کد خبر: ۱۹۳۴۳
تاریخ انتشار: ۱۴ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۴-04 September 2020
آیا حکومت علوی گرفتار اژدهای هفت سر فساد بود؟
عصراسلام: انقلاب اسلامی عمده ترین یارگیری های خود را از مردم با طرح شعارهای عدالتخواهانه و ارجاع به حکومت عدل علوی انجام داد و درِ باغ سبزی از آن عدالت مجسم را به جامعه نشان داد اما متاسفانه به دلیل عدم توفیق لازم و کافی در تحقق این آرمان و بروز و ظهور اَبَرمفسدان مالی و پدیده شایع دست اندازی به بیت المال و ظهور انواع مافیاهای اقتصادی، اکنون کسانی به فکر افتاده اند تا با تصویری وارونه از حاکمیت علوی چنین وانمود کنند که جمهوری اسلامی  و حکومت امیرالمومنین علیه السلام هر دو به یک میزان دچار فساد و اختلاس بوده‌اند! 

به عبارت دیگر کسانی با مشاهده این که به دلیل ضعف در حکمرانی نتوانستیم در قد و قواره عدالت علی ظاهر شویم، تصمیم گرفته اند علی را در قد و قواره عملکرد خود بازخوانی و تفسیر کنند!

این جماعت که به شدت عاشق خود و جمهوری اسلامی به هر قیمتی و با هر عملکردی هستند، خود را جای ترازوی عقل و عدل ـ که مشخصه تشیع است ـ گذاشته و همه ارزشها و فضائل و حقایق و از جمله پیشوای عدالت و فضیلت و حقیقت را با فهم و عمل خود می سنجند و این همان چیزی است که من از آن با عنوان انقلابی گری اشعریانه یاد می کنم.  اشعریان بر خلاف شیعیان و معتزلیان کسانی بودند که اعتقادی به سنجه عقل و عدل و عقلانیت و عدالت در فهم و عمل دینی نداشتند. 

گر چه عدالت علی برای همه کسانی که اندک آشنایی با تاریخ اسلام دارند امری واضح است اما لازم است در برابر وارونه نمایی های اخیر مروری بر نمونه هایی از عدالت علوی داشته باشیم: 

امیر مومنان (ع) در دوران کوتاه حکومت خود با آن که وارث انبوهی از بی عدالتی ها و مفاسد از حکمرانی پیش از خود بود عدالت را در ابعاد زیر پی گیری و تا حدی عالی محقق کرد: 

ساده زیستی کارگزاران 

وقتی به حضرت خبر رسید که عثمان بن حنیف والی و استاندارش در مهمانی ای اشرافی حاضر شده نامه ای بس عتاب آلود برای او نوشت و به او یادآور شد که زندگی تو و من باید همسطح با زندگی مردم باشد: 

«آیا به همین بسنده کنم که مرا امیرمؤمنان خوانند و در ناخوشایندی های روزگار شریک آنان نباشم و در سختی و فشار زندگی نمونه ای برای آنان نباشم.» (نهج البلاغه) 
امام وقتی به عنوان رییس حکومت وارد کوفه شد، خطاب به مردم گفت: 
«اگر من از شهر شما بیش از آنچه به همراه خود از مدینه آورده ام، برگشتم، خائن خواهم بود.» (بحار الانوار) 

اینها  را مقایسه کنید با کاخ نشینی و اشرافی منشی بسیاری از مسئولان روحانی و غیر روحانی در جمهوری اسلامی و حقوقهای نجومی 

مبارزه با ویژه خواری نزدیکان و بستگان 

عقیل برادر بزرگ و نابینای امام از وی تقاضای سهم بیشتری از بیت المال برای گذران زندگی سخت و سیر کردن شکم فرزندانش  می کند اما امام برای تنبیه و عبرت عقیل، آهنی داغ می کند و نزدیک بدن او می برد. عقیل نابینا، با احساس حرارت در نزدیک بدن خود می ترسد و جیغ می کشد. امام به او می فرماید:
ای عقیل! از یک آهن مختصری که داغ شده، می نالی، لکن مرا به آتشی عظیم می کشانی که خداوند از خشم خود آفریده ؟ تو از یک آزار کوچک، می نالی، اما من، از شراره های آتش خشم خدای ننالم.»؟ (امالی صدوق) 

این را مقایسه کنید با دست اندازی برخی برادران و نزدیکان مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی به بیت المال که رقم اتهامی یکی از آنها بالای ده هزار میلیارد تومان است 

برخورد با کارگزاران اختلاس‌گر 

وقتی به گوش حضرت می رسد که حاکم بصره مقداری از بیت المال را برداشته و به مدینه گریخته به او می نویسد: «وای بر تو! گویی که ارثی از پدر و مادرت را به دست آوردی، پناه بر خدا! آیا به معاد ایمان نداری و از حساب و پرسش نمی ترسی؟. ....به خدا اگر حسن و حسین همانند تو رفتار می کردند، از سوی من برخورد ملایمی نمی دیدند و به آرزوی خود نمی رسیدند تا آنکه حق را از آنان بستانم» (نهج البلاغة) 

امام منذر بن جارود، کارگزار حکومت در اصطخر را که از همرزمان دوشادوش ایشان در جمل و صفین بود، و نیز یزید بن حجیه (کارگزار حضرت در ری) را  به جرم اختلاس و سوءاستفاده شخصی از بیت‌المال عزل و زندانی کرد. علی بن اصمع (مسئول کنترل بازار بصره) را به دلیل خیانت در نظارت اقتصادی بر بازار‌ها عزل و انگشتان دست او را قطع کرد. ابن هرمه (مأمور نظارت بر بازار اهواز) را به جرم خیانت در نظارت علاوه بر عزل، به زندان افکند و به فرماندار اهواز دستور داد در زندان بسیار سختگیرانه‌ با او برخورد شده تا خوار و سرافکنده و بی‌آبرو شود.

مصقله بن هبیره که از ابربدهکاران کلان به حکومت به حساب می‌آمد و برای فرار از پرداخت بدهی خود مخفی شده بود، دستور به ویران کردن منزل او داد. (بحار الانوار) 

عدالت در توزیع ثروت 

امام در زمان حاکمیتش می گوید: امروز در کوفه کسی نیست که زندگی آرام و راحتی نداشته باشد. ضعیف ترین مردم این شهر به نان گندم و آب گوارای فرات و مسکن دسترسی دارند.» (مناقب ابن شهرآشوب.) 
مقایسه کنید با فقر تکان دهنده بسیاری از مردم و شهروندان ایرانی 

عدالت قضایی 

جعدة بن هبیره به حضرت امیر گفت: دو نفر که برای قضاوت نزد تو آمدند، یکی از آنان تو را از جان و مالش بیشتر دوست دارد و آن دیگری اگر از دستش برآید سرت را خواهد برید و تو علیه دوست خود و به نفع دشمنت حکم کردی! حضرت فرمود: اگر دست من بود به خواسته تو عمل می کردم اما این حکم خداست. ( الاحتجاج)


مهدی نصیری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان