کد خبر: ۱۹۲۱۶
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۹:۲۸-29 August 2020
از میان همه کارهایی که به نام صنایع دستی خانگی می‌شناسیم، بافندگی بیش از همه مملو از کلیشه‌هاست.
عصراسلام: همان‌طور که پختن و خانه‌داری و باغبانی به عنوان کارهای زنانه جا افتاده‌اند، بافندگی هم تصویر زنی پا به سن گذاشته و سفید پوست را به یادمان می‌آورد که بر صندلی متحرک میان جمعی از نزدیکانش نشسته و می‌بافد.

چنین فرضی اما تنها گویای بخشی از بافندگان جهان است. کاری که در قرن بیست و یکم هنوز رایج است. بافندگی به مثابه فعالیتی خلاقانه با خاصیت درمانی، کاری است برای رده‌های سنی مختلف. اخیرا بافندگی به لطف نسل جدید طراحان مد و لباس که علاقمند به تبدیل سبک‌های قدیمی به اشکال هنری هستند، رواجی دوباره یافته است.

بافندگی به معنای استفاده از دو یا چند میل برای خلق پارچه از تعدادی حلقه به هم بافته شده است. تاریخ آغاز بافندگی به یک جفت جوراب بافته شده در مصر باستان به تاریخ قرون سوم تا پنجم میلادی بازمی‌گردد. پیچیدگی ساختاری این جفت جوراب اما نشان می‌دهد که تاریخ بافندگی بسیار قدیمی‌تر از آن است که باستان شناسان تا کنون موفق به ثبت تاریخ دقیق آغاز آن شده باشند. 

می‌دانیم که بافندگی از راه مسیرهای تجاری مدیترانه در قرن چهاردهم از خاورمیانه به اروپا آمد و حتا سابقه تاریخی و هنری خاص خود را دارد. اثری از مستر برترام با نام ملاقات فرشتگان که در حدود سال ۱۴۱۰ کشیده شده است، مدونا را در حال بافندگی نشان می‌دهد.

پوشاک پشمی بافته شده، از قرون وسطی میان سربازان و ملوانان و کارگران انگلستان رایج شد. چنین لباس‌هایی در آن آب و هوا محبوب به نظر می‌آمدند. ویلیام لی اهل کاورتون اولین ماشین بافندگی را در سال ۱۵۸۹ ابداع کرد و به این ترتیب صنعت بافندگی از مناطق روستایی به شهرها راه پیدا کرد.

هم زنان و هم مردان طی قرن‌ها تا میانه قرن نوزدهم به شکل حرفه‌ای بافندگی می‌کردند تا وقتی که بافندگی به سلک کارهای خانگی درآمد. به گفته پنه‌لوپه همینگوی مورخ و نویسنده، بافتن سرگرمی طبقه متوسط بود. سرگرمی زنان در تاریخی که مردان به کارهای بیرون از خانه اشتغال داشتند و این "زنانه شدن" سبب شد که گره زدن به معنای بیکاری و اتلاف وقت تلقی شود. اما برای زنان تلاشی بود برای جان به‌در بردن از قفس خانه.

مانند نسل‌های قبل‌تر، هنوز بافندگی مهارتی به منظور کسب درآمد برای کسانی با منابع مالی محدود یا محدودیت‌های جسمی است. در دورانی که هنوز بهزیستی و حقوق بازنشستگی تعریف نشده بودند، بافتن راهی بود تا سالمندان بتوانند از نظر اقتصادی فعال بمانند. ربط بافندگی و زنان پس از جنگ‌های جهانی و رکود بزرگ معنادارتر هم شد. وقتی که زنان تشویق می‌شدند برای جنگ تلاش کنند. آنان برای این تلاش گره می‌زدند. گره زدن برای زنان ضرورت یافته بود و به این معناست که هنوز در ساختار خانواده، نقش‌های جنسیتی و سلیقه زنانی که آن را پذیرفته‌اند، نقش دارد.

همچون بسیاری چیزهای دیگر در دنیای مد، بافتنی هم در قرن بیستم گاهی مد شده و گاهی از مد افتاده است. کوکو شنل که بافتنی به نوعی امضای کارهایش شده بود پوشاک بافتنی را مناسب برای فعالیت‌هایی چون قایقرانی و ورزش قلمداد می‌کرد.

طراحانی چون امیلیو پوچی و میسونی در دهه پنجاه و شصت مجموعه ژاکت و دامن‌های بافتنی طراحی کردند و نیز طراحانی چون ایوسن لورن، سونیا رایکیل، کالوین کلاین، لیز کلیبورن و دایان فون فورشتنبرگ پیوسته بافتنی را در طرح‌های خود می‌گنجاندند. مجموعه طراحی‌هایی که دارای غنا و سهولت توامان بودند. 

در قرن بیستم، اغلب در لباس‌های معمولی از بافتنی استفاده می‌شد اما ویوین وست‌وود، الکساندر مک‌کویین و جولین مک‌دونالد از تکنیک‌های گسترده برای طراحی پوشاک بافتنی نامعمول از جمله بافتنی‌های یقه‌دار بهره بردند. این گرایش را طراحان و هنرمندان بسیاری به حد اعلای خود رساندند. یان یان و هازارجاوابرا از جمله طراحان گره محوری بودند که خلاف جریان جاری می‌رفتند. 

سندی بلک، استاد کالج مد لندن که نمایشی در موزه مد و نساجی تدارک دیده است، معتقد است وقتی کلیشه‌ی بافتنی به مثابه کار خانگی رایج شکسته می‌شود تاثیر بسیار قدرتمندی دارد. تاثیری که انگار مستقیم توی صورت ببینده می‌خورد. بلک می‌گوید بافتن هنوز هم به عنوان یک کاردستی آماتور و ساده قلمداد می‌شود و دشواری چنین مهارتی چه از سوی کسانی که در صنعت مد فعالند چه از سوی کسانی که خارج از جریان مد هستند دست کم گرفته می‌شود.

کاتیا زلنتسوفا فارغ‌التحصیل مرکز سنت مارتین، طراح پست مدرن بافتنی است و کارهایش در زمره آثار «بافتنی به غایت» دسته بندی می‌شوند: طرح‌هایی پیچیده با ساختاری هیبریدی که از مدل ژاکتهای کشباف پشمی معمولی بسیار فاصله دارند. او می‌گوید تعداد کمی از مردم چالش‌های بی‌نظیر این کار را درک می‌کنند. نمی‌فهمند که فقط برای خرید پارچه نیست که به خرید می‌روی. 

خودت می‌توانی آن را درست کنی و این به زمان نیاز دارد. حتا در مدرسه‌ای چون سی‌اس‌ام هم تمام بخش بافتنی به یک طاقچه خلاصه شده است. اظهارنظرهای عجیبی درباره بافتنی می‌شنوم به خصوص از مردانی که می‌پرسند اوه، یعنی فقط حول یک دایره گره می‌زنی؟ واقعیت این است که من با ماشین کار می‌کنم اما به فرض هم که فقط گره بزنم، اشکالش چیست؟

ایر یوهانسدوتیر ایسلندی، طراح تجربی پوشاک بافتنی است که به خاطر طرح‌های کوبیستی‌اش شهرت دارد. او معتقد است این پیش‌فرض که فقط زنان سالخورده بافتنی می‌کنند، و بنابراین بافتنی امری ملال‌انگیز و پیش‌پا افتاده است، ریشه در تعصبات سکسیستی و سن‌گرایی دارد. 

من متوجه شده‌ام که بافتنی دچار چنین کلیشه‌ای شده است چون مردم فکر می‌کنند که زنان سالخورده، سنتی یا ناموجه هستند. چنین اعتقاداتی را می‌توان به راحتی در جامعه مردسالار ردیابی کرد. جامعه‌ای که همه را تحت فشار قرار می‌دهد تا به سبک خاصی زندگی کنند و از الگوهای خاصی پیروی کنند.

اینترنت و بلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی همه در حمایت از کار کسانی چون زلنتسوفا و یوهانسدوتیر بسیار حیاتی بوده‌اند. نه تنها در حمایت از "بافندگان به غایت" که در معرفی نسل‌های جوان‌تر و زنده نگه داشتن سنت بافتنی. لیزی مورگان که قلاب‌بافی‌هایش را در اینستاگرام به نمایش می‌گذارد، می‌گوید شبکه‌های اجتماعی الهام بخش او برای ادامه کار بوده‌اند.

او ادامه می‌دهد: وجود شبکه‌های دیجیتالی همچنین نسلی را به وجود آورد که دغدغه تغییرات آب و هوایی دارند و برای آن مبارزه می‌کنند. حالا بسیاری جوانان از آسیبی که صنعت پوشاک به محیط زیست می‌زند، آگاه شده‌اند. آسیبی که نه تنها متوجه محیط زیست است، بلکه کارگران این صنعت را هم درگیر کرده است. 

حالا بسیاری از ما انتخاب کرده‌ایم که لباس‌هایمان را خودمان درست کنیم یا دست‌کم از برندهایی خرید کنیم که برای محیط زیست خطر کمتری دارند. جامعه بسیار مصرف‌گرا شده است. بنابراین دورماندن از چرخه مصرف، قدرت و عصیان فراوان می‌طلبد. مورگان سپاسگزار جامعه هنر و صنعت آنلاین است که از طرح‌های پایدار در بازه زمانی مالی نامشخص حمایت می‌کنند.

رونق امروزین بافتنی، منجر به پدید آمدن و رشد شرکت‌هایی شده است که ابزار بافندگی می‌فروشند. رشد فروش ثابت شرکت "ما بافندگان هستیم" مستقر در مادرید، به ۲۳۵ درصد افزایش یافته است. شرکت برتانیایی ول و شرکا هم رشد خوبی را تجربه کرده است. به گفته آنا وگلیو وایت، مردم وقت آزاد بیشتری برای انجام کارهای دستی دارند. اما بافتنی فقط راهی برای خودکفایی و کسب درآمد نیست.

بافتنی به سلامت و خلاقیت هم مربوط است. سبب کاهش استرس و اضطراب می‌شود و این چیزی است که برای همه ما در حال حاضر لازم است. نشستن در یک‌جا و بافتن، حالی چون مراقبه به شما می‌دهد. بی‌خود نیست که می‌گوییم بافتن یک یوگای جدید است.

بافندگی که در دوران انزوای اجتماعی رونق گرفت، حالا به ابزاری برای ساخت اجتماعات بدل شده است. زیگمونه کلوج و وه‌آ کورانتنگ گروهی به نام گروه دختران سیاه بافنده ساخته‌اند که باعث آشنایی و شناخت افراد بیم شده است. (بیم به معنای گروه‌های اتنیکی است که در جایگاه مساوی با سفیدپوستان بریتانیایی قرار نگرفته اند.) 

آن‌ها می‌گویند ما می‌خواستیم فضایی امن فراهم کنیم تا زنان سیاه‌پوست و زنان خلاقی چون خود ما، بتوانند دور هم جمع شوند، تجاربشان را با هم در میان بگذارند و از طریق مهارت‌های هنری از یکدیگر الهام بگیرند. مانند گروه‌هایی چون ال‌جی‌بی‌تی‌کیو، گروه‌های بافندگی هم می‌توانند کانون‌هایی فعال و پیشرو باشند. حتا اگر کانون‌های بافندگی محمل شوخی و تمسخر باشند، باز هم حامل پیامدهای بسیار مهمی خواهند بود.

آیا این روند به عنوان روشی پایدار که منجر به ایجاد اجتماعات سالم و فعالیت شده است دوام خواهد داشت؟

شواهد حاکی از آنند که در سال‌های آینده بافندگی محبوبیتی بیشتر خواهد یافت. به‌خصوص در جهت تلاش برای پرهیز مصرف‌کنندگان از آثار منفی صنعت مد. طراحان با ادغام روش‌های قدیمی بافتن و سبک‌های جدید و خلاقانه، در پی بازتعریف مفاهیم بافنده و بافتن هستند. در چنین روندی هیج بعید نیست که روزی بافنده به معنای خالق جوانی باشد که بافندگی را از دستان سکسیسم و سن‌گرایی بیرون کشیده است.


بی‌بی‌سی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان