کد خبر: ۱۸۶۳
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۰۵:۲۰-13 May 2018
دیرم شده است و عجله دارم، ترافیک شدیدی در یک مسیر معمول در کوچه‌پس‌کوچه‌های اطراف خانه‌مان ایجاد شده است.
از پلیسی که به نظاره ترافیک ایستاده است دلیل را می‌پرسم، می‌گوید کوچه فولان (تنها مسیری که دو خیابان پرتردد را به هم وصل می‌کند) دیروز یک‌طرفه شده است، می‌گویم چرا یک‌طرفه‌اش کرده‌اند؟ می‌گوید یک نماینده #مجلس خانه‌اش در این کوچه است، چون تردد زیاد بوده یک‌طرفه‌اش کردند. دیرم است چه‌کار کنم؟ -این خیابان را ورود ممنوع برو

همکارم از من سراغ فایل‌هایی که یک‌ماه پیش روی آن کار می‌کردیم را می‌گیرد. تقریبا همه فایل‌هایم را روی تلگرام نگهداری می‌کردم (تمام گروه‌های کاری به علاوه چت با خودم که هر مطلب جالب یا مهمی که می‌خواستم همواره در دسترسم باشد آنجا بود). ناچار می‌شوم #فیلترشکنی را فعال کنم که بتوانم به فایل موردنظر دسترسی پیدا کنم و برای همکارم ارسالش کنم.

از سال ۹۵ برای یک سفر خارجی برنامه‌ریزی کرده‌ام، همه کارهایم اعم از رزور هتل و بلیط و ... انجام شده است اما برای تهیه #ارز به مشکل خورده‌ام. دوستی به زحمت یک نفر را پیدا کرده است که می‌تواند قاچاقی مقداری ارز را به چند برابر قیمت مصوب به من بفروشد اما همچنان دو دل هستم که این کار را انجام دهم یا نه

وارد بانک می‌شوم و شماره می‌گیرم، ۱۸۲. ۲۱ نفر قبل از من هستند و تنها یک باجه به فعالیت مشغول است. شماره ۱۶۹ روی صندلی افتاده است، دو دل هستم که آن را بردارم یا نه. آقایی وارد می‌شود و پس از سلام و علیک بدون شماره به سمت باجه فعال می‌رود، مردم شروع به اعتراض می‌کنند، مسئول باجه می‌گوید ایشان معاون #شهردار هستند (شهرداری ساختمان چسبیده به بانک است) و سرشان شلوغ است. اجازه دهید کارشان را انجام دهم. آقای معاون کارشان را انجام می‌دهند و می‌روند. من هنوز دو دلم که شماره را بردارم یا نه

در فروشگاه لوازم آرایشی یک عطر را انتخاب کرده‌ام اما برچسب شبنم ندارد. قیمتش هم با بازار ۱۳۰هزارتومان تفاوت دارد. می‌پرسم چرا برچسب شبنم ندارد، می‌گوید خانم بیا همین الان برایت بچسبانم، می‌گویم خب این جنس #قاچاق است، می‌گوید همه دارن می‌دزدن من هم روش. دو دل می‌شوم که عطر را بخرم یا نه

به مطب دکتر رفته‌ام، موقع پرداخت ویزیت خانم منشی اعلام می‌کند که کارت‌خوان نداریم، از منشی می‌پرسم آیا آقای دکتر مالیات پرداخت می‌کنند یا نه اما ایشان با بدرفتاری برخورد می‌کنند. –من حق دارم بدانم که آیا دکتر معالجم مالیات می‌پردازد؟ -پس لطفا دیگر اینجا تشریف نیاورید.

فرقی نمی‌کند هدفتان چه باشد، یک خرید ساده، رستوران رفتن، قدم زدن در پارک یا تلفنی صحبت کردن با دوستی در خارج از کشور، همه و همه ممکن است باعث شود که شما جرمی مرتکب شوید. این‌ها داستان نیستند بلکه پیشامدهای روزمره‌ای هستند که یک شهروند معمولی که شاید تمام زندگیش تلاش کرده قانون مدار باشد تجربه می‌کند. تقریبا هر روز مصادیقی اینچنین را می‌بینیم و هر بار تلاش مذبوحانه‌ای صرف می‌کنیم تا در مسیر قانون حرکت کنیم. سعی می‌کنیم به قوانین، اجتماع، مردم و محیط‌ احترام بگذاریم اما همیشه احساس تغابن با فرد قانون مدار همراه است. چراکه حس می‌کند همه در برابر قانون برابر نیستند و اگر قانون‌مدار باشد خودش را از بعضی حقوق و امکاناتی که دیگران به آن دسترسی دارند محروم کرده است. 

در حوزه کار من (حوزه استارتاپی) محدودیت منابع وجود دارد و همواره برای خرید یا دسترسی به این منابع با مشکلات زیادی دست‌وپنجه نرم ‌می‌کنم. برای استفاده از خیلی ابزارهای مرتبط با کارم موانع جدی وجود دارد. هر بار که با هرکسی درباره مشکلات حرف می‌زنم خیلی راحت مرا حواله به #مهاجرت و خارج می‌دهد. برای من و کسانی مثل من که تلاش داریم در ایران بمانیم و مجرم نباشیم شرایط بسیار پیچیده شده است. تقریبا برای هر نوع کاری نیازمند قانون‌شکنی هستیم. من نمی‌خواهم مجرم باشم فقط می‌خواهم جریان ساده و امنی در زندگی‌ام جاری باشد و بتوانم در آبادانی کشور خودم بکوشم. من فکر می‌کنم که باغچه را می‌شود به بیمارستان برد.

نگین یشمی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان