کد خبر: ۱۸۷۹۸
تاریخ انتشار: ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۵:۴۵-12 August 2020
موضوع پایان‌نامه‌ام دربارهٔ تأثیر تجربه‌های زیستهٔ نویسندگان در روایت‌هایی از جنگ بود
. دلیل انتخابم و علاقه‌ام به ادبیات جنگ شاید به تجربهٔ زیستهٔ خودم در دوران کودکی برمی‌گشت.  

دههٔ هفتاد بود. در ظاهر و در واقعیت جنگ تمام شده بود، اما برای تمام خانواده‌هایی که ساکن آن مجتمع بودیم، هنوز تمام نشده بود. انگار مجتمع ۳۲ واحدی فارغ از زمان و مکان، در روزهایی از تاریخ جا مانده بود؛ روزهای عملیات و مارش نظامی.

همچنان خبر شهادت می‌آوردند. شهادت گروه تفحص موقع پیداکردن جنازهٔ شهدا، خبر شهادتِ جانبازان شیمیایی و در آخر هم، خبر شهادتِ سعید جانبزرگی، عکاسِ خوب و بزرگِ روزهای جنگ.

کارم را با پیداکردن آثاری از نویسندگانی که تجربهٔ حضور مستقیم در جنگ یا شهرهای جنگ‌زده داشتند، شروع کردم. قسمت لذت‌بخش نوشتن پایان‌نامه همین پیداکردن‌ها بود که بعدها نتیجهٔ کارِ من را به‌کلی تغییر داد.

من نتوانستم از نویسندگانِ زنی که آن روزها مستقیم و غیرمستقیم درگیر جنگ بودند، داستان یا رمانی پیدا کنم که از نظر تکنیکی هم اثر درخور و ارزشمندی باشند. خیلی‌ها گفتند که چرا پیگیر خاطرات شفاهی نیستم. ملاک من خاطرات زنان نبود. من به‌دنبال زنانِ نویسنده و روایت‌هایشان از جنگ بودم. بنابراین در بخش اول پایان‌نامه‌ام که بررسی رمان نویسندگان زن با داشتن تجربه حضور در جنگ یا زمان جنگ بود، دست‌خالی بودم و به رمانِ نویسندگان مرد پرداختم.
کمی جلوتر آمدم. حالا وقتش بود به‌سراغ نویسندگانی بروم که تجربهٔ مستقیمی از جنگ ندارند. همان‌ها که عواقب جنگ را دیده‌اند، نه خودِ جنگ.

«خون‌مردگی» نوشتهٔ الهام فلاح و «هرس» نوشتهٔ نسیم مرعشی دو تا از رمان‌هایی بود که وزنهٔ سنگین بخش دوم پایان‌نامه‌ام محسوب می‌شدند؛ دو نویسنده متولد دههٔ ۶۰ که احتمالا جنگ را به تمامی لمس نکرده‌اند، اما عواقب آن را به‌خوبی و روشنی درک کرده‌اند. نویسندگانی که از زن‌هایِ جنگ و پس از جنگ نوشته بودند؛ چیزی که در روایت‌هایی از جنگ و محدود به همسران شهدا، جانباز و مادران شهید و... خالی بود.

با این‌که وقتم برای تحویل پایان‌نامه کم بود، این دوتا کتاب را سه‌بار خواندم. بار اول مثل یک مخاطب معمولی مغلوب روایت و غم‌انگیزی روزهای بعد از جنگ «ابتسام» و «نوال»  بودم. دوبارِ بعدتر، آن‌ها را به‌قصد بررسی و تحلیل تجربهٔ زیستهٔ نویسندگان‌شان خواندم. و آن‌چیزی که حالم را توی نوشتن این بخش از پایان‌نامه‌ام خوش کرد، این بود: «اگر روایت مردان از جنگ، روایت خودِ جنگ است؛ روایت زنان، روایتِ زندگی در جنگ است.»

فاطمه بهروز فخر
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان