کد خبر: ۱۹۲۷۶
تاریخ انتشار: ۱۱ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۴:۵۶-01 September 2020
سوال اینجاست شاهنامه چه نسبتی با حقیقت دارد؟ آیا شاهنامه بازتاب حقیقت عریان وعلمی است؟
عصراسلام: گروهی بر این عقیده‌اند که شاهنامه همان خدای نامه های پیشین است که فردوسی گام به گام آنها را بی هیچ دخل و تصرفی به نظم در آورده است وسراینده به منابع پیشین وفادار بوده است؛ در این صورت،شاهنامه کتابی است شبیه تاریخ طبری؛از نگاه اینان تنها امتیاز شاهنامه،موسیقی بیرونی یا وزن عروضی است که این کتاب را در ذهنها زنده نگه داشته است.

این گروه سعی می کنند اشخاص داستانهای اورا حقیقی بدانند، زمان و مکان را زمان و مکان های واقعی تصویر،و مرزهای جغرافیایی ایران و توران ترسیم کنند.

عیب این نگاه آن است که شاهنامه را تا حد یک کتاب علمی مانند کتابهای تاریخی،جامعه شناسی و مردم شناسی فرو می کاهد که تعدادی مخاطب خاص برای جستجوی فرهنگ و تمدن گذشته ایران به آن مراجعه می کنند؛حال آنکه شاهنامه چون دعای مادران بر زبان و ذهن همه اعم از مخاطبان خاص وعام جاری وجایگیر شده است.

تقلیل کتاب عظیمی چون شاهنامه به کتابهای تعلیمی، ظلمی ناسزاوار به شاهنامه است.
اما به باورمان شاهنامه یک اثر هنری است،وهنر فردوسی فقط به نظم در آوردن داستانهای منثور اساطیری تاریخی نیست بلکه "پیوستن" این قصه هاست که در زبان مردم جاری بود؛و همین "پیوستن"است که کلام فردوسی رااز قصه های منثور خداینامه ها جدا می کند وبه گفته استاد زریاب خویی"فردوسی آن را از صورت عادی و تاریخ درآورد وآن را با جان و روان انسانها پیوند داد (زریاب خویی،۲۳،۱۳۶۸) استاد طوس می گوید:

زگفتار دانایکی داستان
                    بپیوندم از گفته باستان

او از داستانهای معمولی و روایت های شفاهی هنری می آفریند که" پر آب چشم" باشد  و"دل نازک از رستم به خشم آید".

او با پیوستن آنها آن رااز نثر و سخن منطقی خارج نمود وبه اولین هنر انسان بر گرداند؛وروایتهای خطی وتاویل ناپذیر را تاویل و تفسیر پذیر کرد.فردوسی با این پیوستن،برای همیشه ی تاریخ از کهنگی و فرسودگی این روایات جلوگیری نمود.وهرگز این پیوسته را به کنجی نمی نهند.

باید افزود که واژگانی چون "پیوستن" و "بستن" واژگانی هستند که علاوه بر معانی معهود خود مفهومی هنری را نیز در خود نهفته دارند:آفرینش هنرمندانه؛اولی یعنی" پیوستن"کار انسان است که سخن هنری می آفریند و دومی یعنی "بستن"عمل خداوند است که موجودی زیبا وظریف می آفریند؛ عطار می گوید:

بست موری را کمر چون موی سر
              کرد اورا باسلیمان در کمر
                     (عطار،۲،۱۳۷۴)

حافظ می فرماید:
خدا چوصورت ابروی دلگشای تو بست
          گشاد کار من اندر کرشمه های تو بست
                               (حافظ،ج۱،۸۲،۱۳۶۲)
که در هر دوبیت"بستن"مفهوم خلقت هنرمندانه دارد.

باید بپذیریم که شاهنامه یک "پیوسته هنری" است.به سوال پیشین برمی گردیم که آیا این اثر هنری -یا هر اثر هنری دیگر-بازتاب حقیقتی عریان است یا  حقیقتی ضمنی را در درون و زمینه خود دارد؟یک اثر هنری چه ویژگی هایی دارد که آن را از کتابهایی چون تاریخ،فلسفه ،روان شناسی و جامعه شناسی جدا می کند؟۱

"ادبیات عبارت است از کاربرد زبان به گونه ای که بخش بزرگی از معانی آن را "معانی ضمنی"تشکیل می دهد اما در نوشته های علمی تقریبا هیچ معانی ضمنی وجود ندارد.(برنا موران،۳۳۴،۱۳۸۹)

اگرچه ترکیب"معانی ضمنی"می تواند تفسیر گسترده ای داشته باشد،ما به گروهی از این "معانی ضمنی"که درسخنِ پیوسته و هنری نمودار می شود اشاره می کنیم:از جمله مفاهیم و معانی که پس پشتِ کنایات،زبانزد ها، صورخیال،واژگان ،بافت سخن و داستانها نهفته است؛ فردوسی به جای این که بگوید روز شد می گوید:

چو خورشید تابان بگسترد پر
        سیه زاغ پران فرو برد سر
"روزشدن"معنی ضمنیی است که در این تصویر پردازی زیبای فردوسی نهفته است.
ذوق خلاقانه شاعر سخن را به گونه ای می پرورد که چندین درجه از سخن عادی فراتر می رود.
فردوسی "با شتاب رفتن"اسب سیاوش را در نبرد با آتش این گونه به تصویر می کشد:
یکی تازیی بر نشسته سیاه
         همی خاک نعلش بر آمد به ماه

گاهی شاعر توانمند واژه ای را در ساختار وبافتارسخن به کار می گیرد که معنی قاموسی آن را در می نوردد؛و جهانی از معنی در همین واژه جای می گیرد،سامان سخن به گونه ای است که گرانیگاه داستان بر همین واژه استوار می شود،مثلا واژه "فریب"در داستان رستم وسهراب؛در این بیت:
ز کشتی گرفتن سخن بود دوش
         نگیرم فریب تو زین در مکوش

آنچه از متن داستان رستم و سهراب آشکار است ،اینکه رستم "فریب می دهد"اما این فریب را رستم به سهراب نسبت می دهد و تناقضی طنز آمیزمتن را برجسته می سازد؛و جای دیگر که سودابه را که"نیک پی" نیست،نیک پی می گوید:
پر اندیشه شد جان کاووس کی
           زفرزند سودابه نیک پی

اما بر جسته ترین ویژگی شاهنامه،-که آن را از کتب دیگر ازجمله تاریخی جدا می کند و هنری می سازد-خصوصیت داستانی بودن شاهنامه است؛شاهنامه خود تاویلی از اساطیر باستان است؛این اساطیر در گذر زمان به خاطر نماد بودن تاویل های گوناگونی شدند و گاهی زیر بار معانی متناقضی رفته اند.فردوسی یکی از این تاویل ها را برگزیدوآن را باهنر خود بسط و گسترش داد.

اینها وبه انضمام نمادها ونشانه هایی که نیاز به تفسیر دارند،شاهنامه را از یک کتاب علمی و پژوهشی جدا می کند وبه دنیای هنر می برد-نماد هایی که خود سخن می گویند ونشانه هایی که باید به عاطفه و اندیشه امروزین ترجمه و تفسیر شوند.

اگر پذیرفتیم که شاهنامه ابتدا هنر و شعر است،نگاه به آن نتایجی پر بار و برگ در پی دارد:

نخست این که می پذیریم متن هنری یک حقیقت بالقوه است که خواننده می تواند با تجربه و آگاهی های تاریخی وزیبایی شناسانه خود،به فهمی از حقیقت برسد؛نه همه حقیقت،چون حقیقت در متن هنری حقیقت ثابت شده ومحقق نیست،این نحوه نگرش باعث می شود به گفته اینگاردن"متن زمینه ای رابرای خوانندگان فراهم می کند که اثر را در ذهن خودآگاه خویش بار دیگرتجربه کنند"(به نقل از داد،۹۱،۱۳۸۷)

این پیش زمینه های فکری و گفتگو با متن هنریی مانند شاهنامه،باعث می شود فردی داستان رستم واسفندیار را داستانی ضد دینی تاویل کند،شخصی دیگر،نبرد کهنه و نو وپسرکشان،ومفسری دیگر الگوی هراس از مرگ ومیل به جاودانگی را باز تفسیر نماید.
 هنر شاعرانه فردوسی است که زمان و مکان را در می نوردد،وبرای همه روزگاران شاهنامه را گنجایی  تاویل می دهد.

دوم این که نگرش مدرن به شاهنامه سبب می شود دیگر،به سنت،نژاد و قومیت ننازیم،؛به قول هایدگر"اینها جزوی از بودگی وواقع بودگی ما هستند که پیشاپیش در آنها افتاده ایم"نازش به اینها وتفسیری یکه وباستانگرایانه از شاهنامه ارائه دادن،به این منجر می شود که"دیروزمان فردایمان را بسازد".این می تواند خطرناک وویرانگرباشد؛


ابراهیم نجاری


۱-در باره روایت های تاریخی گذشته در کتاب شاهنامه کتابهایی چون بیهقی گفتاری خواهم نوشت.

کانال گنجینه های ادبی 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان