کد خبر: ۱۹۲۸۳
تاریخ انتشار: ۱۱ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۶:۵۴-01 September 2020
بین سال های 1900 تا 1903، ژاپن برای درهم کوبیدن قدرت فزاینده روسیه در این مناطق و نیز تلافی دخالت روسیه پس از جنگ چین و ژاپن و همچنین تضمین تفوق ژاپن بر کره، خود را برای یک جنگ محدود در کره و منچوری آماده می کرد؛ این کشور تا سال 1904 آماده عملیات بود.
استقرار ژاپنی ها در سرزمین اصلی، به خاطر تسلط یافتن بر دریا بود. از این رو نخستین گام اساسی عبارت بود از انهدام ناوگان خاور دور روسیه و تسخیر پایگاه اصلی آن یعنی پورت آرتور در دماغه شبه جزیره لیائوتونگ منچوری، گام دوم عبارت بود از انهدام نیروهای زمینی روسیه در منچوری.

استعداد دریایی روسیه در خاور دور، شامل هفت نبرد ناو قدیمی، نه رزمناو زرهی، 25 ناوشکن و حدود سی کشتی کوچک می شد. ناوگان اصلی در پورت آرتور مستقر بود؛ دو رزمناو در چمولپو (1) (اینچون) در کره و چهار رزمناو دیگر در ولادی وستک قرار داشتند. استعداد دریایی ژاپنی ها شامل شش نبرد ناو جدید، هشت رزمناو زرهی، 25 رزمناو و سبک، ناوشکن، 85 قایق تندرو و شانزده کشتی کوچک تر می شد. ارتش و نیروی دریایی ژاپن به لحاظ دکترین، آموزش و رهبری نسبت به ارتش و نیروی دریایی روسیه برتری داشت.
تحرکات آغازین

در هشتم فوریه 1904، بدون اعلان قبلی جنگ، قایق های تندرو ژاپنی یک حمله ی غافلگیرانه به ناوگان روسیه که در بندر پورت آرتور لنگر انداخته بود، صورت دادند و خسارات شدیدی به بار آوردند. در همان زمان، ناوگان نبرد اصلی ژاپنی ها به فرماندهی نایب آدمیرال هیاشیرو توگو (2) به آتش بارهای ساحلی و ناوگان روس ها از فاصله دور حمله کردند و سپس به محاصره ی بندر پرداختند و نیز یک اسکادران از رزمناوهای زرهی ژاپنی، دو رزمناو روسی را در چمولپو منهدم کرد.
در بیستم فوریه، ژاپن اعلام جنگ داد. یک هفته بعد ژنرال تامسادا کوروکی (3) که فرماندهی ارتش اول ژان را به عهده داشت در چپولپو پیاده شد و در کره به سمت شمال پیش رفت تا به رودخانه یالو رسید تا از آنجا عملیات در پورت آرتور را پوشش دهد.

در هشتم مارس آدمیرال پر انرژی و توانای روسی، استپان ماکاروف (4) فرماندهی ناوگان را در دست گرفت. وی فوراً توسط یک رشته از سورتی ها برای ایذا و اذیت رزمناوهای محاصره کننده ژاپنی اقدام کرد و در همین حال از برخورد با ناوگان نبرد توگو اجتناب نمود. در سیزدهم آوریل، ناو سرفرماندهی ماکاروف به یک مین برخورد کرد و با تمامی خدمه اش غرق شد. از آن به بعد کشتی های روسی به صورت جداگانه در بندر باقی ماندند. فقدان ماکاروف، برای روس ها یک فاجعه بود.
ژنرال آکسی کوروپاتکین (5) فرماندهی کلیه نیروهای رزمی را در خاور دور به عهده گرفت. در ماه آوریل، او شروع به تمرکز ساختن کلیه نیروهای موجود در سه گروه، در جنوب موکدن (6) نمود: ژنرال استاکلبرگ (7) با 35 هزار سرباز به طور مستقیم در شمال پورت آرتور با ژنرال کنت کلر (8) با 30 هزار نیرو برای محافظت از گذرگاه های غرب رودخانه یالد و یک گارد مقدم 7 هزار نفره تحت فرماندهی زاسولیج (9) گذرگاه های یالو را پوشش می داد. کوروپاتکین، خود را با 40 هزار سرباز به صورت نیروی ذخیره در لیائویانگ مستقر شده بود. یک نیروی دیگر، تحت فرماندهی ژنرال آناتولی استسل (10) در دژ نیرومند پورت آرتور استقرار داشت.

کوروپاتکین با تشخیص مزیت عددی اولیه ژاپنی ها اینگونه برنامه ریزی کرد که به آنها اجازه پورت آرتور را بدهد - مطمئن بود که توان نگهداری این نبرد را دارد - و در همین حال دست به عقب نشینی زد؛ و بدین ترتیب پیشروی ژاپنی ها در منچوری را به تأخیر می انداخت تا این که قوای تقویتی از روسیه برسند. با این حال، آدمیران یوگنی آلکسیف (11) که از جانب تزار به عنوان فرمانده کل قوا منصوب شده بود، بر تهاجم فوری اصرار داشت و دستور داد تا کوروپاتکین از نقشه صحیح خود دست بردارد.

در سی ام آوریل، ارتش اول کوروکی که به یالو رسیده بود با زاسولیچ رو در رو شد و زاسولیچ با نیرویی که از نیروی او بسیار برتر بود، وارد نبرد شد. زاسولیچ تار و مار شد و کوروکی به پیشروی در منچوری پرداخت.

در پنجم مه ارتش دوم ژاپن به فرماندهی ژنرال یاسوکاتا اکو (12)، در شمال شرقی پورت آرتور پیاده شد. این ارتش که در حال حرکت به سمت جنوب بود در موضع دفاعی قدرتمند روس ها در تپه نانشان (13) در باریک ترین بخش شبه جزیره متوقف شد. در همین زمان، ارتش چهارم ژاپن در تاکوشان (14) پیاده شد که در غرب دهانه رودخانه یالو قرار دارد. با تنگ تر شدن حلقه محاصره ژاپنی ها در اطراف پورت آرتور، آدمیرال آلکسیف به سمت شمال به طرف مرکز فرماندهی کوروپاتکین در لیائویانگ فرار کرد.

محاصره پورت آرتور؛ 1905-1904

تپه نانشان، پست نگهبانی استحکامات دفاعی پورت‌آرتور، در 25 مه توسط نیروهای اکو مورد حمله قرار گرفت و مدافعان آن مجبور شدند که با عجله عقب نشینی کنند. این تهاجم، به لحاظ وحشیگری نمونه ای از تهاجمات آتی ژاپنی ها بود. از دست دادن تپه نانشان، بندر دالنی (دایرن) (15) را بدون پوشش گذاشت و این بندر، به پایگاه ژاپنی ها تبدیل شد. اینک پورت آرتور، از زمین و دریا تحت محاصره قرار گرفته بود. ارتش سوم ژاپن به فرماندهی ژنرال مارسوکه نوگی (16) (کسی که پورت آرتور را از جنگ چینی ها در 1894 درآورد) شروع به تمرکز در دالنی کرد.

مجموعه دژهای پورت آرتور، شامل سه خط اصلی می شد. یک سنگر داخلی که پیرامون شهر قدیمی قرار داشت؛ دیوار به اصطلاح چینی که حدود 3700 متر (4 هزار یارد) آن طرف تر قرار داشت؛ حلقه ای از استحکامات سیمانی دائمی که توسط پایگاه ها و سنگرها به هم ارتباط داشتند و فراتر از آن، خاکریزهای بیرونی که شامل یک رشته تپه های استحکام یافته می شد که بعضی از آنها، کاملاً سازمان یافته و بعضی دیگر ناقص بودند. پادگان 40 هزار نفره و مجهز به 506 توپ دارای ذخیره کافی مواد غذایی برای یک محاصره در سطح متوسط بود.

استعداد نیروهای نوگی تا پایان ژوئیه به بیش از 80 هزار نفر با 474 توپ صحرایی و محاصره افزایش یافت. حتی این نیروی عظیم در مواجهه با حریفی ماهر برای تهاجمی موفق علیه چنین موضعی که بسیار استحکام یافته بود ناکافی می نمود. در هفتم - هشتم اوت، نوگی به تپه های شرقی خط دفاعی بیرونی حمله کرد و آنها پس از زد و خوردهای شدید تسخیر نمود. هدف او عبارت بود از رسیدن به برد توپخانه بندر و کشتی های محاصره شده روسی.

تزار به آدمیرال ویلگلم ویتگفت (17) (جانشین ماکاروف) دستور داد تا از خط محاصره گریخته و به اسکادران ولادی وستک بپیوندد که هنوز آزاد بود. در دهم اوت، ویتگفت حرکت خود را آغاز کرد و توگو به او نزدیک شد و بدین ترتیب، نبرد دریای زرد آغاز شد. توپخانه به ژاپن نسبت به توپخانه روسیه بسیار برتر بود و چهار نبرد ناو مدرن توگو نسبت به شش همتای قدیمی تر خود، گلوله های بیشتری پرتاب کردند.

هر دو ناوگان خسارات شدیدی متحمّل شدند. یک گلوله به ناو سرفرماندهی ویتگفت اصابت کرد و باعث به هلاکت رسیدن آدمیرال شد. به دنبال این امر، در میان ناوگان روسیه اغتشاش و سردرگمی روی داد و کشتی های روسی دست به فرار زدند، یکی از آنها غرق شد و کشتی های دیگر سریعاً به طرف بنادر بی طرف حرکت کردند و اکثراً به پورت آرتور بازگشتند.

در چهاردهم اوت، چهار رزمناو زرهی ژاپن به طور ناگهانی به سه کشتی باقی مانده اسکادران ولادی وستک در تنگه کره حمله کردند که یکی از آنها غرق شد و بقیه فرار کردند؛ ژاپن اینک تسلط کامل بر دریا پیدا کرده بود.

نوگی حملات خود را به پورت آرتور در نوزدهم اوت از سر گرفت. ژاپنی ها در یک حمله فشرده از جلو، از شمال شرقی ضرباتی وارد ساختند. آتش مسلسل روس ها مهاجمان را دائماً دور می کرد؛ نوگی در 24 اوت، دستور قطع حملات را صادر کرد. او تپه ی 174 متری و سکوی آتش باری مستقر در استحکامات دفاعی شرقی را تسخیر کرده بود، اما دیگر مواضع روس ها دست نخورده باقی مانده بود. نوگی، با فراخواندن توپخانه سنگین محاصره، کار نقب زنی و مین گذاری اصولی استحکامات را آغاز کرد. در یک حمله دیگر از جلو، در 29 سپتامبر، به اکثر اهداف دست یافته شد اما تپه 203 متری، یعنی نقطه کلیدی سیستم دفاعی در برابر کلیه حملات مقاومت می کرد.
توپخانه محاصره ژاپنی ها از جمله نوزده هویتزر 28 سانتی متری که گلوله های 500 پوندی را به فاصله 9100 متری (10 هزار یاردی) پرتاب می کردند، رسیدند. گلوله باران مداوم استحکامات دفاعی روس ها را مرتب می کوبید. در سی ام اکتبر، ژاپنی ها به طور همزمان به خاکریزهای شمالی و شرقی حمله کردند. یک بار دیگر پیاده نظام ژاپن، با ستون های نزدیک به هم به طور مکرر سعی می کرد تا راه خود را از میان باران آتش مسلسل، توپخانه و نارنجک دستی باز کند، اما با دادن تلفات زیاد عقب زده شد. در دژ، غذا در حال کمیاب شدن بود و به فهرست بیماران افزوده می شد. خبرهایی مبنی بر اینکه ناوگان بالتیک روسیه لیبائو (18) را ترک کرده است، باعث تقویت روحیه مدافعان می شد، اما محاصره کنندگان را نیز تحریک می کرد.

در 26 نوامبر، نوگی پنجمین مهاجم عمومی خود را آغاز کرد که در کلیه نقاط دفع شد. او اینک بر موضع تپه 203 متری تمرکز کرده بود. سنگر عظیمی که به وسیله سیم های خاردار محاصره شده بود و در کنار آن تپه استحکام یافته کوچکتری وجود داشت که تنها 3700 متر (4 هزار یارد) از بندر فاصله داشت. اگر این موضع به دست ژاپنی ها می افتاد، ناوگان روسیه محکوم به شکست بود. گلوله باران نوک تپه ادامه یافت. از 27 نوامبر تا چهارم دسامبر، ژاپنی ها با موج های متوالی دست به حمله زدند. دو بار ضدّ حمله های روس ها را گروه هایی که جای پایی در این سنگر عظیم به دست آورده بودند، عقب زدند. آخرین گروه از 2200 مدافع، پس از آن که حدود 11 هزار ژاپنی کشته شدند، بر مقاومتشان فائق آمده شد. روز بعد آتش توپخانه ژاپنی ها از تپه، ناوگان روسیه را مورد هدف قرار داد. ناوگان توگو به سمت پایگاه خود حرکت کرد تا مجدداً تعمیر و بازسازی شود.
تهاجمات ژاپنی ها علیه استحکامات دفاعی شمال دژ، علی رغم یخبندان و برف سنگین، ادامه یافت. آخرین استحکامات در روز اول ژانویه 1905 سقوط کرد.

در دوم ژانویه، استسل حدود 10 هزار نفر از بازماندگان پادگان خود را که افرادی سالم، اما قحطی زده بودند، تسلیم کرد. ژاپنی ها مقادیر عظیمی توپ، سلاح های کوچک و مواد غذایی (که بازتاب سوء مدیریت استسل بود) را تصرّف کردند.
عملیات در منچوری مرکزی

در چهاردهم ژوئن 1904، استاکلبرگ پیشروی خود را به سمت پورت آرتور متوقف کرد و در تلیسو (19) سنگر گرفت و با ارتش دوم اکو، رویارو شد. استاکلبرگ به دنبال یک برخورد شدید عقب نشینی کرد تا از احاطه اجتناب کند. اکو که در حال پیشروی بود به نیروهای روسیه در تاشیچیا (20) حمله کرد که به طور موفقیت آمیزی ژاپنی ها را در طی عملیات تأخیری شکست داد.
در هفدهم ژوئیه، گروه دفاعی کلر در جنوب شرقی لیائویانگ به کوروکی که از یالو پیشروی می کرد، حمله کرد؛ کلر عقب زده شد. هنگامی که کوروکی خود در 31 ژوئیه حمله کرد، نبرد به بن بست کشیده شد.

کوروپاتکین شروع به عقب کشیدن گروه های مقدم خود به لیائویانگ کرد، یعنی جایی که نوک ارتش های کوروکی، نودز (21) (که از ساحل می آمد) و اکو با هم تلاقی می کرد. د راواسط اوت، فیلد مارشال آیوائو اویاما (22) فرماندهی کل نیروهای رزمی ژاپن را به دست گرفت.

اویاما، از 25 اوت ارتش های خود را علیه مواضع سازمان یافته کوروپاتکین گرد آورد. استعداد نیروهای اویاما، مجموعاً به 125 هزار نفر در برابر 158 هزار روسی می رسید که توسط یک سپاه از اروپا تقویت شده بود. کوروپاتکین، دست به تهاجم زد اما توسط ضد حمله های قدرتمند ژاپنی ها متوقف شد. تهاجم دیگری علیه ارتش اول کوروکی در جناح چپ ژاپنی ها دفع شد. تاکتیک های تجاوزگرانه ی ژاپنی ها بر برتری عددی فائق آمد. نتایج نبرد لیائویانگ غیرقطعی بود، اما کوروپاتکین به شکست خود باور داشت و عقب نشینی اصولی و خوب اداره شده ای را از شمال به سمت موکدن آغاز کرد؛ اویاما به تعقیب او پرداخت.

کوروپاتکین در رودخانه شاهو (23) در پنجم اکتبر به نیروهای اویاما حمله کرد. وی تلاش اصلی خود را معطوف به ارتش کوروکی جناح راست ژاپنی ها کرد. در حالی که کوروکی زمین گیر شده بود تا در برابر حمله روس ها مقاومت کند، اویاما علیه قسمت مرکزی نیروهای روسیه که تضعیف شده بود به ضدّ حمله دست زد. تهاجم شدید ژاپنی ها، نهایتاً باعث شد که کوروپاتکین تهاجم خود را متوقف کند تا قسمت مرکزی نیروی خود را بازسازی کند. هر دو طرف تلاش های خود را در شانزدهم اکتبر، بدون کسب نتیجه قطعی از سر گرفتند. هر دو ارتش که فرسوده بودند، زمین گیر شدند.

کوروپاتکین که نیروهای تقویت شده اش در قالب سه ارتش سازمان یافته بودند، بار دیگر در 26 ژانویه در ساندپو (24) (هیکوتای (25)) دست به تهاجم زدند. او امیدوار بود که ارتش های اویاما را پیش از آن که نیروهای نوگی از پورت آرتور برسند، درهم بکوبد. روس ها که در طوفان برف سنگین دست به حمله زده بودند، به پیروزی نزدیک شدند. پس از دو روز عملیات شدید، ضدّ حمله های اویاما موقتاً به بن بست کشانده شد و روس ها دست به عقب نشینی زدند.

درست در جنوب موکدن، دو ارتش سنگر گرفته که هر یک حدود 310 هزار استعداد نیرو داشتند، در یک جبهه 64 کیلومتری (40 مایلی) با یکدیگر مواجه شدند. اویاما، طی عملیاتی که در 21 فوریه شروع شد تلاش کرد تا روس ها را احاطه کند؛ حملات و ضدّ حمله ها به دنبال یکدیگر رخ دادند. نهایتاً، جناح راست روس ها تا آنجا عقب زده شد که کوروپاتکین در مورد امنیت خطوط ارتباطی خود به هراس افتاد. در هشتم مارس، او به شیوه ای استادانه عقب نشینی کرد و به تیلینگ (26) و هاربین (27) رفت؛ در حالتی که شکست خورده بود اما نیروهایش منهدم نشده بودند. بر روی زمین عملیات هماهنگ دیگری صورت نگرفت.

رشته عملیات دریایی تسوشیما

ناوگان بالتیک روس ها به فرماندهی آدمیران زینووی رژدستاوینسکی (28) در پانزدهم اکتبر 1904، بنادر خانگی خود در رول (تالین) (29) ولیبائو (لیئپایا) را ترک کرد و پس از مشکلات و تأخیرات بی پایان، به خلیج وان فونگ (30) در هندوچین فرانسه رسید که در آن روس ها خود را برای جنگ آماده می کردند. در چهاردهم مه، ناوگان به سمت ولادی وستک حرکت کرد: هشت نبردناو، هشت رزمناو، نه ناوشکن و چندین کشتی کوچک.

این نیرو که به لحاظ استعداد بر روی کاغذ بسیار مهیب بود، ترکیبی از شناورهای کهنه و از رده خارج بود. ناوگان توکو که در حالت انتظار به سر می برد، شامل چهار نبرد ناو، هشت رزمناو، 21 ناوشکن و 60 قایق تندرو می شد.

روژدستونسکی، زودتر در 27 مه با آرایش خط راست وارد تنگه تسوشیما شد و منتظر نبرد باقی ماند. توگو در شمال غربی با همین آرایش حرکت می کرد. عملیات در اوایل بعدازظهر، با بُرد 5900 متری (6400 یاردی) آغاز شد. توگو با سرعت 15 گره از روس ها که با سرعت 9 گره حرکت می کردند، سبقت گرفت و سریعاً دو نبرد ناو و یک رزمناو را از عملیات انداخت. توگو، به شیوه درخشانی نیروی سریع تر خود را در اطراف نیروهای درمانده روس مانور داد. تا غروب روژدستونسکی زخمی شده بود، سه نبردناو (از جمله ناو سرفرماندهی او) غرق شده بودن و روس های باقی مانده که اینک تحت فرماندهی آدمیرال نبوگاتف (31) قرار داشتند در حالت سردرگمی دست به فرار زدند. توگو رزمناوهای زرهی، ناوشکن ها و قایق های تندرو خود را آزاد گذاشت تا به حملات مکرر به نیروهای فرسوده روس ها در سرتاسر شب بپردازند.
روز بعد، انهدام نیروهای روس تکمیل شد. یک رزمناو و دو ناوشکن به ولادی وستک رسیدند؛ سه ناوشکن به مانیل رفتند و بازداشت شدند. بقیه ناوگان روسیه غرق شدند و یا به اسارت درآمدند و 10 هزار نفر تلفات دادند. ژاپنی ها، تنها سه قایق تندرو را از دست دادند و تلفات آنها، در کل کمتر از 10 هزار نفر بود.
پیمان پورتسموث

هر دو طرف آماده صلح بودند. اهداف جنگ محدود ژاپن به دست آمده بود؛ روسیه که در آتش نارضایتی داخلی می سوخت، تمایلی برای ادامه نبرد نداشت. از طریق تلاش های تئودور روزولت رییس جمهور آمریکا، مذاکرات صلح در پورتسموث، نیوهپشایر منجر به عقد یک پیمان شد. روسیه، پورت آرتور و نیمی از جزیره ساخالین را واگذار کرد و منچوری را تخلیه نمود و کره در حوزه نفوذ ژاپن درآمد.
نتیجه گیری

به لحاظ تاکتیکی، جنگ بر روی زمین ارزش دفاعی عظیم مسلسل و ارزش تهاجمی آتش توپخانه غیرمستقیم را آشکار کرد. (ناظران غربی از درک کامل درس مسلسل غافل ماندند). سرباز روسی، بار دیگر شجاعت بردبارانه خود را تحت شرایط سخت نشان داد. ژاپنی ها، مهارت حرفه ای و تعهد متعصبانه ی خود را در راه انجام وظیفه به نمایش گذاشتند. نبرد تسوشیما- یعنی آخرین عملیات ناوگان بزرگ نبرد ناوهای زره پوش پیش از عصر کشتی های جنگی فعلی - همچنین بزرگ ترین نبرد دریایی نابودسازی از زمان نبرد ترافالگار نیز محسوب می شد. این نبرد، بر این نکته تأکید کرد که هنر دریانوردی و توپخانه، همچنان برای پیروزی در دریا امری اساسی به شمار می آیند. پیروزی ژاپن در جنگ، به لحاظ روانی و سیاسی نقطه عطفی در تاریخ جهان محسوب شد. آسیا چشمش به این حقیقت باز شد که اروپایی ها همواره شکست ناپذیر نیستند؛ مفهوم «تفوق سفید پوستان» بیشتر مجازی جلوه گر شد تا واقعی.

منبع: ترور نویت، دوپویی؛ (1381) تاریخ جنگ ها، پیروز ایزدی، تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دانشکده فرماندهی و ستاد معاونت پژوهش،

سعید صفرپور : تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان