کد خبر: ۱۸۷۲۲
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۶:۳۵-09 August 2020
سابقه آشنایی مصدق با آيت‌الله کاشانی را باید در دوران بعد از شهریور ۱۳۲۰ جستجو کرد.
عصراسلام: قبل از طلوع سوم شهریور مصدق تحت نظر دو نفر کارآگاه شهربانی در احمدآباد ساوجبلاغ به امور زراعتی مشغول بود و آیت‌الله حاج سید ابوالقاسم کاشانی در منزل پدری واقع در پامنار کوچه صدراعظم نوری به تدریس علوم دینیه اشتغال داشت. 

آیت‌الله کاشانی در اواخر سلطنت «رضاشاه» یعنی در سال‌های ۱۳۱۸ و ۱۳۱۹ به طور آشکار وارد سیاست شد و در واقع بعد از سوم شهریور زمینه‌ی شرکت در صحنه سیاست برای ایشان آماده‌تر و بدون مانع و رادع بود و  به زندان متفقین افتاد. مصدق تا موقع حبس کاشانی کمتر با ایشان آشنایی داشت، ولی روزی که انتخابات دوره چهاردهم تقنینیه شروع شد و آیت‌الله کاشانی با اکثریت هنگفتی به نمایندگی مجلس شورای ملّی انتخاب شدند، در دکتر مصدق یک حس احترام به این مرد روحانی پیدا شد؛ زیرا برای او یقین شده بود مردی که در زندان بیگانه است و سرنوشت او به دست قضا و قدر سپرده شده و با همت و رشادت مردم تهران به نمایندگی انتخاب می‌شود، دارای شخصیت ویژه و قابل احترامی است.

وقتی مصدق به عنوان نماینده مردم تهران وارد مجلس شد، در یکی از جلسات علنی طی نطق مفصلی شدیداً به متفقین در مورد توقیف رجال ایران اعتراض کرد و آزادی فوری آنها را خواستار شد. پس از این­که کاشانی از توقیف انگلیس‌ها آزاد و وارد تهران شد، دکتر مصدق به ملاقات ایشان رفت و بدون اطلاع قبلی وارد منزل آیت‌الله گردید و در میان صدها نفر از مردم تهران که به ملاقات آمده بودند، از کاشانی دیدار  نمود. در این ملاقات دکتر جلال عبده نماینده مجلس هم حضور داشت و این تنها ملاقاتی بود که دکتر مصدق از کاشانی می‌کرد تا اینکه دوره مجلس چهاردهم پایان یافت و قوام‌السلطنه زمامدار امور گردید و پس از چندی آیت‌الله کاشانی را توقیف و تبعید نمود.

نامه دکتر مصدق به قوام السلطنه

در آن دوران توقیف کاشانی بزرگترین ضربه‌ای بود که به روحیه دکتر مصدق وارد کرد، لذا طی نامه‌ مفصلی شدیداً به قوام‌السطنه اعتراض کرد، در صورتی که آن روزها هیچکس را جرأت انتقاد از نخست‌وزیر نبود. در دی ۱۳۲۵ وقتی انتخابات تهران شروع شد ملیِون لیست کاندیداهای خود را منتشر نمود.

در این لیست کاشانی در صدر قرار داشت. کاشانی در آن روزها در یکی از دهات قزوین تبعید بود وقتی این لیست منتشر شد، کاشانی نامه‌ای از تبعیدگاه به دکتر مصدق نوشت که همین نامه پیمان مودت و صمیمیت را بین دو مرد سیاسی و روحانی برقرار کرد. در دی ۱۳۲۶ آیت‌الله کاشانی از تبعیدگاه به تهران مراجعت کرد و مجدداً دکتر مصدق در منزل شخصی آیت‌الله به ملاقاتشان رفت و برای اولین بار یکدیگر را بوسیدند و مدتی با هم به مذاکره پرداختند.

بر اثر توقیف و تبعید کاشانی دکتر مصدق به ملاقات شاه نمی‌رود

در خلال سال ۲۶ و ۲۷ بارها بین مصدق و کاشانی ملاقات روی داد تا این‌که شب ۱۵ بهمن کاشانی برای سومین بار توقیف و به خرم‌آباد تبعید شد. دکتر مصدق آن روزها در احمدآباد اقامت داشت و به مجرد اطلاع از توقیف کاشانی به تهران آمد و برای اعتراض به توقیف کاشانی، در سانحه ۱۵ بهمن به شاه تبریک نگفت و در مقابل اصرار رؤسای دربار، به ملاقات شاه نرفت. در انتخابات دوره شانزدهم، باز جبهه ملّی نام کاشانی را در صدر سایر نام‌ها به اطلاع مردم تهران رسانید.

دکتر مصدق از منصور، آزادی کاشانی را می‌خواهد

در فرودین ۱۳۲۹ وقتی که منصورالملک به نخست‌وزیری رسید و آقا سید جلال‌الدین تهرانی به نیابت از منصور در روز ششم فروردین به احمدآباد رفت و مصدق را ملاقات نمود، دکتر اولین تقاضایی که از دولت جدید نمود مسأله بازگشت کاشانی به ایران بود و دیگر اصلاح قانون انتخابات و مطبوعات را باید نام برد. آقای سید جلال‌الدین تقاضاهای دکتر مصدق را به اطلاع منصور رسانید و به فوریت منصورالملک شخصاً دکتر مصدق را ملاقات و قول صریح داد در مورد بازگشت کاشانی از شاه ملاقات و محترمانه از ایشان تقاضای بازگشت به ایران نمایند و همین‌طور هم شد.

تلگراف به کاشانی

در تاریخ ۱۶ اردیبهشت این تلگراف به وسیله سفارت ایران در لبنان به آیت‌الله کاشانی مخابره گردید: «جناب حجت‌الاسلام آیت‌الله کاشانی دامت برکاته چون مدت مسافرت جناب مستطاب عالی طولانی شده است اکنون مراتب عطوفت و ملاطفت اعلی‌حضرت همایون شاهنشاهی را ابلاغ و با تجدید ارادت خود، مراجعت جنابعالی را انتظار و التماس دعا دارم. نخست‌وزیر علی منصور پس از مخابره این تلگراف و وصول پاسخ آن به منصور بالاخره آیت‌الله کاشانی حاضر به مراجعت شده و روز ۲۰ خرداد با هواپیمای مصری وارد فرودگاه مهرآباد شدند.

مصدق در فرودگاه مهرآباد از کاشانی استقبال می‌کند

مصدق شخصاً در فرودگاه حاضر و از دوست صمیمی خود استقبال نمود. از این به بعد صمیمیت مصدق و کاشانی روزبه‌روز مستحکم‌تر می‌شد و کاشانی غالباً برای شرکت در جلسات به منزل مصدق می‌رفت تا اینکه در پنجم اردیبهشت مصدق به نخست‌وزیری منصوب و عصر همان روز ملاقات مهمی بین مصدق و کاشانی در تجریش به عمل آمد و کاشانی جداً مصدق را تشویق به سمت نخست‌وزیری نمود. 

در مدت ۲۰ ماه که مصدق نخست وزیر بود، ۱۵ بار آیت‌الله کاشانی به ملاقات مصدق رفت و مصدق نیز ۳ بار با آیت‌الله کاشانی ملاقات نمود. ملاقات اوّل روز پنجم اردیبهشت ۱۳۳۰ در تجریش و دوّم تابستان همان سال در باغ دکتر طرفه در قلهک و سومی چند ماه بعد در منزل شخصی آیت‌الله واقع در پامنار، به مناسبت بازگشت کاشانی از سفر بیت‌الله بود. 

در مقابل، آیت‌الله کاشانی چهارده بار با مصدق غذا صرف کرد و ده‌ها نامه به ایشان نوشت و پاسخ دریافت داشت. نگارنده بارها گفته به گوشم شنیدم هر وقت دکتر مصدق نام آیت‌الله کاشانی را به زبان می‌آورد می‌گفت «آقا» فلان طور گفتند، «آقا» فلان پیغام را دادند و نیز کاشانی هر وقت نام دکتر مصدق را به میان می‌آورد «جناب آقای دکتر مصدق» می‌گفت و عموم اهالی این مملکت می‌دانند روابط این دو تا چه حد بود. (۱)

ولی متأسفانه این دوستی و صمیمیت در اثر توطئه دشمنان آزادی مردم ایران، سرانجام به «دشمنی» تبدیل شد که از چگونگی و نتایج آن همگان آگاه می‌باشیم! و بی‌شک در این امر مهمّی مانند اختلاف بین این دو شخصیت، نمی‌توان یک طرفه به داوری نشست و فقط یک نفر را گناهکار نامید...



۱ـ از کتاب: زندگی‌نامه و مبارزات سیاسی دکتر مصدق، تألیف: دکتر نصرالله شیفته (سردبیر روزنامه باختر امروز)، چاپ تهران، صفحه  ۱۳۲ ـ ۱۲۹.

منبع : فصلنامه تاریخ و فرهنگ معاصر - شماره ۶و۷
 (فصلنامه گروه تاریخ مرکز بررسی‌های اسلامی قم)
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان