کد خبر: ۱۹۲۵۳
تاریخ انتشار: ۱۰ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۳:۵۴-31 August 2020
ژاک پاولوفسکی از جمله‌ی عکاسانِ آزادی بود که در دوران جنگ در جبهه‌ی عراقی‌ها عکاسی کرد.
عصراسلام: عکاسی فرانسوی که قاب‌های او راوی رنج‌هایی هستند که بر پسران ما وارد شده. عکس‌هایی تکان‌دهنده از اسرا، شهدا یا شهرهایی که به آتش کشیده شده‌اند. 

پاولوفسکی پرتره‌های بسیار مشهوری هم از صدام حسین گرفته که بارها منتشر شده. شاید مشهورترین عکسِ او برای مخاطبان‌اش پیکر سرباز جوان ایرانی‌ای باشد که در میان گُل‌ها بی‌جان شده است. اما این عکس که جعفر شیرعلی‌نیا منتشرش کرده بی‌نهایت تکان‌دهنده است. 

شیرعلی‌نیا مورخ و محققِ جنگ نوشته که پیکرِ یک سرباز ایرانی‌ست در عملیات خیبر. بعد عقب‌رفتنِ نیروهای ما. و خواسته اگر کسی این مرد شهید را می‌شناسد شناسایی کند و به او خبر دهد. 

عکس پاولوفسکی در سالِ شصت و دو برداشته شده. سی و هفت سال پیش. چنان قابِ تاثیرسازی‌ست که گویا با یک چیدمان مواجهه هستیم، در حالی‌که عکس کاملا واقعی‌ست. سربازِ شهید که کنار رود رو به آسمان است و کمی دورتر آتشی دودزا. ترسیمِ جنگ به‌شیوه‌ای شلاق‌گون. 

رنگ‌ها و نورها چنان شفاف‌اند که مخاطب را می‌ترسانند، این حجمِ واقعیت چنان بیننده را به خود می‌دارد که نمی‌تواند تفسیر کند و اصلن در حرکت و تماشای عکس دچار تردید می‌شود. از آتش به پیکرِ خونین، از پیکر به آتش. از رود به سمت خشکی و... عمق فاجعه چنان است که بُرش می‌دهد ذهنِ ما را و «زخم‌ساز» می‌شود. 

زخمی که اتفاقا فرم در ساخته‌شدن‌اش بسیار موثر است. خونِ سرِ سرباز و آتش در یک راستا قرار می‌گیرند و دو تاویل از سرخی را می‌سازند. در عین‌حال حالت بدن شهید که انگار تا نیمه از سنگر خود بیرون آمده و هدف گلوله‌ی مستقیم قرار گرفته به نحوی‌ست که انگار هنوز می‌توان امیدوار بود که از خاک بلند شود. و آن کلاه بافتنی ماشینی سبز که جانِ عکس است. پوششی که قرار بوده محافظِ سر باشد و عملا ناکام‌مانده و حالا چون یک شی شکست‌خورده در پیش‌زمینه‌ی تصویر خود را به رخ می‌کشد. سبزِ تیره‌‌ای که حسی دارد از خانه، زنده‌گی و گرما و با کلاه‌خود بسیار متفاوت است. به شدت آشنا و روزمره به نظر می‌آید اما در این وضعیت تراژیک قرار گرفته. 

صورت مرد آرام است و بسیار شبیه شمایل. لحظه‌های اول مرگ را نشان می‌دهد در عین‌حال گویا بخشی از خاک است. روییده کنار رود. ناظر بر جهانِ پیرامون. بدنی‌ست کنار طبیعت اطراف. و خونی که نرم و آرام راه باز کرده میان خاک. با کاکلی بیرون زده از کلاه سبز. آرام و بی‌توجه به آن‌همه دود و آتش. این قاب یک پلانِ سینماییِ تصحیحِ رنگ شده نیست، خاطره‌ی یک کلاه پشمی سبز و بدنی که انگار به خاک بازمی‌گردد.

یزدانی‌خرم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان