کد خبر: ۱۸۸۶۰
تاریخ انتشار: ۲۴ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۲۲-14 August 2020
اِریش هونِکِر (به آلمانی: Erich Honecker)، (زاده ۲۵ اوت ۱۹۱۲ – درگذشته ۲۹ مه ۱۹۹۴) سیاست‌مدار کمونیست اهل آلمان بود که به عنوان دبیر کل حزب اتحادیه سوسیالیست های آلمان و رهبر جمهوری دموکراتیک آلمان فعالیت کرد.
مارگوت هونکر همسر اریش هونکر؛ اخیراً به «رد فاکس» (Red Fox)، ماهنامه شاخه حزب کمونیست آلمان در شمال-شرق برلین اجازه داد نامه را منتشر کند.

 
«… با این وجود، ما اساساً یک «حزب» بزرگ دارای چشم‌انداز هستیم. حتا اگر شرایط کنونی دشوار است، ما نباید اجازه دهيم ديد ما تار شود.

منظور من از این چیست؟

در شرایط کنونی ما نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم «توده‌ها» به ما بپیوندند. حزب سوسیالیست متحد یک حزب توده‌ای بود. احزابی وجود دارند که با اعضای کم‌تری شروع کرده اند. بیش از دو میلیون نفر چیزهايی از مارکس، انگلس و لنین خوانده بودند. امروز به اين امر شک وجود دارد، اما اين‌چنين بود. امروز، پس از آن‌که ما به اعماق پرتاب شده ایم، افراد کم‌تری آشکارا به پیروی از مارکس اذعان دارند.

برخی‌ها که احتمالاً تعداد ‌آن‌ها کم هم نبودند، تردید دارند و زمانی‌که ما از سمت تاریک سرمایه‌داری واقعاً موجود و زايدۀ اهريمنی آن، فاشیسم می‌گفتیم، واقعاً ما را باور نکردند.

اما اکنون، پس از آن‌که ارزش‌های غربی بر همه چیز تحمیل شد، حداقل بخشی از بشریت با شگفتی، با خوف و سرخوردگی پی می‌برد که رؤیاهای آن- یا بهتر بگوییم، توهمات آن- نحقق نیافته است؛ به جای آن، صاف و ساده، پول حکومت می‌کند …

رؤیاهای ما، من و شما، از یک آلمان که در آن عهد و پيمان بازماندگان فاشیسم و جنگ متحقق شود، برآورده نشد. ما می‌دانیم چرا.

شما و ما از تعمیم توافق پتسدام متفقين۱ به همه آلمان حمایت کردیم. من خوب به یاد دارم. ماکس رایمان (Max Reimann) در شورای پارلمانی صدای خود را بلند کرد. او به عنوان نماینده حزب کمونیست آلمان،۲ مخالف تشکیل یک حکومت جداگانه بود.

متأسفانه ما نتوانستیم از تقسیم آلمان به دو حکومت اجتناب کنیم، چرا که همه چيز از قبل تعیین شده بود: ايجاد دو منطقه اشغال، منطقه سه‌جانبه، و رفرم ارزی جداگانه.

بسیاری از ما، بدون توجه به این‌که در اینجا کار می‌کردند یا در آنجا، خیلی بهتر از کسانی که اکنون، اغلب در جهالت خود، و معمولاً با قصد تحریف حقیقت درباره آن می‌نویسند، همه این‌را خوب می‌دانستند.

از بین بردن این فاکت غیرممکن است که در خاک آلمان، در جمهوری دمکراتیک آلمان که مورد بدگویی و تحریف بسیار قرار گرفته است، تلاش بی‌همتا و بزرگی برای ایجاد یک خانه برای سوسیالیسم در آلمان صورت گرفته است.

علی‌رغم لجن‌پراکنی‌ها علیه جمهوری دمکراتیک آلمان و «چهل سال سوءمدیریت» آن، روزی فراخواهد رسید که مردم دوباره به شهروند جمهوری دمکراتیک آلمان بودن، نخستین حکومت کارگران و دهقانان آلمان، افتخار خواهند کرد.

در حال حاضر، مردم را با [شعار] «دیو اشتازی» می‌ترسانند و هراسان می‌سازند.

خشم، سرخوردگی، نفرت- همه چیز بايد بر سر «اشتازی» خراب شود، که تقريباً به مثابه مترادفی برای «رژیم» سوسیالیستی قرار داده می‌شود.

شما بهتر می‌دانید که سازمان‌های امنیتی بُن،۳ سازمان‌دهندگان همه داستان‌های هولناک درباره «قربانیان و مرتکبین» بسيار شادمان هستند.

اگر کسی پرونده‌های هفت میلیون شهروند جمهوری فدرال را که در اختیار سرویس‌های امنیتی [آن‌ها] قرار دارد منتشر کند، مطمئناً موجب بیداری بزرگی خواهد شد. اما انتشار آن‌ها اکنون حرام است، این حق ویژه «پیروزمندان» است.

شما می‌توانید تصور کنید که من با علاقه گزارش ارايه شده به کنگره حزب کمونیست آلمان را می‌خوانم. مخصوصاً، ارزیابی از رویدادهای کنونی جهان و وضعیت در آلمان افشاکننده بود.

به ویژه، این نکته توجه مرا جلب کرد که «تأثیرات افسرده کننده الحاق جمهوری دمکراتیک آلمان عمدتاً از خصلت سرمايه‌‌داری «انطباق» اقتصاد کنونی جمهوری دمکراتیک آلمان با منافع سرمایه آلمان فدرال، با شیوه امپریالیستی غصب مناطق شرقی جدید از سوی سرمایه مالی آلمان فدرال [غربی] ناشی می‌شود.»

این در واقع، ارزیابی درستی است. برای من کاملاً روشن است که آگاه ساختن مردم از این امر بسیار دشوار است، زیرا به معنی شنا برخلاف جریان است، زیرا همه نیروهای سیاسی به استثنای حزب کمونیست آلمان ناگزير هستند از جمهوری دمکراتیک آلمان و حزب سوسیالیست متحد بدگويی کنند، و آن‌ها را در وهلۀ نخست به خاطر وضعیتی که به وجود آمده است، مسؤول بدانند. مردم هر روز یا این ادعا بمباران می‌شوند: این تقصیر نظام است. بلافاصله پس از انقلاب اکتبر، بدگويی در مورد سرخ‌ها بسيار رايج شد.

من امروز در «فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ» گزارشی به نام «پیروزی کوچک» را درباره کنگره «بین‌الملل سوسیالستی» در فرانکفورت خواندم. این گزارش به زایش دوباره «انترناسیونال سوسیالیستی» که در جریان جنگ ناپدید شده بود، اختصاص داشت.

زمانی‌که در سال ۱۹۵۱، جهان خود را غرق در جنگ سرد می‌دید، مفهوم «سوسیالیسم دمکراتیک»، به مثابه یک سلاح برای استفاده در مبارزه با رژیم‌ها و احزاب سوسیالیستی ساخته شد. تا به امروز اما، هیچ کشوری وجود ندارد که در آن تحت رهبری سوسیال دمکراسی گونه‌ای از سوسیالیسم ساخته شده باشد.

در حال حاضر، نمی‌توان نادیده گرفت که در اتحاد شوروی نیروهایی در کارند که می‌خواهند چرخ تاریخ را به سوی سرمایه‌داری بازگردانند…

من با شما هم‌نظر هستم که ما نباید از رویدادهای ۹۰-۱۹۸۹ دلسرد شویم. شخص نمی‌تواند این را انکار کند- و در اینجا نیز به نحو فزاینده‌ای توجه را جلب می‌کند- که سرویس‌های مخفی آمریکایی و دیگر سازمان‌های جاسوسی غربی، طبق یک نقشه، به مدت بیش از ۲۰ سال برای این هدف کار کرده اند، و هم‌چنین در طول حیات کشورهای سوسیالیستی افرادی را ساخته اند و نقش ویژه‌ای به آن‌ها محول کرده اند تا بتوانند آن‌ها را، زمانی‌که فرصت چرخش رسید، به بازی بگیرند.

در ارتباط با نقطه ضعف‌های خود، مجبور است به کار متمرکز و هدفمند سرویس‌های اطلاعاتی غربی، که نهایتاً کارآمدی آن‌ها به اثبات رسید، توجه کند. ممکن است ما نیز به اندازه کافی هشیار نبودیم.

دلگرم کننده است که کنگره حزب شما با یک شیوه سطحی به تحلیل از شکست سوسیالیسم برخورد نکرد، این احتمالاً به این دلیل نیز بود که هیچ‌کس، در حال حاضر در موقعیتی نیست که برای همه پرسش‌های باز پاسخی پیدا کند.

تقصیر شکست سوسیالیسم را تنها به گردن الگوهای گوناگون آن انداختن بسیار ساده خواهد بود. نتیجه نهایی این به معنی کنار نهادن کلیت ایده ما در جهان خواهد بود- و این یک مورد تاریخی منفرد نیست. حتا در زمانی که جنبش کمونیستی کارگری هنوز در گهواره بود، مردم را می‌ترساندند: نگاه کنید به: «شبحی در اطراف شما در گردش است، شبح کمونيسم»، اين با ديوسازی از قدرت جوان شوروی ادامه يافت: «خطر بلشويسم: شعاری که در زمان فاشیسم به اوج خود رسید. امروز، منطق دیوسازی از سوسیالیسم ادامه دارد، به مثابه سيستمی غیردمکراتیک، و استالینیستی. استالینیسم با فاشیسم هم‌تراز قرار داده می‌شود، يک تلاشدر جهت تبرئۀ فاشیسم.

امروزه، حزب کمونیست آلمان تنها حزبی است که وظايف کنونی را چنین درست در صف مقدم مبارزه قرار داده است، و برای نوسازی جمهوری فدرال با یک موضع روشن ضدسرمایه‌داری ایستاده است.

مطمئناً آزاد کردن خود از «شيزانی کردن سوسیالیسم در جمهوری دمکراتیک آلمان و نمایندگان آن»، و از پی‌آمدهای فاجعه‌باری که این کارزار لجن‌پراکنی در اذهان مردم به وجود آورده، دشوار است.

اما آیا احتراز از رویارویی با موضوع، سکوت اختیار کردن، در درازمدت درست خواهد بود؟ این سوسیالیسم، با همه اشتباهات و ضعف‌هایش یک «جامعه ضدسرمایه‌داری» واقعاً موجود بود؛ و چه اين حق را برايش قايل شويم يا نه، بنيادی‌ترين حقوق اساسی بشر را در زندگی، که ما کمونیست‌ها پاسدار آن هستیم، تحقق بخشید.

برای بیش از یک قرن احزاب بسیاری سوسیالیسم را در برنامه خود گنجانده اند، اما سوسیالیسم نخست در اتحاد شوروی، چین، کشورهای اروپای مرکزی (و شرقی) تحقق یافت، و کوبا فراموش نشود. و در برخی کشورها هنوز ثابت نشده که سوسیالیسم نمی‌تواند باقی بماند.

آن‌گونه که مسايل تکامل يافتند، و قبل از هر چيز تکامل خواهند يافت،

من بر این نظرم که زمان آن است که ارزیابی‌ها یک‌جانبه از سوسیالیسم، و محکوم کردن آن متوقف شود. با این وصف، مردم هم در شرق و هم در غرب به ایده‌آل‌های ما، به حزبی که به مثابه هدف خود اعلام می‌کند: در برابر سرمایه‌داری آلترناتیو فقط سوسیالیسم است، دوباره اعتماد می‌کنند.

من آشکارا می‌گویم، چون شرایط در اینجا، در سراسر جهان و در میهن بسیار جدی است، باید به بدگویی در باره گذشته پایان داد، زيرا اين‌را دشمن به اندازۀ کافی انجام می‌دهد.

در امتداد این خط، من معتقدم که این، چه براساس ملاحظات تاکتیکی یا هر چیز دیگری (من نمی‌توانم [انگیزه‌های مردم] را حدس بزنم) صورت گیرد، همان‌طور که تجربه در اینجا نشان می‌دهد، یا حتا واضح‌تر نشان خواهد داد، علیه حزب پژواک خواهد یافت و به این دلیل است که «حزب سوسالیسم دمکراتیک»۴ (PDS) خود را در بن‌بست می‌بینید.

این مطمئناً دشوار است، یک وظیفه دشوار برای حزب [حزب کمونیست آلمان] که در شرق [آلمان]- هم در شرق و هم در غرب در درون طبقه کارگر و در میان نسل جوان‌تر دوباره نيرو بگيرد. مطمئناً، شخص نباید رفقای کشتی شکسته‌ای را که هنوز حزب سوسیالیست متحد را خانه خود می‌دانند، و هم‌چنین آن‌هایی را که عضو حزب سوسیالست متحد بودند- و در هر حال به وسيلۀ خصم حذف می‌شوند- در نظر نگیرد.

اگر کسی بخواهد در شرق پا بگيرد، قادر نخواهد بود آن‌ها و مشکلات آن‌ها را دور بزند: آن‌ها در جهت یابی به کمک نیاز دارند. این وظیفه را نباید به سوسیال دمکراسی- که مشتاقانه در اين جهت تلاش می‌کند – واگذار کرد. شما مطمئناً به درستی می‌دانید- من این‌را به روشنی می‌بینم- که همه این‌ها، نیاز به یک تحلیل از مشکلات یا اشتباهات و ضعف‌های ما را، که دشمن را قادر ساخت به یک حمله سراسری علیه سوسیالیسم در اروپای شرقی دست بزند، رد نمی‌کند.

اما آیا در حال حاضر این مهم‌ترین وظیفه نیست، که پیش از آن‌که دوباره خیلی دیر شود، همه آن‌هایی را که مایلند، گرد آورد؟ شخص باید از آستانه تحمل عبور کند، بدین معنی که همه آن مشخصه‌های زشتی که در هر تغییر ناگهانی بیرون می‌زنند، مانند پیمان‌شکنی، بزدلی، فرصت‌طلبی و خیانت، نباید دید ما را تار کنند، زیرا در غیر این‌صورت ما هم‌چنان در موضع دفاعی خواهیم بود.

بله، ما می‌خواهیم خیلی‌ها را با خود همراه کنیم، ما می‌خواهیم همه را در مسیر خود همراه کنیم، اما این شامل زمان‌هایی نیز می‌شود که ما باید بپذیریم که برخی‌ها هنوز نمی‌خواهند ما را بفهمند، آن خیلی‌ها- حتا رفقا و هواداران- پس از [قرار گرفتن در معرض] این سیل مسموم، فوراً درک نمی‌کنند چرا ما باید این‌طور که عمل ‌کنیم، و بله، آن‌ها ممکن است بی‌درنگ با ما موافق نباشند.

اما این نیز یک درس از تاریخ نزدیک است: ما کمونیست‌ها هرگز نباید در گفتن حقیقت درنگ کنیم، حتا اگر در آغاز پذیرفته نشود.

درودهای صميمانۀ کمونیستی مارگوت و من،
اِریش
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان