کد خبر: ۱۹۲۸۲
تاریخ انتشار: ۱۱ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۶:۴۳-01 September 2020
در هر افسانه ای یک هسته ای از واقعیت وجود دارد و یک خرمن قصه پردازیهای تخیلی. اینجا هم همینطور.اینکه طبیعتا بعد از پایه گذاری دولت فدرال آلمان ارزش افزوده به وسیله کار خلق شده است.ولی، سرمایه از کجا آمده، مواد خام از کجا آمده، سفارشات از کجا آمده و قبل از همه وامها از کجا تامین شده؟
رشد و شکوفایی اقتصادی آلمان غربی بعد از جنگ دوم جهانی همواره یکی از دلایلی است که طرفداران مصالحه و به قولی تسلیم به آمریکا آنرا ارائه می دهند وبه طور ضمنی استدلال می کنند که حتی تسلیم به آمریکا هم لزوما به معنی ضدیت با منافع ملی نیست. در اینجا فیلم مستندی را ارائه می دهیم که رشد آلمان پس از جنگ را از زوایای دیگری، زوایایی که به قول گابی وبر سازنده فیلم، هیچ کس علاقه ای به دانستن آن ندارد، نشان می دهد و با استناد به مدارکی که بدست آورده پرده از عوامل عمده تری از آنچه که تا کنون گفته می شده بر می دارد.

میدانیم که دو موئلفه مهم در رشد و توسعه اقتصادی، یکی سرمایه انباشته شده و دیگری نیروی کاراست. تا کنون در آلمان چنین نشان داده می شد که از این دو موئلفه، سرمایه را آمریکایی ها با طرح مارشال به آلمان ارائه دادند و نیروی کار هم سخت کوشی و تلاش قهرمانانه آلمانیها تضمین کننده آن بوده که نتیجه آن، رشد اقتصادی معجزه آسای آلمان بعد از جنگ دوم جهانی است، که شاهد آن بودیم.

در این فیلم چیز دیگری را با رائه مدارک مستند به ما می گوید. یعنی عامل سرمایه را، که به گفته سازنده فیلم نقش تعیین کننده داشته، به شکل دیگری مطرح می کند. البته در این فیلم به نقش نیروی کار نمی پردازد ولی همه ما نقشی که نیروی کار کارگران مهاجر ترک در زمان بعد از جنگ در آلمان داشته کما بیش خبر داریم که خود به یک گزارش دیگری نیاز دارد.

متاسفانه برایمان امکان ترجمه تمام فیلم فعلا به دلیل نبود امکانات مالی و پرسنلی فراهم نیست (که شاید بعدها انجام شود) ولی خلاصه ای از فیلم با ترجمه نوشتاری بخشهایی از آن را برایتان می آوریم. قبل از اینکه به خود فیلم و نقل داستان بپردازیم ابتدا توجه تان را به ترجمه مصاحبه سازنده فیلم با سایت ناخ دنک زایته جلب می کنیم که در آن روند ساخت فیلم و چگونگی دستیابی به مدارک را توضیح می دهد که باعث می شود تا حد زیادی در جریان موضوع قرار بگیرید. اسامی کلیدی در ترجمه به حروف لاتین هم آورده شده تا کسانی که به زبان آلمانی و یا انگلیسی آشنایی دارند بتوانند با سرچ این کلمات به انبوهی از اطلاعاتی که در اینترنت موجود است مراجعه کنند.




مطلب زیر گفتگویی است که ینزبرگر Jens Berger از سایت ناخ دنک زایته[1] با گابی وبرGaby Weber سازنده فیلم مستند «یک هدیه آسمانی : چگونه دایملر بنز پولهای نازی را شستشو داد Ein Geschenk des Himmels – wie Daimler-Benz Nazigold waschen durfte» انجام داده. این فیلم سند مهمی در توضیح و تشریح زوایایی دیگری از دلایل رشد آلمان بعد از جنگ دوم جها نی است، زوایایی که سعی شده در تاریکی نگه داشته شود تا از این شکوفایی اقتصادی بتوان به بهترین شکل بهر برداری ایدئولوژیکی کرده وعوامل رشد را آنچنان که مصلحت است معرفی و به عنوان راه حل به ملتها بفروشند.

پیش نویس مصاحبه که توسط ینز برگر نگا شته شده:

افسانه ای بیان می کند، که ما بازسازی خود را مدیون «لودویگ ارهارد»Ludwig Erhard هستیم که وزیر اقتصاد «آدرناور» Konrad Adenauer بود و بعد هم صدراعظم شد. البته که واقعیت چیز دیگری است. ما باید شکوفایی اقتصادی خودمان را کاملا مدیون کسی دیگر باشیم: مدیون «جورج آنتونیو» Jorge Antonio آرژانتینی، فرد سمت راست «پرون»Juan Perón رئیس جمهور آنزمان آرژانتین و کسی که پولهای نازی ها را برایمان شست. تشکیلات ارهارد و به طورمشخص با اجازه آمریکا، از 1949 با دایملربنز در یک سکوت بزرگ، سرمایه هایی را که صنایع آلمان در طول جنگ دوم جها نی در سوئیس مخفی کرده بودند، شستشو دادند و افراد نازی آنرا به شکل مخفی درقالب کارخانه مرسد بنز آرژانتین به آنجا انتقال دادند. آنچنان که بعد ها طبق قضاوت قاضی امپراطوری آنتونیو یک سازمان غول پیکر بود. پول شویی؟ آه ایوو! » این یک هدیه آسما نی برای آلمانیها بود» که آنتونیو، با رضایت در کارخانه اش مستند کرد. چگونه این سیستم با دستکاری ارزی، دزدی مالیاتی، فساد و حسابهای سیاه، عملی شده، «ینز ورنیکه» Jens Wernicke با «گابی ورنر» Gaby Weber ژورنالیست و برنده جایزه رسانه های آلترناتیو، در یک فیلم مستند آنرا روشن می سازند.




برگر: خانم وبر، هر کشوری افسانه های خودش را دارد؟ حد اقل باید گفت که فیلم اخیر شما اینطور شروع می شود.
وبر: بله ، و آنهم با یک انیمیشین 90 ثانیه ای راجع به این افسانه که برای همه مردم فرضی را ایجاد کرده که کمتر و یا حتی اصلا با واقعیت ارتباطی ندارد.
یکی از افسانه های ما افتخارمان بر «بازسازی مان» است، بر زنان آواربردار و شکوفایی اقتصادی مان. یعنی هیچ، کاراحیا شده واستعداد توانمندیمان، در نهایت مدرک برتری ملی ما شده است.
و هر چیزی که با این عقیده ناسازگار است هم، اصلا مورد توجه قرار نمی گیرد.

برگر: و این افسانه ها را شما برنمی تابید، چونکه؟
وبر: این افسانه ها واقعیت را می پوشانند، و فقط کسی که به واقعیتها توجه دارد می تواند با سیاست عمل کند. همه چیرهای دیگر فریب دادن خود است، راحت است، ولی در یک حباب هوا است.
من آگاهانه می گویم «ما»، چونکه روحیه انتقادی هم در آلمان از پولهای شسته شده نازیها بعد از جنگ دوم جها نی عینا نفع داشته اند. اگر چیزی شبیه طرح مورگنتاو Morgenthau-Plan به اجرا در آمده بود، حتی نسل من موضع دیگری می داشت.

برگر: یعنی نقشه وزیر اقتصاد آمریکا «هنری مورگنتاو» برای آلمان بعد از جنگ، که به یک کشورکشاورزی تغییر یابد، تا برای مدت طولانی از آن جلوگیری شود که آلمان دوباره یک جنگ تهاجمی را ایجاد کند…
وبر: دقیقا. به جای آن ، همچنانکه تاریخدان «کارل هاینس روت» در یک مصاحبه با من بیان داشت » دولت فدرال شریک جوان آمریکا در جنگ سرد»گردید. و در نتیجه این شریک بعدا هم اجازه دارد جایی که لازم است از پول شویی استفاده کند.

برگر: در این افسانه که «ما آلمانیها شکوفایی اقتصادیمان را از راه تلاش بدست آورده ایم» چه چیزی دقیقا درست نیست؟
وبر: در هر افسانه ای یک هسته ای از واقعیت وجود دارد و یک خرمن قصه پردازیهای تخیلی. اینجا هم همینطور.اینکه طبیعتا بعد از پایه گذاری دولت فدرال آلمان ارزش افزوده به وسیله کار خلق شده است.ولی، سرمایه از کجا آمده، مواد خام از کجا آمده، سفارشات از کجا آمده و قبل از همه وامها از کجا تامین شده؟
چیزی را که ما تحت عنوان مارشال پلان می فهمیم، قطعیتی برای شکوفایی اقتصادی مذکورندارد چون کشورهای دیگر اروپا هم ازطرح مارشال برخوردار بوده اند. نقش تعیین کننده برای رشد آلمان، جاری ساختن ثروتهای دخیره شده در کشورهای بی طرف و قبل از همه در سوئیس بود.

برگر:این جاری سازی دقیقا چگونه عملی شده؟
جزئیات در فیلم تشریح شده است و مثل همیشه، با ارائه تعداد کافی مدارک مستند. من آرشیو کمیسیون تجسس جورج آنتونیو را پیدا کردم، این مدارک دراسناد دور ریخته ی متعلق به یک بانک خصوصی شده بود. امپراتوری مرسدس بنز تصرف شده بود، شامل تمام مدارک و دفاتر حسابداری مربوط به صندوقهای سیاه، حسابداری دوبل و دستکاری های ارزی.
تصرف امپراتوری از 1955 انجام شد، وقتی که رئیس جمهور آرژانتین به وسیله کودتای ارتش از کار برکنار شده بود، و این در روزنامه ها آمد. این یک شرح طولانی دارد. قابل توجه اینکه آمریکا علیه این بنگاه عظیم پولی که حقوق کشورهای فاتح را نقض کرده بود، هیپگاه رسما شکایتی انجام نداد.
در گزارش «آیزن اشتات Eizenstat» که خیلی هم شادمانی بهمراه داشت، یعنی گزارش استوارت آیزن اشتات[دیپلمات آمریکایی و سفیر آمریکا در اتحادیه اروپا و سپس معاون وزیر اقتصاد در زمان کلینتون] راجع به پول شویی نازی ها ، از یک طرف به مشخص شدن نقش بانکهای سوئیسی رسید، که آیزن اشتات توانست بعد به جبران خسارت مجبورشان کند، و از طرف دیگر به یک نوش دارو بعد از مرگ سهراب[2]، بدون آنکه کلمه ای از صنعت عظیم پول شویی آرژانتین در آن نام ببرد.
در این مورد من در آرشیو آمریکا تعداد کافی مدارک از او اس اس OSS(اداره خدمات استراتژیک) و ارتش پیدا کردم در باره ترسشان از اینکه نکند که بعد از جنگ جهانی آنچنان وضعیتی دوباره تکرار شود، که بعد از جنگ اول جهانی هم بوجود آمده بود: یعنی یک اتحاد بین باندهای راست افراطی و صنایع بزرگ آلمان.
در این باره سازمان مخفی او اس اس OSS بین خواسته «نرمال» صنایع، که ذخایرشان را دوباره به جریان اندازند، و به جریان انداختن پولهای دزدیده شده دولت نازی، فرق گذاشته بود. یک تفاوت همراه با تردید، چرا که صنایع در طول حاکمیت ناسیونال سوسیالیستها به صورت تنگا تنگی با رژیم نازی ها در هم تنیده بودند و به این وسیله منافع عظیمی را توانسته بودند بدست بیاورند، به وسیله اشتغال حاصل از کار اجباری، الحاق موسسات و مواد خام در کشورهای اشغالی و تجهیز ارتش. یک تفاوتی بین این و هر خواسته دیگری یا این یا هر پول دیگری وجود ندارد.

برگر: منشا پول چی بود، که آنجا باید دوباره جاری می شد؟ و از چه مقداری اینجا ما صحبت می کنیم؟

وبر: تخمینهای بسیاری وجود دارد، و این دشوار است، که آنرا با مقادیر امروزی مقایسه کنیم، جورج آنتونیو خودش از 100 میلیون دلار قدرت خرید آنروز صحبت می کرد. ولی فاکت وجود دارد که او یک امپراتوری واقعی داشته.

اگر مقایسه میخواهید بکنید، برابر است با یک مرکز قدرت مالی شامل مجموع » دویچه بانک»، «دایملر»، «فولکس واگن» و «ب ام و» با هم. این امپراتوری در زمان کوتاهی از «هیچ» بر پا گردید، و او و دایملر حتی یک پرداخت از طریق بانک هم نتوانستند ارائه دهند که چگونگی جریان این موج سرمایه به آرژانتین را بتواند توضیح دهد.

در آخر آنتونیو و دایملر ده ها شرکت سهامی که در معدن، در تجارت محصولات کشاورزی، در صنایع تسلیحاتی و طبیعتا در اتوموبیل سازی که یک نقش تعیین کننده در آمریکای لاتین داشت، بدست آوردند.

آنها یک صنایع عظیمی را در زمینهای تحت تصرف آلمانیها و تحت کنترل آلمان بنا کردند. و آنها رهبران نازی را که در رده مهمی بودند به خارج منتقل کردند و از طریق همه این اقدامها یک شستشوی تمام عیار از طلاهای قربانیان و طلاهای دزدیده شده انجام شد که به لطف آن صنایع آلمان توانست دوباره تسکین یافته و بعد شروع به رشد کنند.

برگر: چه تفاوتی هست میان طلاهای قربانیان و طلاهای دزدیده شده؟ و در نهایت ما در این دسته بندی ها صحبت از پول می کنیم؟
وبر: باید اینرا تفاوت گذاشت، گرچه در این فیلم من قبل از همه به طلاهای دزدی و همچنین به منافعی که صنایع با کمک دولت نازی توانسته بودند جمع آوری کنند، پرداختم، مانند بهره کشی به وسیله کار اجباری. طلای قربانیان و دریافت اس اس و برداشت از دارایی یهودیان، به صندوق دولت جاری می شد و مخارج جنگ را تامین می کرد. احتمالا بعضی از نازی ها هم اخاذی می کردند، ولی برای من زیان دیده گان بزرگ مد نظر بوده.
در مقابل منظور از طلای دزدی، عنیمت جنگی است که ارتش آلمان تصرف میکرده، وقتی که او بانکهای مرکزی کشورهای اشغالی را تخلیه می کرده و این کشورها را به وامهای اجباری مجبور می کرده – مثل یونان. نسبت طلاهای قربانیان به طلاهای دزدی برابر یک به ده است.

برگر: و ذینفع ها اینجا دقیقا چه گروههایی بودند؟
وبر: همه صنایع بودند، نه تنها دایملر. دایملر در آرژانتین مسئولیت پیش قراول را داشت، چونکه شرکتهای دیگر مثل زیمنس، کروپ، و هوخ تیف پیشتر قبل از جنگ در آرژانتین سرمایه گذاری مستقیم داشتند، سپس در 1945 به عنوان اموال دشمن تصرف شده بود. بایستی اینجا یک بنگاه غیرمکلف می بود، که این از اونتر تورکهایم آمد[منظور دایملر است که مرکز آن در اونتر تورکهایم می باشد].

برگر: در مدارکی که شما در فیلم ارائه می دهید همچنین صحبت است از «قدرت آلمان جدید » ، که به دنبال آنست. و از حمایت یک حزب نازی که در زیر زمین حرکت می کند. از یک «نقشه بعد از شکست» مربوط به فاشیستهای آلمان. هارتر توباک. سندی در این مورد وجود دارد؟
وبر: این سندی از آرشیو آمریکا است. علاوه بر آن دایملربه من اجازه ورود به آرشیو خود را داد، من مدارکی از کشورهای مختلف جمع آوری کردم، ولی تعیین کننده مدارکی بودند که مصادره شده بود و به وسیله من دوباره ردیابی شده بود. مدارک مربوط به «کمسیون تجسس در باره جورج آنتونیو»، آنجا مدارک اثبات کننده و گفته های شاهدان وجود داشت.
و بله فاشیستهای آلمانی نقشه خیلی مشخصی را برای بعد از شکست داشتند، که آنها میخواستند با کمک صنایع آلمان دوباره به قدرت و تاثیر گذاری دست یابند.

برگر: چه نقشی را لودویچ ارهارد در بین همه اینها داشت؟
وبر: ارهارد – بر خلاف افسانه – در زمان جنگ جهانی دوم یک نماینده مهم در سیاست توسعه طلبی ناسیونال سوسیالیستها بود. او از ابتدا، همراه پول شویی بود و همچنین به آرژانتین سفر کرد.
جورج آنتونیو در مصاحبه به طور شفاف گفت که او قبل از اینکه این بنگاه بزرگ پول شویی را براه اندازد، می خواست مطمئن شود و همراه ارهارد وهاسپل رئیس دایملرپیش» مک کلوی» کمیسار عالی آمریکا بودند که او[مک کلوی] گفته : انجام دهید، شما تایید مرا دارید.
پس، وقتی مسئولین آمریکایی امروز اینطور نقش بازی میکنند که آنها هنوز هم به دنبال طلاهای نازی در جستجو هستند، این یک یاوه محض است. همه اینها زیر نظر آنها انجام شد، و وقتی که امپراتوری در 1955 مصادره شد و تهدید این بود که رو هوا برود، دوباره آنجا آمریکا حاضر بود که سرمایه گذاری دایملردر آرژانتین را نجات دهد. یک کلمه هم در این مورد منتشر نکردند.

برگر: و چرا آمریکا این رفتار را داشتند؟ منظورم اینست: قدرتهای پیروز بعد از جنگ ادعای میزان غرامت بالایی داشتند؟
وبر: اینها همه تحت جنگ سرد جریان یافت، که حد اکثر 1947 آغاز شد. و خصارتها تا به امروز پرداخت نشده. چگونه جبران خسارت شد. خیلی توصیه می کنم کتابی را که به زودی منتشر خواهد شد » بدهی و بدهی ها: وامهای حکومتهای اشغالی آلمان در یونان و اروپا» از کارل هاین روت، که دقیقا این موضوع باز شده است.
|روت» برآورد می کند که آلمان یعنی «ما آلمانیها» بعد از 1945 در پرداخت غرامت – حقوق باز نشستگی و غیره- بالای 300 میلیارد یورو به مجرمان جنایتکار نازی پرداخت کرده ایم و به قربانیان بین 50 تا 60 میلیارد.
و از این غرامتِ کم هم، مثل همه به اصطلاح شرایط پرداخت غرامت، نیمی از این پول با نقض پیمان، در جنگ سرد به کار برده شد، یعنی خریدن یهودیان از شوری که در آن سیا علایق بزرگی داشت.

برگر: ولی دستورمصادره همه پولهای آلمان به وسیله بند پنج قانون شورای کنترل در سی ام اکتبر 1945 داده شده.
وبر: ولی در جمهوری فدرال اجرا نشد. اتحاد غربی ها در چهار چوب عملیات پناهگاه امن حسابهای شرکتهای آلمانی را در سوئیس رد یابی کردند- من لیست آن را دارم- ولی عملیات به خودی خود خوابید، چونکه آلمان دوباره به عنوان شریک جوان مورد نیاز بود و یک شریک جوان طبیعی است که باید پول داشته باشد.
و وقتی هم که پول کثیف است طبق این منطق، مهم نیست . من به آنتونیو گفتم که این پول کثیف بود. او جواب داد خیلی کم، که برای او این مهم نبود، او یک کارخانه کامیون سازی می خواسته و آنرا بدست آورد.

برگر: چرا همه اینها تا به امروز اصلا و یا فقط کمی شناخته شده؟.
وبر: چون همه ما تمایل داریم به این افسانه باور داشته باشیم: آلمانیها به عنوان فعال دوباره ساز، آمریکائیها به عنوان ضد فاشیست از اعماق قلب، اسرائیلی ها به عنوان جویندگان نازی و آرژانتینیها به عنوان متخصص مهاجران نازی، که قبل از همه به وسیله آن به بازسازی صنایع ملی خود شان کمک کرده اند.
همه چیز خیلی قشنگ، ولی اشتباه. روزنامه نگاران می توانستند اینجا فاکتهایی را روی میز بگذارند، ولی جستجو به دنبال مدرک زحمت داردو اغلب از طرف سردبیران اصلا مورد دلخواه نیست. ما میخواهیم » خوب» باشیم و نویسنده ها هم همچنین.

برگر: فاشیسم هیتلری در آلمان است بهرحال… مثل قبل همه چیز غیر از آن است که کار شده؟.
وبر: در نهایت این حاصل دوازده سال کار سخت است. کمتر زما نی وجود دارد که راجع به آن اینهمه نوشته شده باشد. همچنین صنعت فیلم همیشه یکی از دریافت کنندگان سپاسگذار بوده.
ولی جای یک نگاه نقادانه خالی است. و این [نگاه نقادانه] آرشیو های جدید را بر روی مان باز می کند، مثلا آرشیو صنایع، همچنین بنگاههای امریکایی مثل صنایع نفت آمریکا. دایملر یک بخش از آنرا اجازه داد ببینم، ولی من شک دارم که آن تمام صحنه بوده باشد.

برگر: تحقیقات شما اکنون چه عواقبی دارد؟
وبر: از نظر حقوقی هیچ. روت و توم آدلر که سالیان زیاد مشاور دایملر بود ولی عقیده دارند که بعد از اینکه دنیا به ما بعد از جنایات نازی ها یک شانس دوباره داد – ماهم باید به دیگران شانس دوباره بدهیم، یونان به عنوان مثال ، و اینکه اینجا هنوز پرداختها پا برجا ایستاده اند.
آخرین کلام در فیلم را ولی یک مشاور آرژانتینی مرسدس بنز داشت که به این اشاره کرد که آرژانتینیها و کشورهای نیمکره جنوبی این شانس دوم را که آلمان دریافت کرد، بدست نیاوردند: مشکل بدهی کشورهای خارج حل نشده و در آینده نزدیک شدیدتر هم خواهد شد. سازمانهای بین المللی همچنان موفق نشده اند یک توافقی را ایجاد کنند که چگونه یک کشور از ورشکستگی بیرون آید. معلوم است که دنیای مالی بین المللی ممانعت می کنند، چرا که این ممانعت در راستای منافعشان است – که باید با گرسنگی پرداخت شود.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان