کد خبر: ۱۹۰۵۳
تاریخ انتشار: ۰۱ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۰:۲۷-22 August 2020
در عصر صفوی مراسم عزادری و سوگواری برای سالار شهیدان به شیوه‌ی روضه خوانی، نوحه سرای، مرثیه سرایی، سینه زنی و تعزیه به شکل اجتماعات وسیع شهری و روستایی برگزار می شد.
عصراسلام: روضه خوان به کسی اطلاق می شد که کتاب روضه الشهدا را می خواند و احتمالاً بیشتر به مداحی امروز شبیه بوده است چرا که نصرآبادی به هنگامی که از حافظ محمدحسن یاد می کند پس از آن به روضه خوانی وی اشاره دارد و از آواز خوشش یاد می کند و می گوید اصلش از تبریز است، مدتی در اصفهان گمنام بود در عاشورا روضه الشهدا می خواند آواز خوشی داشت.

دو نوع شعر در عصر صفوی به حال و هوای جدیدی از تکامل دست یافت:       

۱)شعری که با زندگی آلام و فضایل ائمه ی شیعه سر و کار داشت که مخصوصاَ به نام محتشم کاشانی پیوند خورده است. 

۲)شعری که در آن به تعالیم نظری عرفان و حکمت پرداخته می شد.

در مورد نوع اول شعر این دوره باید گفت پیدایش و تکامل آن در نتیجه سیاست و رفتار سلاطین صفوی است. اسکندر بیگ منشی مؤلف عالم آرای عباسی موقعیت شعر و شاعری را زمان سلطنت شاه طهماسب اول این گونه بیان می کند که: "شاه جنت مکان فرمودند که من راضی نیستم که شعرا زبان به مدح و ثنای من آلایند قصاید در شأن حضرت شاه ولایت پناه و ائمه معصومین (علیهم السلام) بگویند."

محتشم کاشانی شاعر مرثیه سرای عهد شاه طهماسب صفوی با سرودن قصیده ی غرا در مدح امام حسین (ع) گوی سبقت را از همگان ربود و ابتکاری که در مراثی خود بکار برد که شعر او را از برجسته‌ ترین اشعار مذهبی ساخت و شعر، او در واقع الگوی قابل قبولی برای شعرا در دوره ‌های بعد شد.

شبیه خوانی یا به اصطلاح عامه تعزیه خوانی، مجسم کردن و نمایش دادن شهادت جانسوز حضرت امام حسین(ع) و یارانش یا یکی از حوادث مربوط به واقعه ی کربلا می‌باشد. این تراژدی مذهبی شباهت زیادی به نمایش های دینی یا اخلاقی که در قرون وسطی در اروپا برگزار می شد دارد.

تعزیه به احتمال قوی به صورت هیأت فعلی خویش در پایان عصر صفوی پدید آمد و از همه ی سنت‌های کهن نقالی، روضه خوانی، مناقب خوانی و موسیقی مدد گرفت و تشکیلاتی محکم برای خود ترتیب داد. شعرای تعزیه نویس کتاب روضه الشهدا کاشفی را سرمشق کار خود قرار دادند و با برگردان آن به شعر رفته رفته متون تعزیه را به وجود آوردند.

عاشورا سرايی در عصر صفوی

عصر صفوی كه با تشيع گرایی سلاطين و مردم كشور همراه بود سبب شد عاشورا سرايی در مركز حكومت و ساير نقاط مملكت رونقی به سزا يابد و شاعران اين دوره با توجه به موقعيت خويش به عاشورا سرايي در مصيبت سيدالشهدا پردازند.

مرثيه سرايی و ذكر مصيبت ها در حيطه مذهبی در اين دوره دويست ساله پيش از تمام دوره های تاريخ است . گرايش شديد حكومت صفوی به مذهب تشيع در مرثيه سرايی و منقبت خاندان عصمت و طهارت بسيار مؤثر بوده است . مثلاً وقتي «محتشم »قصيده ای در مدح شاه طهماسب صفوی سرود، شاه گفت:

«من راضي نيستم شاعران زبان به مدح و ثناي من بگشايند بهتر است قصيده در شأن حضرت علي (ع) و امامان معصوم بگويند و جايزه خود را ابتدا از ارواح مقدس آنان گرفته پس از آن از ما توقع بدارند.»

بنابراين شاعرانی كه با نيتی غير از ستايش امامان و ترويج انديشه هاي مذهبي شعر مي‌گفتند در نزد شاهان صفوی جايي نداشتند و به خاطر همين بسياری از شاعران راه هند را در پيش گرفتند و به دربار شاهان هند رفتند.

اگر چه اغلب شاعران در دوره هاي قبل از صفوی شغل و پيشه‌اي نداشتند و فقط مداح دربار حاكمان و سلاطين بودند در اين دوره بيشتر شاعران صاحب شغل و پيشه اي بودند و شعر و شاعري بيشتر در خدمت اجر اخروی قرار گرفته است .

از لحاظ سبك شعری ، اگر چه شاعران اين دوره به خاطر تقليد، شعر در حالت ركود به سر می برد اما برخی شاعران مضامين جديدی در شعر پديد آورده اند كه در نوع خود بي نظير است .

شعرهای مذهبی اين دوره از سوزناك ترين و غم انگيزترين مرثيه های شعر دينی در طول تاريخ گذشته است .

در دوره های قبل از صفويه شاعران اغلب به تك بيت‌هايی درباره حماسه كربلا بسنده كرده و با ذكر مصيبت سيدالشهدا و يارانش اشك از ديده جاری كرده اند شاعران اين دوره بيشتر خود را در سرزمين كربلا احساس كرده به گونه ای كه شاهد ستمگريهاي يزيديان و تشنه كامی حسينيان بوده اند.

اگر چه عاشورا سرايی از قدمت بيش از هزار ساله در ادبيات فارسی برخوردار است و شاعران پارسي گو امام حسين را استوانه حق و حقيقت دانسته اند اما به يقين بايد گفت : تعالی مرثيه سرايی در شاعران شيع عصر صفوی جلوه گر شده است .

«وحشی بافقی » يكي از شاعران اين دوره در مرثيه اي روز عاشورا را روز ماتم جهان بيان كرده است كه يزيديان با تيشه ستم گلستان كربلا را غارت كردند:

روزی است كه حادثه كوس بلا زده است 
كوس بلا به معركه كربلا زده است 

روزی است كه دست ستم تيشه جفا 
بر پای گلبن چمن مصطفی زده است 

روزی است كه بسته تتق آه اهل بيت 
چتر سياه بر سر آل عبا زده است

«بابا فغانی شيرازی» شاعر ديگر اين دوره سرخي رنگ گلها را از خون شهيدان مي داند؛

هر گل كه بر دميد زهامون كربلا 
دارد نشان تازه مدفون كربلا

«اهلی شيرازی» شاعر مشهور عصر صفوي در حسرت غم تشنگان كربلا ديده را دجله ساخته و از سوز جگر براي سوخته هاي دشت كربلا با سوز و گداز مي نالد:

ماه محرم است و شد دجله روان زچشم ما 
بهر حسين تشنه لب شاه شهيد كربلا

تشنه لبان كربلا روی به خاك و تن به خون 
ما پی آبروی خود، خاك بر آبروی ما

با شهدای كربلا لاف و وفا هر كه زند 
گرنه شهيد گريه شد، مدعی‌ای است بی وفا

«اهلی شيرازی» در مرثيه ديگري خاك كربلا را به خاطر خون اهل بيت پيامبر سرشار از ماتم و اندوه مي بيند:

آمد عشور و در همه ماتم گرفته است 
آه اين چه ماتم است كه عالم گرفته است 

ماه محرم آمد و بيگانه را چه غم؟ 
كاين برق غم به سينه محرم گرفته است 

زان مائده است تشنه جگر خاك كربلا ی
كز خون اهل بيت نبی غم گرفته است



کانال علوم و فنون ادبی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان