطوریکه همت می گوید تنها از سپاه قدر، ۱۸ گردان در مرحله اتمام زمان ماموریت هستند‏ جلسات متعددی در قرارگاه تشکیل می شود اما به نتیجه ای نمی رسد. اختلافات طرفین زیاد است اما به دلیل نبود فرماندهی واحد قادر به تصمیم گیری نیستند. 


همزمان؛ محسن رضایی طرح خود را جلو می‌برد. سرهنگ مفید می گوید که اختلافات صیاد با سپاه به اوج رسیده است.‏"در جلسه‌ای که در ساعت ۲۰:۳۰ مورخ ۱۳۶۱/۱۱/۵(دوازده روز قبل از عملیات والفجر مقدماتی) در سنگر جناب سرهنگ علی صیادشیرازی (فرماندهی نیروی زمینی ارتش) داشتیم، اظهار نمودند: «برادران مصراً به دنبال اجرای طرح هستند. برادران حتی بدون هماهنگی با من دستورات لازم را هم صادر کرده‌اند.»" 


اختلافات زیاد است و صیاد و رضایی در ۶۱/۱۱/۷ هردو عازم تهران میشوند تا شورای عالی دفاع تصمیم گیری کند. با توجه به ترکیب شورا( آیت‌الله خامنه‌ای ، موسوی ، آیت‌الله رفسنجانی ،رضایی ، سلیمی ، ظهیرنژاد ) نتیجه آرا قابل پیش بینی بود.


‏سرهنگ مفید می گوید:«... ما ارتشی‌ها باعمل در منطقه غرب ارتفاعات میشداغ مخالف بودیم.... چندین جلسه شور ستادی مشترک با برادران سپاه تشکیل شد و چون به توافق نرسیدیم، در جلسه شورای عالی دفاع هم به نتیجه نرسیدیم، بحث را به حضرت امام ارائه کردیم که تصمیم بگیرند.»


‏«ایشان در جواب توصیه به اتحاد و وحدت فرمودند و بالأخره تصمیم به اجرا گرفته شد. چون از نظر شورایِ عالی دفاع طرح سپاه پای کار بود و طرح پیشنهادی ما (ارتش) ... مستلزم وقت و زمان بود که مواجه با برگشت بسیجی‌های رزمنده به شهرها و آبادیهایشان می‌شد و در نهایت، به طرح سپاه گردن نهادند.»‏


صفوی که در جلسه شورای عالی دفاع حضور داشته در تماس با رشید به او میگوید که شورا با پیشنهاد ارتش برای تعویق عملیات مخالفت کرده و از همان محور فکه-چزابه عملیات انجام خواهد شد و از او میخواهد همراه با ۱۵ نفر از فرماندهان سپاه به تهران برود تا در جلسه ای با آیت‌الله خمینی شرکت کنند.‏ رشید بعدا در جلسه قرارگاه در مورد طرح این مسئله در حضور آیت‌الله خمینی توضیح میدهد:


«امام خمینی هم بعد ازتوضیح برادر رضایی و برادر صیاد در این مورد فرمودند که اگر میدانید که[در فکه-چزابه] ۱۰۰٪ منهدم میشوید مانور را تغییر دهید ولی اگرمیدانید فقط یک مقدار مشکلات دارد توکل کنید و عمل کنید»‏سرهنگ مفید هم نقل می کند:"جناب سرهنگ علی صیادشیرازی (فرماندهی نیروی زمینی ارتش) در مراجعت گفت: «در تهران به حضور آقای خامنه‌ای هم رفتم. 


ایشان گفتند که از مانور (رزمایش) چیزی نمی‌توانم بگویم. شما را متوجه سه مطلب می‌کنم.‏-زمان از نظر تاریخ تشکیل کنفرانس سران غیرمتعهدها که حدود یک ماه وقت داریم.


-باید مشتمان در کنفرانس پر باشد.


- به عکس‌العمل دشمن در تمام عملیات‌ها توجه شود. مردم منتظر هستند»"‏بدین ترتیب صیاد تسلیم یک تصمیم سیاسی می شود و در شرایطی که با منطق نظامی میداند این تصمیم اشتباه است، نیروها و امکانات ارتش را در دنباله روی رضایی و دیگر سیاسیون برای یک شکست محتوم هزینه می کند.


‏بدینگونه انجام عملیات با همان کیفیت قطعی شد و باید انجام میشد.


قبل از شروع عملیات یک تک فریب در چیلات جهت گمراهی عراق انجام شد که به سرعت هم دستور خاتمه آن داده شد تا از نیروهای دو تیپ شرکت کننده در ان برای احتیاط عملیات اصلی استفاده شود. 


Rollo
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان