کد خبر: ۱۸۵۴۰
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۴:۲۱-01 August 2020
وقتی فرگشت بدون هوشمندی و هدفمندی معنا ندارد...
عصراسلام: تمام تلاش ریچارد داوکینز در این کتاب - ساعت‌ساز نابینا [۱] - این است که نشان دهد: «جهان و مخصوصاً محدودهٔ زیست‌شناسی، به‌طور تصادفی به‌وجود آمده است.» او در بخش‌هایی که هستهٔ کتابش را تشکیل می‌دهند، اعتراف می‌کند که اگر پروتئینِ هموگلوبین یک‌باره ایجاد شود، احتمال تشکیل آن یک‌ بر ده به توان ۱۹۰ است؛ یعنی: مخرج کسر ۱۹۰ صفر دارد!!! عددی بی‌نهایت کوچک که عملاً امکان تصادفی ساخت آن، صفر است.

این احتمال بی‌نهایت کوچک، تکیه‌گاه اصلی استدلال خلقت‌گرایان در توجیه هوشمندی و هدفمندی خلقتی است که بدون تردید، توسط خداوندی حکیم و با درنظرداشتن غایتی اولیه‌ ساخته شده است.

اما داوکینز برای این احتمال ضعیف، تفسیر دیگری دارد. او چنین ادعا می‌کند که ساخت مولکول‌های زیستی حاصل «انتخاب انباشتی» است، نه «انتخاب تک‌مرحله‌ای»؛ یعنی، هرگاه که جزیی از مولکول به‌طور تصادفی شکل گیرد، انتخاب و تثبیت می‌شود و به این ترتیب، انتخاب‌های بعدی محدود می‌شوند. او برای توضیح بیشتر، یک برنامهٔ کامپیوتری را مثال می‌زند که می‌خواهد به‌طور تصادفی این جملهٔ هملت - از شخصیت‌های آثار شکسپیر - را تولید کند:

«Methinks it is like a weasel»

که احتمال تایپ تصادفی آن، حدوداً یک‌ بر ده به توان چهل است که عملاً غیر ممکن است!
اما او چنین استدلال می‌کند که برای انجام انتخاب انباشتی، در هر مرحله‌ای که کامپیوتر حرفی را شبیه حروف جمله اصلی پیدا کرد، باید آن را متوقف کرد و سایر حروف را تا رسیدن به جملهٔ مطلوب ادامه داد. بنابراین همان طور که خود او نشان داده است، کامپیوتر با همین دستکاری کوچک، این کار را طی چهل مرحله و نه ده به توان چهل مرحله انجام می‌دهد.

اما در این توضیحات او، مشکل بزرگی مشاهده می‌شود. اگر خوب به روش انتخاب انباشتی او دقت کنیم، متوجه می‌شویم در این دستکاری، هم عامل هدفمندی وجود دارد و هم عامل هوشمندی!
از همان ابتدا، انتخاب اولیهٔ جملهٔ اصلی در حکم هدفمندی (هدف: تولید جملهٔ نهایی) و نحوهٔ دستکاری متناسب با این هدف، در حکم هوشمندی است!

پس ساخت جملهٔ معنادار، اگر از راه انتخابِ تک‌مرحله‌ای انجام شود، لاجرم به احتمالات نزدیک صفر می‌انجامد که به اعتراف خود او بسیار نامعقول است، یا در انتخاب انباشتی، مجبور است به هدفمندی و هوشمندی که خصیصه‌های اصلی تکاملِ هوشمند است، متوسل شود!

این را نیز اضافه کنیم که این احتمالات تنها برای یک جملهٔ ۲۳ حرفی است، درحالی‌که بنابه اعتراف خود او، احتمالِ تصادفی‌بودن پیدایش یک موجود به مانند این است که یک میمون به‌طور تصادفی شروع به تایپ کند و کل کتاب شکسپیر را بنویسد!

بنابراین داوکینز در دام افتاده است و تشبیهی که می‌آورد، ناخواسته خلاف ادعایش را ثابت می‌کند و خود، نوعی اعتراف به هوشمندی و هدفمندی خلقت است.

البته دیوید برلینسکی شبیه‌سازی کامپیوتری را بدون دستکاریِ هوشمندانه و هدفمند انجام داده است که خروجی آن، چیزی جز یک مشت فرآوردهٔ بی‌نظم و بی‌معنی از داده‌های کامپیوتری نیست.

اما ببینیم آیا اصول فرگشت قادر به دفاع از خود هستند یا خیر؟!

فیلتری که داوکینز برای انتخاب انباشتی تعیین کرده بود، رویه‌ای هوشمندانه و هدفمند بود. اما آیا این فیلتر در طبیعت هم هوشمندانه و هدفمند است؟

با مطالعهٔ اصول فرگشت درمی‌یابیم، شاید فیلتری که داوکینز برای انتخاب انباشتی عنوان می‌کند، زنده‌ماندن و تولیدنسل باشد؛ یعنی، چنانچه تغییرات تصادفیِ ژنتیکی در راستای بقای موجودات باشند، موجودات به‌طور طبیعی باقی می‌مانند و به‌اصطلاح انتخاب می‌شوند.

اینجا باید بر او اعتراض کرد که اگرچه فرضاً برای مدتی، این فیلتر باعث دوامِ ویژگی مفید موجود زنده باشد، به همان دلیلی که به‌ وجود آمده، - جهش ژنتیکی - دوباره از بین رفته است و هیچ مکانیسمی برای بقای آن تعریف نشده است.

باید دقت کنیم زنده‌ماندن و بقای نسل، عواملی بیرونی هستند که صد البته باعث پیدایش این تغییرات نشده‌اند، بلکه جهش‌های ژنتیکی عامل ایجاد این تغییرات هستند، [۲] بنابراین سازگاری با عوامل بیرونی که باعث زنده‌ماندن موجود می‌شود، فقط تا زمانی بقای موجود را تضمین می‌کند که دوباره جهش ژنتیکی رخ ندهد؛ چراکه پس از مدتی، همان جهش ژنتیکی که باعث بقای موجود شده بود، این بار باعث ایجاد تغییراتی ناهمگون در آن می‌شود که او را با محیط ناسازگار می‌سازد و منجر به نابودی او می‌شود. 

اینجا دیگر بر خلاف برنامهٔ کامپیوتری (!) داوکینز، چیزی مانع تغییر ویژگی‌های مفید نیست.

بنابراین یا باید احتمالاتِ نزدیک صفر را برای انتخابِ تک‌مرحله‌ای بپذیریم که به اعتراف خود او بسیار نامعقول است، یا باید در انتخاب انباشتی به هدفمندی و هوشمندی که خصیصه‌های اصلی تکامل هوشمند است، متوسل شویم و در هر دو حالت، خلقت هوشمندانه خواهد بود! عجیب آن است که این کتاب، یکی از منابع اصلی فرگشت‌گرایان در مبارزه با احتمالات است و این قسمت از کتاب، نیز هستهٔ اصلی ادعاهای داوکینز است!!! 

پی‌نوشت:
[۱] از «ساعت‌ساز» به ناظم جهان تعبیر می‌شود که ایدهٔ آن از نیوتن بود. از قرون وسطی، برخی از خداباورانِ غرب، جهان را به ساعتی دقیق تشبیه می‌کنند و می‌گویند که چنین دقت و نظمی، باید ناظمی داشته باشد. داوکینز نیز نظم موجود در نظام هستی را پذیرفته است؛ اما ادعا می‌کند که «تصادف» و «انتخاب انباشتی» باعث این نظم شده‌اند و می‌خواهد با به‌کاربردنِ صفت «نابینا»، مفاهیم هوشمندی و هدفمندی را از این ایده خارج کند.
[۲] تبیین نیوداروینیسمی از فرگشت.


نویسنده: ابراهیم سوری
کانال رد شبهات ملحدین
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها