کد خبر: ۱۹۳۶۲
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۳۹۹ - ۰۶:۴۲-05 September 2020
اخیراً یکی از مقالات دانشگاهی که بر مزیت‌های تاریخی استعمار تأکید می‌کرد، موجب برخاستن فریادهای اعتراض‌آمیز و صدور تقاضای رسمی بیش از ده‌هزار نفر برای حذف آن شد.
بروس گیلی با انتشار مقاله‌ای با عنوان «شواهدی به نفع استعمار» در فصلنامۀ «Third World» مدعی شده است که استعمار غربی در بیشتر سرزمین‌هایی که تداوم یافت، هم «با دیدی واقع‌بینانه، سودمند» و هم «اگر بی‌طرفانه بررسی شود، اقدامی مشروع» بوده است. 

 او که در دانشگاه دولتی پورتلند، در سمت استادیاری علوم سیاسی فعالیت می‌کند، ادعا کرده است احیای «اَشکال استعماری حکومت با مستعمره‌سازی برخی از سرزمین‌ها» موجب فقرزدایی و پیشرفت اقتصادهای توسعه‌نیافته می‌شود. 

قابل درک است که به‌خاطر عیب‌پوشی تاریخِ وحشت‌انگیز بی‌عدالتی و تعدی به حقوق بشر، انتقادهای گسترده‌ای بر این مقاله وارد شده است. جریانات سیاسی روز این تحریفِ تاریخ توسط گیلی را همانند انکار هولوکاست دانسته‌اند. 


❗️شاید تصور شود که فاصلهٔ زیادی با نگرش‌های استعماری ایجاد شده است، اما یک نظرسنجی توسط مرکز YouGov در سال ۲۰۱۴ نشان می‌دهد که ۵۹٪ مردم بریتانیا، امپراطوری بریتانیا را «غرورآفرین» می‌دانند. به‌طور مشابه، ۴۹٪ آنان بر این باورند که این امپراطوری از مستعمره‌های پیشین خود بهره‌مند شده است. چنین دیدگاهی که اغلب با نوستالژیِ «شُکوه بریتانیا در گذشته»، گره خورده است، تأثیر بسزایی در شکل‌گیری سیاست‌های داخلی و خارجی کشورهای غربی دارد. 

در واقع، افزونی شواهد موجود در پژوهش‌های تجربی که مقاومت در برابر آن‌ها بی‌فایده است، این حقیقت را آشکار می‌کند که استعمار موجب تلفات بحرانی و اندوه‌آوری در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و روانشناختی بر کشورهای مستعمره‌نشین شده است. 

اگر فردی ادعا کند که استعمار چیزی غیر از یک فاجعهٔ انسانی برای بیشتر مستعمره‌ها بوده است، بسیار گزینشی به خوانشی اشتباه از شواهد پرداخته است. 

اغلب از طرف توجیه‌گران امپراطوری بریتانیا، هند، به‌عنوان بزرگ‌ترین مستعمرهٔ بزرگترین قدرت امپراطوری، نمونه‌ای «موفقیت‌آمیز» از استعمار معرفی می‌شود؛ بلکه در اصل، هند شاهد قانع‌کننده‌تری برای پاسخ متقابل به ادعای گیلی به‌شمار می‌آید. 

از سال ۱۷۵۷ تا ۱۹۴۷، در درآمد سرانه شبه‌قارهٔ هند هیچ افزایشی صورت نگرفت. اگر این گفتمان تاریخی را مدنظر داشته باشیم که شبه‌قارهٔ هند از زمان‌های دور یکی از ثروتمندترین نواحی جهان بوده است، این رکود اقتصادی، حقیقتی تکان‌دهنده است. 

از سال ۱۸۷۲ تا ۱۹۲۱، امید به زندگی مردم هند ۲۰٪ کاهش یافت. بالعکس در طول ۷۰ سال از زمان استقلال، امید به زندگی مردم هندوستان تقریباً ۶۶٪ افزایش داشته است. 

با وجود اینکه بسیاری شبکه راه‌آهن گستردهٔ هند را از یادبودهای سازندهٔ استعماری تلقی می‌کنند، اما توجه به این حقیقت حائز اهمیت است که هدف مشخص از ساخت راه‌آهن، انتقال سربازان استعمارگر درون کشور برای سرکوب شورش‌های مردمی و نیز انتقال غذا از نواحی حاصلخیز به منظور صادرات، حتی در زمان خشکسالی بود. 

در طول خشکسالی خانمان‌سوز سال‌های ۱۸۷۶ تا ۱۸۷۹ و ۱۸۹۶ تا ۱۹۰۲ میلادی، ۱۲ تا ۳۰ میلیون نفر از مردم هندوستان به‌خاطر گرسنگی جانشان را از دست دادند. نرخ مرگ‌ومیر در نواحی که خطوط راه‌آهن بریتانیا وجود داشت، بالاترین میزان در کشور بود.   

 خشکسالی بنگال در سال ۱۹۴۳ آخرین خشکسالی در دوران فرمانروایی بریتانیا در هندوستان بود که سه میلیون نفر را در کام مرگ کشاند. هنگامی که از وینستون چرچیل خواسته شد انتقال غذای مورد نیاز بنگال را متوقف کند، در پاسخ گفت: «این خود مردم هند هستند که باید برای این مرگ‌ومیر سرزنش شوند، چون مثل خرگوش، زاد و ولد می‌کنند.» 


 مثال‌های متناقض گیلی، این درونمایهٔ اصلی مقاله‌اش را نقض می‌کنند: «کشورهای غیرغربی بدون راهبری کشورهای غربی، نخواهند توانست به نوآوری و پیشرفت دست یابند.»

خلاصه اینکه، حقایق، آن تصویر دلخواه و مورد ادعای گیلی و دیگر توجیه‌گران امپراطوری را ترسیم نخواهد کرد. استعمار خراش‌های عمیقی بر پیکره کشورهای استعمارنشین به جا گذاشته است.

 نویسنده: دکتر جوزف مک‌کواد، عضو مرکز مطالعات جنوب آسیا و کنکاش‌گروه پژوهشی «نژادهای بشری و مطالعات اجتماعی».
 ترجمه: «رد شبهات ملحدین»

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان