کد خبر: ۱۹۲۷۲
تاریخ انتشار: ۱۱ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۲:۵۸-01 September 2020
چه كسی گفته مرگ حق است؛ به گمان من آنچه حق است زندگی است، زنده بودن است.
عصراسلام: مرگ یك واقعیت است درست، اما حق نیست انسانی كه عمری را صرف توسعه فعالیت‌های فرهنگی هنری جامعه می‌كند در نیمه راه زندگی از دنیا برود بگوییم مرگ حق اوست.  به نظر من مسعود مهرابی هم دق مرگ شد و هم خودكشی كرد. خواهم گفت چرا.

دق مرگ شد برای اینكه انتشار مجله‌ای به مدت چهار دهه آن‌هم با شرایط متلاطم جامعه و اینكه بتوانی نشریه را از همه بلاهای ارضی و نه سماوی حفظ كنی آسان نیست. كاری كه من تجربه شكستش را با مجله هفت دارم و می‌دانم كه چه سخت و دشوار است هر یك واژه‌ای كه در مجله چاپ می‌شود از زیر ده‌ها نظر بیگانه رد می‌شود و اگر ناخودآگاه چیزی از زیر دستت در برود بنیاد یك مجله را به باد می‌دهد.  

معتقدم مجله فیلم را نباید مجله ساده‌ای در نظر بگیریم، چراكه از نظر من این یك نشریه ملی است. از سال ۱۳۶۲ كه برای اولین‌بار پا به عرصه حیات گذاشت بسیاری از عاشقان سینما را به عشق دوم خود پیوند داد. 

بعد از انقلاب و تا قبل از ظهور مجله فیلم، تك و توك نشریات سینمایی منتشر می‌شدند اما هیچ كدام نتوانستند دوام بیاورند و از همه مهم‌تر اینكه هیچ كدام تاثیرگذار نبودند، مجله فیلم تنها نشریه‌ای بوده و هنوز هم هست كه به نسل جوان آن روزگار گفت سینما هنوز زنده است و نباید نگران بود بلكه باید از سینما مراقبت كرد. 

این نشریه در بخش‌های مختلفش توانست فرهنگ سینما را در جامعه‌ای كه از قبل سینما برایش جدی بود حفظ كند. چیزی كه در مورد نقش و شأن مسعود مهرابی خیلی مهم است اینكه آنها سه نفر بودند با هم كار را شروع كردند. مسعود و هوشنگ گلمكانی با هم همكلاسی بودند و تحصیلات سینمایی داشتند. 

عباس یاری فارغ‌التحصیل مدرسه عالی سینما بود و وجه مشترك همه آنها تحصیلات سینمایی است. اما آنها سه نفر بودند با سه دیدگاه و سلیقه متفاوت كه شرح تفاوت دیدگاه آنها در این مقال نمی‌گنجد، ولی واقعیت این است كه مهرابی توانست به رقم همه ضعف‌های رفتاری كه هر آدمی دارد مجله را از لابه‌لای بلاهای دم به دم بیرون و درون مجله كه بر آن عارض می‌شد حفظ كند ولی هر كس دیگری بود شاید در این مسیر دشوار می‌برید و رها می‌كرد. 

شاید جالب باشد كه بدانید مجله فیلم هفت یا هشت سال اصلا امتیاز نداشت. هر شماره آن مثل كتاب باید به وزارت ارشاد می‌رفت و آنجا در معاونت‌های مختلف آن را می‌خواندند و نظر می‌دادند با اصلاحات كم و بیش. البته به مرور نهادهای بی‌ربط و ذی‌ربط به گردانندگان مجله اعتماد پیدا كرده بودند و این برمی‌گشت به موقعیت خود مهرابی و سیاست‌های كج‌دار و مریزی كه در كوران حوادث او اتخاذ می‌كرد. 

بارها و بارها مجله فیلم مورد هجوم بسیار شدیدی چه به صورت مكتوب و چه به صورت فیزیكی و حضوری از جانب مخالفان یا تندروها قرار گرفت اما مهرابی با سیاست‌های درستی كه به كار می‌برد توانست آنها را رفع و دفع كند. 

رفتار شخصی او ممكن بود به دلایلی موردپسند بعضی‌ها نبوده باشد ولی من بدون مداهنه و قدیس‌ نمایی از مسعود مهرابی می‌خواهم بگویم او به همراه دو یار دیگرش توانست یكی از عجیب‌ترین اتفاقات تاریخ مطبوعات ایران را رقم بزند. انتشار مجله سینمایی هنری به مدت نزدیك به چهل سال كه ركورد عجیبی است. كمتر سابقه داشته یك تیم بتواند به رقم اختلاف‌نظرهایی كه داشتند این‌طور با هم منسجم كار كنند.

درنظر داشته باشیم كه مجله فیلم متعلق به این سه نفر نیست، این ماهنامه سینمایی متعلق به سینمای ایران است. سینمای ایران بسیار مدیون مجله فیلم است. بخشی از گسترش فرهنگ سینما در چهار دهه اخیر ناشی از همین نشریه است. 

خیلی از فیلمسازان برجسته جهان را مجله فیلم به جامعه سینمای ایران معرفی كرد. خیلی از مسائل تكنیكی فنی مقوله نقد كه در اوایل دهه شصت و هفتاد و هشتاد به شكل جدی‌تری مطرح بود همه ناشی از ظهور و بروز مجله فیلم است نه اینكه نشریات دیگر نبودند. مطبوعات دیگر هم كه به نوبه خود سهم داشتند، بودند و هستند اما بی‌انصافی است كه اگر بگوییم آنها هم به اندازه مجله فیلم تاثیرگذار بودند، خیر این‌گونه نیست.

بخشی از این تاثیر‌گذاری مشخصا به خود مسعود مهرابی برمی‌گردد. او هنرمند گرافیست، نقاش و طراح بود. طرح‌های زیادی در دهه‌های اول انتشار مجله چاپ می‌شد. قبل از آن در یكی، دو برنامه تلویزیونی در زمینه طنز و كاریكاتور كار می‌كرد. جوایز مختلفی در داخل و خارج در زمینه تخصصی طراحی و كارتون هم دریافت كرده بود. 

مجموعا او یك هنرمند بود با حساسیت‌های فوق‌العاده زیاد و همین حساسیت فوق‌العاده زیاد بود كه باعث بیماری‌های اخیر او شد. اما اینكه می‌گویم خودكشی كرد به این سبب است كه انتشار نشریه در شرایطی كه مطبوعات جدی این همه ممیزی سفت و سخت دارند و با بحران‌های ناشی از كاغذ و دیگر ابزار چاپ و انتشار روبه‌رو هستند و رقبای قدری مثل اینترنت و فضای مجازی دارند، نشریه‌ای جدی منتشر كنی این یعنی خودكشی تدریجی.

به هر حال من این افتخار را داشتم كه سی و پنج سال در كنار این دوستان باشم. زمانی عضو هیات تحریریه بودم و از منتقدان جدی عضو مجله فیلم. روزها با مسعود و هوشنگ و عباس یاری كار می‌كردیم و اخلاقش كامل دستم بود و كامل می‌دانستم مسعود چه روحیه‌ای دارد. هیچ مشكلی بین ما به وجود نیامد. جدی و عاشقانه كار ما ادامه پیدا كرد اما او با كم حرف زدن مسائل را مدیریت می‌كرد.

احمد طالبی‌نژاد
روزنامه‌اعتماد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان