کد خبر: ۱۹۳۴
تاریخ انتشار: ۰۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۲۴-22 May 2018
استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب «ده گفتار» خود، در گفتاری به مسئلهٔ فقه و اجتهاد می‌پردازد و در خلال آن می‌نویسد:
قيه و مجتهد كارش استنباط و استخراج احكام است ، اما اطلاع و احاطه او به موضوعات ، و به اصطلاح طرز جهان بيني اش ، در فتواهايش زياد تأثير دارد . فقيه بايد احاطه كامل به موضوعاتي كه براي آن موضوعات فتوا صادر مي كند داشته باشد .

اگر فقيهي را فرض كنيم كه هميشه در گوشه خانه و يا مدرسه بوده و او را با فقيهي مقايسه كنيم كه وارد جريانات زندگي است ، اين هر دو نفر به ادله شرعيه و مدارك احكام مراجعه مي كنند ، اما هر كدام يك جور و يك نحو بخصوص استنباط مي كنند .

مثالي عرض مي كنم : " فرض كنيد يك نفر در شهر تهران ، بزرگ شده باشد و يا در شهر ديگري مثل تهران كه در آنجا كر و آب جاري فراوان است ، حوضها و آب انبارها و نهرها هست ، و همين شخص فقيه باشد و بخواهد در احكام طهارت و نجاست فتوا بدهد .

اين شخص با سوابق زندگي شخصي خود وقتي كه به اخبار و روايات طهارت و نجاست مراجعه كند يك طوري استنباط مي كند كه خيلي مقرون به احتياط و لزوم اجتناب از بسياري چيزها باشد . ولي همين شخص كه يك سفر به زيارت خانه خدا مي رود و وضع طهارت و نجاست و بي آبي را در آنجا مي بيند نظرش درباب طهارت و نجاست فرق مي كند ، يعني بعد از اين مسافرت اگر به اخبار و روايات طهارت و نجاست مراجعه كند آن اخبار و روايات براي او يك مفهوم ديگر دارد . 

اگر كسي فتواهاي فقهاء را با يكديگر مقايسه كند و ضمنا به احوال شخصيه و طرز تفكر آنها در مسائل زندگي توجه كند مي بيند كه چگونه سوابق ذهني يك فقيه و اطلاعات خارجي او از دنياي خارج در فتواهايش تأثير داشته ، به طوري كه فتواي عرب بوي عرب مي دهد و فتواي عجم بوي عجم ، فتواي دهاتي بوي دهاتي مي دهد و فتواي شهري بوي شهري . 

اين دين ، دين خاتم است ، اختصاص به زمان معين و يا منطقه معين ندارد ، مربوط به همه منطقه ها و همه زمانهاست ، ديني است كه براي نظام زندگي و پيشرفت زندگي بشر آمده ، پس چگونه ممكن است فقيهي از نظامات و جريان طبيعي بي خبر باشد ، به تكامل و پيشرفت زندگي ايمان نداشته باشد و آنگاه بتواند دستورهاي عالي و مترقي اين دين حنيف را كه براي همين نظامات آمده و ضامن هدايت اين جريانها و تحولات و پيشرفتها است كاملا و به طور صحيح استنباط كند ؟ ! 


يك پيشنهاد مهم

در اينجا من پيشنهادي دارم كه براي پيشرفت و ترقي فقه ما بسيار مفيد است . اين را قبلا مرحوم آية الله حاج شيخ عبدالكريم يزدي اعلي الله مقامه فرموده اند و من پيشنهاد ايشان را عرض مي كنم . ايشان گفته بودند چه لزومي دارد كه مردم در همه مسائل از يك نفر تقليد كنند .

بهتر اينست كه قسمتهاي تخصصي در فقه قرار دهند ، يعني هر دسته اي بعد از آنكه يك دوره فقه عمومي را ديدند و اطلاع پيدا كردند تخصص خود را در يك قسمت معين قرار دهند و مردم هم در همان قسمت تخصصي از آنها تقليد كنند ، مثلا بعضي رشته تخصصي خود را عبادات قرار دهند و بعضي معاملات و بعضي سياسات و بعضي احكام ( احكام به اصطلاح فقه ) ، همانطوري كه در طب اين كار شده و رشته هاي تخصصي پيش آمده ، هر دسته اي متخصص يك رشته از رشته هاي پزشكي هستند ، بعضي متخصص قلب مي باشند ، بعضي متخصص چشم ، بعضي متخصص گوش و حلق و بيني و بعضي متخصص چيز ديگر . 

اگر اين كار بشود هر كسي بهتر مي تواند تحقيق كند در قسمت خودش . گمان مي كنم در كتاب " الكلام يجر الكلام " تأليف آقاي سيد احمد زنجاني سلمه الله اين مطلب از قول ايشان چاپ شده . اين پيشنهاد بسيار پيشنهاد خوبي است ، و من اضافه مي كنم كه احتياج به تقسيم كار در فقه و به وجود آمدن رشته هاي تخصصي در فقاهت ، از صد سال پيش به اين طرف ضرورت پيدا كرده و در وضع موجود يا بايد فقهاء اين زمان جلو رشد و تكامل فقه را بگيرند و متوقف سازند و يا به اين پيشنهاد تسليم شوند
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان