کد خبر: ۱۸۵۳۰
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۸:۲۷-01 August 2020
هنگامی که دیدم جهان به طرف استفاده از انرژی اتمی در کارهای مختلف می‌رود و شاه نیر زمزمه ساختن نیروگاه‌های اتمی می‌کند، شرکتی به نام شرکت انرژی اتمی ایران تأسیس کردم که مدیریت آن را مدیرعامل سابق آی.بی.ام آقای مهندس محمدصادق سعیدی بر عهده داشت.
عصراسلام: ایشان را به اروپا و آمریکا فرستادم تا چند متخصص اتم‌شناس استخدام کند و به ایران بیاورد. از جمله افرادی که به ایران آورده شدند، یک آلمانی دانشمند به نام پروفسور اشمیت بود.

در اثر همکاری من و دکتر اعتماد و متخصصانی که در اختیارداشتیم، پس از چندماه مذاکره بر سر هر لغت و جمله، سرانجام نمونه قولنامه مربوط به خرید نیروگاه‌های اتمی تهیه شد و براساس آن، دکتر اعتماد قراردادی با شرکت آلمانی KWU برای ساختن دو نیروگاه در بوشهر و متعاقب آن قرارداد دو نیروگاه دیگر با شرکت فرانسوی فراتوم امضاء کرد. در این قولنامه، سیاستهای شاه و منافع ایران و نظر اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها دقيقاً رعایت شده بود.

شرکت انرژی اتمی ایران یعنی INECO می‌بایست افراد تربیت‌شده را برای تصدی امور اتمی در سال ۱۹۸۰ در اختیار سازمان نیروی اتمی بگذارد. در این سال، قرار بود که اولین و دومین نیروگاه اتمی آلمان‌ها به نام ایران یک و ایران دو تحویل شود.

دکتر اشميت، متخصص آلمانی شرکت INECO، روزی به نزدم آمد و گفته این واحدهای برق اتمی برای یکسال و نیم دیگر تمام می‌شود و من پیشنهاد بسیار جالبی دارم. سازمان انرژی اتمی ایران باید تفاله‌های اتمی را در جایی دفن کند. بهترین جای دفن آن کویر لوت است. اگر ایران بخواهد می‌تواند با اروپایی‌ها که گرفتار همین تفاله‌ها هستند قراری بگذارد تا آنها نیز تفاله‌هایشان را در کویر لوت دفن کنند. البته محافظت بین‌المللی هم لازم دارد. بدین نحو، ایران هم پرستيژی کسب می‌کند و هم به استفاده مادی دست می‌یابد. از دکتر اشميت خواستم گزارشی کتبی در این مورد تهیه کند.

وقتی همراه اعلی‌حضرت برای چند روزی به جزیره کیش می‌رفتم، هنگام عبور هواپیما از روی کویر به شاه عرض کردم: اگر اجازه می‌فرمایند من راجع به تفاله‌های نیروگاه‌های اتمی مطالبی را در کیش به عرضتان برسانم. موافقت کرد و گفت: بدم نمی‌آید که دراین مقوله اطلاعاتم تکمیل شود. بعد از ناهار بیا کنار دریا بنشینیم باهم صحبت کنیم.

پس از آنکه پیشنهاد دکتر اشمیت را به اطلاع شاه رساندم، وی پرسید: آیا با شخص دیگری هم در این زمینه صحبت کرده‌ای؟ عرض کردم: خیر، مقصود شاه دکتر اعتماد بود. پس از آن شاه گفت: به نظر من فکرخوبی است ولی فعلاً دراین باره با کسی حرف نزن.

یک روز متوجه شدم که شاه بدون اطلاع کار خودش را کرده و با دولت‌های اروپایی قرارهایی گذاشته است تا آنها تفاله‌های اتمی خود را به ایران بیاورند و به همان ترتیب که دکتر اشميت گفته بود در کویر دفنشان کنند. با فهمیدن اینکه پیشنهادش عملی شده، دکتر اشمیت به من اعتراض کرد که چرا در جریانش نگذاشته‌ام.

شاه نقشه بسیار بسیار محرمانه‌ای در سر داشت و مخفيانه سفارش خرید لابراتواری را داده بود که آن لابراتوار می‌توانست اورانیوم را غنی کند و پلوتونیومی بسازد که در ساختن بمب اتمی مصرف دارد. معاون سازمان نیروی اتمی دکتر احمد ستوده‌نیا که ساختن نیروگاه‌ها و سفارش اجناس زیرنظر او بود، ورود چنین لابراتواری را به من اطلاع داد و تقاضا کرد که از اعلی‌حضرت سؤال شود که آیا قصد از سفارش لابراتوار که دکتر ستوده‌نیا نیز از آن بی‌خبر مانده است، چیست؟ 

من وقتی مطلب را با شاه در میان گذاشتم خیلی ناراحت شد ولی خونسردی و متانت خود را حفظ کرد و پرسید: تو این را از کجا می‌دانی؟ عرض کردم: اعلی‌حضرت آگاه‌اند که تشکیلات من با سازمان نیروی اتمی همکاری نزدیک دارد. شاه با اصرار می‌خواست بداند چه کسانی از این قضیه اطلاع دارند. سعی کردم ستوده‌نیا را لو ندهم و دروغ هم نگفته باشم. از این جهت گفتم: ممکن است دکتر اعتماد و معاونش چیزهایی بدانند. بعدها اطلاع پیدا کردم که سرهنگی را که گویا متخصص اتم بوده و در بازنشستگی مصلحتی به سر می‌برد برای آنجا مطرح محرمانه شاه مامور همکاری با سازمان نیروی اتمی کرده‌اند.


مصاحبه ابوالفتح محوی با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها