کد خبر: ۱۹۴۶۲
تاریخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۲:۵۲-10 September 2020
پیش‌تر روایتی درباره‌ی این عکس منحصر‌به‌فردِ عباس عطار نوشته ‌بودم که به دلایلی حذف شد.
عصراسلام: عکسی از عباس عطار فقید که به گمان‌ام در سفر مرحوم طالقانی به کردستان برداشته شده. تظلم‌ پرشورِ یک زن جوان رو به مردِ آرام و صلح‌طلبی که امروز چهل و یک سال از مرگ‌اش گذشت. 

مرگی که حالا رسانه‌های رسمی‌ نیز با صراحت بیش‌تری درباره‌ی مشکوک‌بودن‌اش سخن می‌گویند. واقعا در بامداد نوزده شهریور پنجاه و هشت چه گذشت؟ خبرآنلاین امروز نقل‌قولِ مهمی منتشر کرد از ولادیمیر کوزیچکین، مامور سازمان اطلاعات شوروی در ایران طی سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۲، او در کتاب‌اش نوشته : «... ملاقات با سفیر شوروی هنگام صبح صورت گرفت. پس از خاتمه‌ی ملاقات، طالقانی مانند معمول سرِ حال بود. ولی شب هنگام پس از صرف شام ناگهان حالش به هم خورد. نگهبانان شخصی‌اش به سوی تلفن هجوم بردند تا به دکتر خبر بدهند، ولی خط قطع بود. کوشیدند به او آب بخورانند، ولی جریان آب هم قطع شده بود. پیرمرد شانسی نداشت. مخالفان‌اش همه چیز را تا آخرین جزئیات‌ حساب کرده بودند.» 

همه چیز در هاله‌ای از ابهام است پیرامون مرگ او و البته اتفاق‌هایی که بعد مرگ رقم خورد نیز با برخی ایده‌های‌اش در تضاد بود. 

طالقانی که لقب «پدر» را به او داده بودند تا آخرین لحظه‌ی زند‌گی نسبتا کوتاه شصت و هشت ساله‌اش بر طبل مماشات و سهل‌نگری کوبید. بر این‌که باید روادار بود و همین امر ماجراهای مختلفی را برای‌اش رقم زد. مرگِ طالقانی چند ماه بعد انقلاب و با بالاگرفتنِ بسیاری اختلاف‌ها بین گروه‌ها به نوعی بدموقع و ضربه‌زننده بود چه با استفاده از کاریزما و محبوبیتی که داشت مقابل بسیاری تندروی‌ها ایستاد. 

هرچند وقایع در ماه‌های ابتدایی انقلاب بسیار سریع و روزانه رقم می‌خوردند و برای همین تندبادِ تاریخ انگار چونان همین زن بود در مواجهه با طالقانی. زنی که از تهِ جان‌اش تلاش می‌کند حرفی را به مخاطب‌اش منتقل کند. این‌که آیا طالقانی به خاطر سکته‌ی قلبی از دنیا رفت یا دست‌هایی در کار حذف او بودند یکی از پرسش‌های همیشه‌ی این سال‌ها بوده که قطعا روزی آشکار خواهد شد پاسخ‌اش اما آن‌چه مهم است این‌که با مرگ او و حذف برخی هم‌فکران‌اش مسیرهایی که او پی آن بود پیموده نشد. 

همیشه وقتی درباره‌ی وضعیت طالقانی فکر می‌کنم در آن روزها سرسام می‌گیرم. ایستاده میان این حجم صدا که او را به خود می‌خوانند و ناگهان قلبی که از کار می‌ایستد. روایت‌های عجیبی از شب آخر زندهگی او وجود دارد. و همین روایت‌هاست که قصه‌ی سیدمحمود طالقانی را پیچیده‌تر می‌کند. مردی که ایستاد و ماند. مردی که به این زن گوش می‌کند.


یزدانی‌خرم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان